تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 901

مساهمون:

ص٩٠١
زياده از سه مثقال تناول نه‌نمايند و همچنين از آب آن و بعضى مردم يتوع نباتي كه ساق آن مجوف به قدر يك ذرع بسطبرى اصبعي و اطراف ساق آن منشعب و بركهاى آن بعضى بر ساق آن و بعضى بر شعب آن رسته اما بركهائى كه بر ساق آن است طولانى شبيه ببرك بادام و از ان عريض‌تر و بسيار نرم‌تر و بركهائى كه بر شعب آن است كوچكتر شبيه ببرك زراوند و لبلاب و ثمر آن بر اطراف شعب آن مستدير الشكل شبيه بحب كبر و در جوف آن سه تخم متفرق بعضى از بعضى و بزركتر از حب كرسنه و چون آن را مقشر نمايند مغز آن شيرين باشد و بيخ آن باريك سفيد و بىانتفاع در طب و نبات آن مملو از لبنى باشد مانند يتوع حكيم فاضل ديسقوريدوس نوشته كه همه اين اصناف را من مشاهده نموده‌ام اقوى و مختار لبن آنها پس تخم آنها پس كل آنها پس بيخ آنها پس ورق آنها است و عند الاطلاق مراد لبن لاغيه است و آنچه ازينها به اسمى مخصوص مشهور بودند جابجا مذكور شد و درينجا ذكر خواص كليهء آن بيان مىيابد

* طبيعت مطلق آن را

در غايت كرمي و خشكي تا چهارم دانسته‌اند و متوسط آنها را در سيوم و ضعيفهء آنها را در دوم و با قوت سميه

* افعال و خواص ان

مقرح جلد و قتال و چون در بركه افتد ماهيان تمام بر بالاى آب آيند العين اكتحال لبن آن قاطع ظفره الفم قطور آن بر دندان كرم خورده مفتت حصاة و مسقط آن و با قطران سرشته اقوى جهت آنكه محافظ دندانهاى صحيح است و همچنين با موم سرشته و چون دندانهاى صحيح را بموم كرفته پس بر دندانهاى متاكل لبن آن را بچكانند تا آنكه آن را مفتت و قلع نمايد بهتر است و چون بيخ آن را در سركه بجوشانند و بدان مضمضه نمايند وجع دندان را تسكين دهد اعضاء الغذاء و النفض آشاميدن آن مسهل بلغم مائيت و قالع بواسير و چون دو قطره و يا سه قطرهء آن را بر انجير بچكانند و خشك نمايند و تناول كنند اسهال نيكو كافى نمايد و همچنين با سويق و نان خالص و بهتر آن است كه با عسل و يا قيروطى استعمال نمايند تا آنكه باعث تقرح دهان و حلق نكردد و كاه اخذ مىنمايند اغصان يتوعي تر آن را و بر روى خزفى اندك بريان نموده سحق مىنمايند با قدرى سويق و آب بران ريخته مىآشامند اسهال مىنمايد و شاخهاى خشك آن درين امر بسيار ضعيف است و صنفى كه آن را كرفيون نامند چون شاخهاى آن را كرفته در سايه خشك كرده پوست آن را كرفته به قدر نه كرمه و يك شبان‌روز در شراب كهنه خيسانيده پس صاف نموده نيم كرم كرده بياشامند اسهال بيغائله مىنمايد مقدار شربت از لبن آن تا سه قطره و بدون مصلح استعمال آن جائز نيست و مصلحات آن نشاسته و آرد جو و روغن بادام و روغن بنفشه و كل سرخ سائيده و رب السوس و كثيرا است و دوغ سرد كرده مصلح افراط عمل آنست المضار با قوت سميه و جراحت كنندهء جلد و مسهل قوى در همه امزجه و از غايت شدت مورث اسهال الدم و قرحهء امعا و زحير و مغص و غثيان و انقلاب معده و غشي است و لهذا استعمال آن را از داخل تجويز ننموده‌اند و عند الضرورة از سه قطره كه مقدار شربت آن است با مصلحات مذكوره بايد كه بيفزايند و بدل آن در استفراغ مائيت از امعا و بلت از اعضا وزن آن سقمونيا و به وزن آن سكبينج الجروح و القروح ضماد بيخ آن با سركه محلل صلابت اطراف بواسير و قاطع قوبا و مصلح قروح متعفنهء متاكله و با قيروطي جهت جرب سوداوى و نار فارسي و اكله و غانغرايا الزينة طلاى آن قالع ثآليل و توثه و خيلان و لحوم زائده در اطراف ناخنها و لبن آن زائل كنندهء مو است خصوص كه در آفتاب بمالند و موئى كه بعد از ان رويد ضعيف باشد و چون مكرر نمايند ديكر نرويد و استعمال آن با زيت كاسر و رافع غايلهء آنست

* فصل الياء مع الراء المهملة *

* يربوع *

بفتح يا و سكون را و ضم باء موحده و سكون واو و عين مهمله لغت عربي است بفارسي موش دشتي و بهندى كهوس