تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤
معتدل است در رطوبت و يبوست و حرارت و برودت و چون با شكر يا عسل شيرين كرده بخورند متولد ميكردد از آن در بدن غذاى بسيار سريع الهضم و مكثر منى و مقوى باه است و شير را زياده كرداند و نيست موافق مر اصحاب سده و سنك كرده و مثانه را

صنعت آن

بكيرند برنج را و نيكو شسته باب طبخ دهند چون نيكو پخته شد شير داخل كرده باز طبخ نمايند تا بهر قوامى كه خواهند آيد و اين در صورتى است كه شير كم خواهند داخل نمايند و الّا برنج را نيكو شسته در شير مقدار ربع يا ثلث آن آب ريخته برنج را در آن باتش ملايم طبخ نمايند و مقدار شير مختلف است بحسب اعراض از چهار چند برنج كرفته تا هر قدر كه خواهند و نزديك فرود اوردن اكر قليلى مشك با كلاب سوده صاف نموده يك‌دو جوشى داده فرود اورند ميكردد اطيب و در ظرف چينى كرده قند يا نبات كوبيده يا عسل بر آن پاشيده تناول نمايند و اكر خواهند شيرينى را در اخر طبخ داخل نمايند

قليه برنج

باصطلاح قدما اطبا اهل فارس پلاوى را كويند كه كوشت آن را با روغن و پياز سرخ كرده پس آب در آن داخل كرده به‌پزند تا پخته شود و آب در آن بقدرى بايد كه برنج در آن پخته شود پس برنج را شسته در آب خيسانيده بر روى آن كرده دم‌ئى دهند و بعضى برنج را اول مثل آنكه چلاو مىپزند در آب پخته و ابكش نموده بر روى آن قليه كرده دم ميدهند و اين غذاى صالح است از براى حفظ صحت و نافع است از براى صداع بمشاركت قلب بسبب سوى مزاج بلغمى يا سوداوى قلب چون بعد از تنقيهء خلط خورده شود و نيز غذاى موافق است از براى صداع حادث از ابخرهء متصاعده از معده بسوى سر

ماء الارز

كه بهندى پح كويند آن است كه برنج را شسته بپزند در آب و آن را صاف كرده چون ماء الشعير سرد نموده بخورند مسكن لذع و حدت اخلاط مرارى معده و امعا است

[ مزعفر ]

مزعفر كثير الغذا است مبهى و مسمن بدن و مولد منى

صنعت آن

بكيرند برنج را بكيرند برنج را و در آب پخته و در اخر قدرى شكر و كلاب و زعفران و روغن مسكهء كاو داخل نمايند و دم داده كشيده بخورند و اكر آن را نرم به‌پزند شلهء مزعفر و اكر مثل پلاو به‌پزند مزعفر پلاو كويند و هر قسم مزعفر نافع است از براى صداع بمشاركت قلب بسبب غلبه سودا بر مزاج قلب چون خورده شود بعد از تنقيه و شلهء مزعفر نافع است از براى صداع يابس ساذج وقتى كه با برودت مزاج باشد و آنچه بهندى كلهتى كويند آن است كه برنج را مانند چلاو بپزند به غير از آنكه آب را بكشند چنانچه چلاو را ابكش ميكنند بلكه آن را در همان آب بپزند و دم دهند تا چون چلاو بسيار نرم شود روغن كاو داخل كرده بخورند مغص را نافع باشد و برنج را چون در آب پخته دوغ يا آب زرشك يا آب سماق يا آب انار دانه و يا آب غوره و يا توت شامى و يا آلو بآلو و يا مرجامون و يا فالسه و امثال آن و يا سيب و يا به ميخوش و يا ترش با اندك شيرينى جهت چاشنى و كاهى در آب كوشت نيز پخته كه پارچهاى كوشت نازك در آن باشد و كوشت را كرفته ساخته نيز در آن مىاندازند چغندر و سيب يا به و يا يكى از ميا مذكوره داخل نموده چاشنىدار ساخته تناول مينمايند و آن را شلهء دوغ و شلهء سماق انار دانه و غير آن بنام آن چيز نامند مسكن حرارت است و بيكوشت آن نافع است از براى اسهال صفراوى و دموى و تشنكى مفرط

[ اركجه ]

فصل در بيان نسخ اركجه بدانكه اركجه بفتح همزه و سكون راى مهمله و فتح كاف عجمى و فتح جيم عربى و ها بلغت هندى بمعنى غاليهء اعلى است يعنى طيب اعلى

اركجه كه از اغالى است نافع است از براى تقويت قلب و دماغ

صنعت آن

عود قمارى غرقى خام زعفران از هريك دو درم صندل سفيد بكلاب سوده اظفار الطيب حب المحلب از هريك سه درم عنبر اشهب يك درم مشك تركى نيم درم همه را با كلاب سوده روغن زنبق يعنى روغن ياسمين سفيد كه آن را بهندى تيل چنبيلى نامند با روغن بان مطيب هركدام كه باشد داخل كرده بر صلايه سنكى سحق نمايند تا نيكو مخلوط شود و متاخرين درين اركجه عطر عود هندى و عطر صندل و عطر كلاب و عطر عنبر اشهب مجموع يا بعض آنها داخل ميكنند

اركجه ديكر كه از اغالى است

صنعت آن

عود هندى حب المحلب از هريك دو درم صندل سفيد مقصرى اظفار الطيب از هريك سه درم زعفران عنبر اشهب از هريك يك درم ادويه را بكلاب و عرق بهار نارنج سوده روغن زنبق يا روغن بان داخل كرده به كار دارند و اكر درين غاليه مشك و عطر كلاب و عطر عود هندى و عطر صندل هركدام كه باشد داخل نمايند ميكردد اجود و اقوى

اركجه ديكر از براى انبات شعر

صنعت آن

روغن بان مطيب كه نسخه آن در ادهان مركبه مذكور مىشود بكيرند از آن هر قدر كه خواهند پس داخل كنند در آن عود قمارى آن مقدار كه آن را غليظ كرداند پس حل كنند در آن مشك و عنبر محلول و نيكو برهم زنند به كار برند

اركجه شاه‌جهانى بسيار خوشبو و لذيذ است

صنعت آن

صندل سفيد با كلاب سائيده چهل و هشت مثقال عود غرقى خام سوده دو مثقال بيخ بنفشه سه حبه كتور كه كند مالتى نيز كويند و دواى هندى خوشبو است اظفار الطيب بسباسه زعفران عنبر اشهب مشك تركى خالص دانه هيل از هريك دو حبه از حبات سرخ كه بهندى كهونكچى كويند روغن ياسمين كه بهندى چنبيلى كويند سه مثقال چورهء عود هندى ربع يك مثقال دواله كه بهندى اكسير كويند چهار سرخ عرق بهار نارنج كلاب صندل زرد كه بهندى ملاكير كويند از هريك دوازده مثقال درهم نموده استعمال نمايند

اركجه شاه‌جهابى بنسخهء ديكر

صنعت آن

عود غرقى سه مثقال ماشه صندل سفيد سوده پانزده ماشه اكسير كه اشنه سفيد است مشك خالص عنبر اشهب جورهء اكر غرقى از هريك دو ماشه اظفار الطيب بريان كتول بيخ بنفشه شاخ شسته از هريك يك ماشه بسباسه قاقلهء صغار از هريك سه سرخ كافور قيصورى نيم سرخ عرق بهار دو توله روغن چنبيلى ربع دام كلاب به قدر حاجت ادويه نرم كوفته پخته با كلاب و عرق بهار سائيده مرتب نمايند و باستعمال اورند

اركجه اكبر شاهى

صنعت آن

صندل بكلاب سوده شش مثقال چورهء اكر كه عود هندى است سه مثقال بنفشه كتور از هريك سه مثقال كافور خام چهار حبه بكلاب چهل و هشت مثقال بدستور مقرر مرتب نمايند

اركجه جهان‌كيرى

صنعت آن

صندل بسيار خوشبو اعلى سه توله مشك كسبر چورهء عود خاصه اكر غرقى خام از هريك يك توله عنبر اشهب ششماشه شاخ شسته اظفار الطيب كتوله مشك اكسير چورهء عود خاصه اكر غرقى خام از هريك يك توله عنبر اشهب ششماشه از اظفار الطيب كتوله از هريك دو ماشه بيخ بنفشه چهار ماشه كافور جو دانه يك ماشه بيخ بنفشه چهار ماشه كافور جو دانه يك ماشه روغن چنبيلى دو رام اجزا را بكلاب و عرق بهار نرم سوده از پارچه كذرانيده استعمال نمايند

اركجه ديكر خاصه بابت پادشاه‌زاده محمد اعظم شاه بسيار خوشبو و نيكو است

صنعت آن

صندل سفيد سائيده عود هندى غرقى خام از هريك يك توله عنبر اشهب عنبر مايه زر ورد از هريك يك ماشه مشك خالص بيخ بنفشه اكسير چورهء عود خالص از هريك نيم ماشه بسباسه قاقله صغار از هريك سه سرخ اظفار الطيب بيخ سرخ كافور خالص نيم سرخ كهيله دو سرخ روغن چنبيلى شش ماشه عرق بهار دو توله صندل را اولا در كلاب