و اكثار نرساند البته در تقويت قلب آن منفعت عظيم بخشد و مستعمل آن محفوظ ميماند از عفونات وبائى و حركات رديهء اخلاط و هيچ يك از سموم را در وى اثرى چندان نخواهد بود و قوت تمام خواهد پوست و عمرش را خواهد شد كسى كه مزاجش حار باشد و يا در فصول و بلدان حاره باشد تجويز استعمال آن از براى او در حفظ صحت نشده و همچنين بجميع معاجين جوارشارات حاره و بعد ازين ترياق و مثروديطوس در نفع دواء المسك مرّ است كه موافق است از براى اصحاب امزجهء معتدله و دواء المسك حلوكه موافق است در امزجه بارده و دواء المسك در تفريح قلب ازين ترياق كمتر نيست و شايد در تقويت قلب نيز از آن كمتر نباشد همچنين در تقويت تمام اعضا و مقاومت با جميع سموم نميكند بلكه مقاومت مىكند با سمومى كه جارى مجراى بيش باشند و فائدهء وى در نهوش و لذوع حيوانات سميه كمتر است از فائدهء ترياق در سموم بعد از دواء المسك در نفع در مفرح كبيراند و بعد از آن معجون نجاح فائده ديكر بدانكه اين ترياق را بحسب بسائط آن آثار و قوتها است و بحسب صورتى كه بر آن فائض شده از تخمير آن مدتى كه حاصل شده در آن مزاجى ثانوى صناعى اثار و قوتها چند كه شايد جملهء آن آثار و قوتهاى اقوى و افضل باشند از قوتها هريك از بسائط آن و نبايد ملتفت شد بقول اطبا كه ترياق فاروق نفع ميدهد از براى فلان مرض بسبب سنبل و از براى فلان مرض بسبب مرّ بلكه نافع است بسبب انها ليكن عمده و اصل صورت آن است و اتفاق است بدانكه صورت آن جليل است در منفعت و عظيم است در خاصيت و ممكن نيست ما را كه اشاره كنيم بسوى آن و بسوى مناسبت آن مر افعال آن را اشاره روشن بچه سبب اين منافع و اثار از آن صادر ميكردد
فصل در بيان امتحان اين ترياق و فرق ميان طرى و قوى و عتيق و ضعيف و جيد و ردى و صحيح و غير صحيح آن
بدانكه از جملهء امتحانات اين ترياق يكى آن است كه بياشامانند انسانى را مسهل قوى بمنزله سقمونيا و شحم حنظل و صبر كنند تا آن مسهل شروع به عمل كند پس بياشامانند او را ازين ترياق پس اكر حبس كرد عمل اسهال آن را تازه و قوى و جيد صحيح است و الا فلا و مقدارى كه از براى تجربه و امتحان داده مىشود و وزن نيم درهم است حنين كفته كه دليل بر آنكه ترياق فاروق حديث قوى جيد صحيح است حبس دواى مسهل است يعنى هرگاه دواى مسهل نوشيده باشند و نيست خاصيت اين ترياق آنكه حبس اسهال كند و ليكن حبس اسهال دواى مسهل مىكند بسبب آنكه ضعيف ميكرداند قوت دواى مسهل را به جهت آنكه ادويهء مسهل را قوت سميت مىباشد و اين ترياق باطل مىكند قوت انها را شيخ داود انطاكى كفته كه امتحان كرده مىشود اين ترياق در كسى كه مقى قوى مثل جوز القى خوردهء باشد پس اكر در اول عمل اين ترياق به او خور بندند و قطع عمل آن مقى نمود صحيح است و الا فلا و بعضى اطبا كفته كه همچنين است در قطع انزال يعنى كسى كه جماع كند چون زمان انزال قريب شود بنوشد از اين ترياق پس اكر منع انزال نمود صحيح است و الا فلا و نيز از امتحانات آن آنست كه افعى را بر حيوانى مسلط سازند كه بكزد آن را پس بخورانند آن را سه مثقال ازين ترياق پس اكر قطع اثر سم از آن كرد و آن حيوان زنده ماند صحيح است و الّا فلا و نيز از امتحانات آن آنست كه خون بسته را بكذارد و نيز از امتحانات آن امتحانى است كه جالينوس ذكر كرده و آن اين است كه صيد كنند خروس برى را كه مزاج آن احر و ايبس از خروس اهلى و مسلط سازند جانورى سمى كزنده را بر آن پس بخورانند نيم درم اين ترياق پس اكر زنده ماند آن ترياق جيد است و الا فلا حنين كفته كه دليل بر آنكه اختيار كرده شده از براى تجربه خروس برى كه احر و ايبسست و تجربه كرده نميشود در خروس اهلى آن است كه خروس اهلى كوشت آن نرم و سخيف است و بعد از كزيدن شايسته آن نمىماند زمانى كه تجربه صحيح كردد بلكه ميكذرد و سمّ از آن به زودى و ميرسد بسوى اعضاى شريفه آن و اما خروس برى كه طبع آن ايبس است و كوشت آن صلب پس جارى نميكردد در آن سم به زودى و نيز از امتحانات اين ترياق آن است كه از سموم خورده باشد پس اكر دفع مضرت سم از او كرد آن شخص زنده ماند جيد است و صحيح و الا فلا شيخ رئيس كفته كه كمان من آنست كه بايد كه امتحان كرده شود بر كسى كه افيون و شوكران و مانند آن خورده باشد و اما اكر بيش و امثال آن خورده باشد پس منفعت اين ترياق از براى او قليل است و همين است كه تدافع موت كند بمهلت وافى و ميفرمايند كه ظن من آن است كه دواء المسك انفع از جميع ترياقات باشد از براى كسى كه بيش خورده باشد و ميفرمايند كه انفع جميع فادزهرات از براى بيش خورده و از براى رفع مضرات آن جدوار است و از امتحاناتى كه ذكر شده از براى علم بحديث قوى اين ترياق از قديم ضعيف و كامل التركيب آن آنست كه قدرى از آن را در كلوى مارى اندازند پس اكر آن مار مرد آن ترياق حديث قوى جيد كامل التركيب است و الا فلا و نيز از امتحانات آن آنست كه كسى را كه مار و افعى و كلب كلب عقرب و رتيلا و امثال اينها كزيده باشد بخورانند به او مقدارى ازين ترياق كه مقرر است از براى دفع مضار هريك ازينها پس اكر رفع مضرت انها از بدن كرد و آن شخص خلاصى يافت خوب است و الا فلا و بعض اطبا كفته بايد كه امتحان كرده شود در امراض مزمنه كه بدواى ديكر علاجپذير نباشد چون شهوت كلبى و سعال مزمن و درد معده و امثال اينها مقدارى كه مناسب حال آن شخص و آن مرض باشد با چيزى كه مقرر است كه استعمال آن با آن چيز در آن مرض كرده شود پس اكر او مريض از آن مرض شفا يافت خوب است و الا فلا و شنيده شده در امتحان آن كه اكر شير
را متجبن كرداند چون بان زنند خوب است و الا برين چندان اعتمادى نيست زيرا كه فعل عسل و بعض ادويه ديكر نيز همين است و بايد دانست كه ترياق فاروق را مادام كه امتحان و تجربه نكنند و قوت و ضعف آن را ندانند و خوبى و بدى آن را تحقيق ننمايند بايد كه مرتكب استعمال آن نشوند و چون خاطر از امتحان و تجربه آن جمع كردد در زمان احتياج به قدر مقرر از آن از براى هر مرض و مقدارى كه مزاج آن شخص برداشته باشد بدهند فايدهء تمام و سود لا كلام و نفع عظيم باذن شافى حكيم جل اسمه مىبخشد
فصل در ذكر شروط استعمال ترياق الافاعى در نفع از براى جمله امراض با چيزهاى خاص و مقدارى معيّن كه شرط است در نفع از براى انها
بدانكه سبق ذكر يافت كه اين ترياق جيد و نافع است از براى جميع امراض و حفظ صحّت الا آنكه استعمال آن كاه مىباشد بلا شرط و ذكر كرده شد منافع مطلقه بلاشرط آن را و كاه مىباشد به شرطى خاص و با چيزى خاص و مقدارى معين پس بدانكه بايد كه استعمال كرده آن كاه مىباشد بلا شرط و ذكر نشود در مثل جذام و برص و اختلاط عقل و فالج و لقوه و استرخا و رعشه و تشنج و تمدد و صرع و خدر و اختلاج و سوى هضم مكر بعد از تنقيهء تام به مثل ايارج لوغاذيا و ايارج ثيادريطوس و بايد كه مجذوم بعد از تنقيهء تام در اول روز و اخر روز باب كرم بياشامد ناشتا تا چهل روز و در ايام خوردن آن طلا كند آن را بر بينى در شها و سعوط كند از آن در اوائل روزها و هرگاه جذام مستحكم شده باشد بايد كه سلوك اين قوانين را تا يك سال صرعى دارد مكر در سعوط كه در هر پانزده روز يك مرتبه بان سعوط كند و بعضى كفتهاند بايد كه آشاميده شود از براى جذام بمرقهء افاعى يا با طبيخ لسان الثور به جهت آنكه اين بهتر است از براى نيكو شدن رنك و رستن موى و صاحب برص برص بخورد آن را همچنان كه ذكر شد از براى جذام و بخراشد موضع برص را و طلا كنند از آن بر آن موضع و صاحب فالج بياشامد با طبيخ رازيانه و كرفس و بسفايج فستقى و روغن