تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
تا خشك كردد و دو هر سه سير ازين يك سير صندل سفيد خوشبو بكلاب سوده و دو توله مشك سوده داخل نموده در ظرف چينى نكاه دارند و بعد از يك ماه استعمال نمايند

عبير مايهء ديكر از آن اقوى

صنعت آن

اكر غرقى خام اشنه سنبل الطيب لادن عنبر صندل اعلى بهارنارنج از هريك يك اثار بيخ بنفشه نيم اثار مشك چهار توله كلاب يك شيشه عرق بهار دو شيشه ادويه آنچه كوبيدنى است جوكوب نموده بدستور با دو من زغال طبخ دهند و به كار برند

ميد كه مايهء بعض عطرها است

صنعت آن

اكر غرقى بهارنارنج لادن عنبرى اشنه خالص از هريك يك اثار مشك خالص چهار توله كلاب به قدر آنكه در آن پخته شود ادويه را جوكوب نموده على الرسم مرتب نمايند

[ ارنب برى ]

ارنب برى معرب ارنباء سريانى و به عربى نمود بنون و راى مهمله و به فارسى خركوش و بتركى دوشان و بهندى سساوسسه و كهره و بيونانى فروسيمون و نيز ارنب را غروس و غرساوس و بسريانى لاغوسى نامند و آن حيوان معروف است بجثهء كربه با موهاى نرم و مثل زنان حيض مىبيند و كويند منقلب ميكردد نر آن بماده و بالعكس و اصلى ندارد بلكه يك سال نر آن بسيار مست ميكردد و يك سال مادهء آن و سياه و سفيد يكرنك و ابلق نيز مىباشد و بهترين آن سفيد است كويند چون آن را بسيار ترسانند و ذبح نمايند بسبب شدت خوف خون از مذبخ آن برنمىآيد و مدّت حمل آن هفتاد روز است و زياده هم كفته‌اند در اول سيوم كرم و در دويم رطب است و بزعم قومى سياه آن يآبس است و سفيد تركى آن بسيار كرم و خشكى آن كمتر مىباشد پوشيدن پوست آن مسخن بدن و معدل اخلاط بارده و ادمان اكل آن قاطع بواسير و مانع تاثير برودت در بدن و موى محرق آن و غير محرق آن حابس خون همه اعضا و خوردن خون برشتهء آن جهت اسهال و قرحهء امعا و رفع سموم و طلاى خون تازه كرم آن جهت كلف و بهق و بثورى كه آب سفيد از آن ترشح كند و جوشش خشكى كه در سر باشد و مسكن دردهاى كهنه است و مغز سر آن كه مشوى باشد جهت رعشه مرضى و دلوك آن جهت اصلاح امراض لثه و درد آن و اعانت بر روئيدن دندان اطفال و طلاى پيه آن مانع مو و ريختن آن است و اختلاج و ارتعاش تناول نمودن مغز سر خركوش با ماء العسل نافع است از براى اختلاج و ارتعاش حادث به عقب مرض و بريان كرده آن نافع است از براى ارتعاش حادث از بسيارى آشاميدن شراب و رعشه مرضى خصوص وقتى كه با فلفل و خردل خورده شود و مغز سر ارنب را چون با سركه و روغن ريت بجوشانند و بر بدن بمالند حشرات الارض از آن شخص هرب نمايند و نزديك او نيايند شيخ داود كفته كه چون هفت روز دو حبه مغز سر آن را با دو اوقيهء شير تازه بنوشند منع سفيدى موى كند و خاكستر دماغ آن با پيه خرس و با ماء العسل و آب پياز عنصل جهت رفع دآء الثعلب و پنير مايه آن را چون بقدرى قيراطى تا نيم مثقال با سركه انكورى بنوشند جهت صرع و تحليل شير منجمد در معده و كزيدن افعى و ادويهء قتاله و بالجمله بادزهر جميع سموم است و سه قيراط آن با شراب جهت رفع تب ربع مجرب شمرده‌اند و كويند كه يك درم پنيرمايه آن تا يك مثقال آن چون با آب نخود بخورند نافع است از براى احتباس بول بسبب جمود خون در مثانه و اكر يك درم انفحه ارنب را با يك درم شب سوخته يك جا كرده پس بكيرند بابونه و سداب و در آب جوشانيده صافى نموده و اين دارو را چند روز بخورند با مطبوخ مذكور خون بسته بكشايد طلاى آن جهت سرطان عجيب الفعل و دو مثقال آن را چون بنوشند جهت سيلان رطوبات رحم و شكم و آشاميدن و حمول آن بعد از طهر سه روز نيم مثقال مانع حمل زنان و زهرهء آن را تاثير به عكس پنير مايهء آن است چون با زيت خلط كرده شود و جلوس در طبيخ آن نقرس و مفاصل و چون بياشامند انفحهء آن را با مسكه كاو يا روغن كاو با سركه انكورى و همچنين هرگاه آشاميده شود با مسكه يا روغن يا عسل مصفى محلول بخل خمر نافع است از براى صرع و بعضى كفته‌اند چون قدر قليلى از انفخهء آن را بطفل بياشامند ايمن ميكردد از حدوث صرع و چون اندكى از انفحهء ارنب را بطفلى كه فزع كند در خواب بدهند دفع ميكرداند فزع آن را و ليكن بايد كه بسيار كم باشد و شير در معده او نباشد زيرا كه موجب جمود شير در معده مىشود و خوردن كوشت آن مولد خون غليظ و بهتر از خونى كه از كوشت كاو و بز و ميش بهم ميرسد و جهت بول در فراش و سلس البول و رعشه فالج و امراض بارده نافع است و اصلاح آن پختن آن است ببخار آب و با روغن شبت و مضر است بمجرور المزاج و مصلحش كاشنى و سركه و انار ميخوش است صرع كوشت آن را چون بريان نموده به بخار آب كرم يا با شبت پخته بخورند نافع است از براى صرع شيخ الرئيس كفته كه كوشت خركوش از اغذيه جيده است از براى اصحاب صرع و فالج و لقوه و استرخا قرشى كفته اغذيهء متخذ از كوشت آن خصوصا كباب و مشويات مبزريه ابازير حارهء مقويه مانند تخم شبت و دارچينى و فلفل و صعتر و خربه كه ترش كرده باشند انها را بمرى نافع‌اند از براى اصحاب فالج و استرخا و لقوه و امراض بارده و علل اعصاب و خوردن كوشت بريان كردهء آن نافع است از براى خدر و ارتعاش و چون به‌پزند كوشت ارنب را تا مهرا شود مانند حلوا پس بكوبند و ضماد نمايند بر سر نافع است از براى لقوه و قلا يا كوشت با مغز سر آن با مصالح حاره و ابكامه غذاى صالح است از براى اصحاب فالج و هرگاه بوده باشد با سعال نفث بسيار بلغمى لزج بايد كه بوده باشد غذاى صاحب آن مشويات و قليه‌هاى از كوشت ارنب برى و آن محدث سهر است و مصلح آن ابازير است و سمرقندى كفته كه لحوم ارنب مىباشد كرم و خشك و مولد خون عكر سوداوى موجب غثيان و بستن شكم‌اند و مدبر بول و موافق مر كسى را كه محتاج به تدبير مجفف باشد و نيستند موافق مر كسى را كه محتاج باشد بتدبير ملطف مرطب و اصلاحش آن است كه چرب سازند بروغن بسيار و بريان نمايند آن را به بخار آب كرم و كفته شده كه كوشت حيوانات وحش تمامش بد است الا آهو بره كه از جملهء آنها بديش كمتر است و بعد از آن در كمى بدى كوشت ارنب و واجب است اصحاب وجع مفاصل را هجرت از خوردن جميع لحوم و اكر ناچار باشند از خوردن لحم پس بايد كه بخورند از كوشت ارنب و امثال آن چون طيور جبلى و آهو بره و هر كوشتى كه قليل الفضول باشد جهت آنكه عمده در علاج ايشان تقليل غذا است فرموده‌اند اكر كفته شود كه مشهور آن است كه ارنب بارد المزاج است پس چكونه مىباشد غذاى نافع از براى مفلوجين و اصحاب امراض بارده جوابى كه ازين سوال داده‌اند آن است كه مزاج جمله ارنب بارد است ليكن كوشت انها حار است از كوشت غزال و حق جواب آنست كه نيست مزاج ارنب بارد چنان كه مشهور است و سبب اين شهوت افعال آن است كه خوف و جبن باشد و سبب درين امر نيست برودت مزاج آن چنان كه توهم كرده‌اند بلكه چون مزاج آن از براى سرعت حركات كه آن را مىباشد بسيار كرم خلق شده و از لوازم حرارت جرأت و جلادت و اقدام بر حرب است و آن جانورى خرد است اكر اين لوازم حرارت با او نباشد به زودى از جنك و عزا هلاك مىشود بارى تعالى بحسن تدبير و حكمت بالغه قلب آن را نسبت به بدن او بسيار بزرك خلق كرده پس حرارت غريزى و روح حيوانى در فضاى قلب آن متفرق شده ضعيف ميكردند و موجب جبن و خوف او مىشود و هرچند در اصل حرارت غريزى او قويست و نيز حرارت اصلى