* فصل الياء مع التاء المثناة الفوقانية *
* يتوع *
بفتح يا و ضم تا و سكون واو و عين مهمله
* ماهيت ان
اسم جنس نبات شيردار است كه شير آن حار و حاد مسهل محرق باشد و مشهور از انها هفت نبات است عشر و شبرم و لاغيه و ارطنيثا و ماهودانه و مازريون و بنطافلن كه ذو خمسة الاوراق نامند و جميع آنها سمي قتالاند و نيز يافتهاند بعضي يتوعات حادهء خارجيه ازين هفت نبات مشهور را مانند اذان الفار و نوعى از لبلاب و فرفخ برى يعني بقلة الحمقاء بري و قوسنجي و از مطلق آن مراد لبن لاغيه است كه ترياق فرادى و قوسنجي نامند و كفتهاند بهترين آنها يتوع درخت ذكر نبات مذكور است كه شاخهاى آن طولاني و بزركتر از يك ذرع و مائل بسرخى شبيه بشاخهاى زيتون و مملو از لبني سفيد حاد باشد و برك آن شبيه ببرك زيتون و از ان طولانىتر و نازك تر و به اطراف شاخهاى آن پنج شاخه باريك شبيه بشاخهاى اذخر و به اطراف آنها قبها و سرها كه ثمر آنست و مائل بتقعير شبيه بصنفى از اذخر و بيخ آن غليظ خشن و منبت آن اماكن خشنه و كوهستان و آشاميدن لبن آن مقدار دو دانك مسهل بلغم و اما نوع مادهء آنكه آن را جوزى نامند شبيه بنبات اذان الفار و از ان بزركتر و قويتر و سفيدتر و برك آن شبيه ببرك مورد و از ان بزركتر و بدبو و اطراف آن تند و خاردار و شاخهاى آن به قدر يك شبر از بيخ آن روئيده و ثمر آن در بعضى سالهاى بيشتر و بعضى كمتر و در بزركي به قدر جوز كوچكي و اندك كزندهء زبان مانند پوست كردكان و بيخ آن نيز شبيه به بيخ آن منبت اين نيز زمينهاى صلب كوهستانها و لبن و بيخ و برك و ثمر آن در قوت مانند صنف اول و از ان قويتر و بحرى آنكه خشخاش نامند شاخهاى آن به قدر چند شبر و مائل بسرخي و پنج و يا شش عدد و بركهاى آن كوچك نازك اندك طولاني ببرك كتان و ثمر آن شبيه بكرسنه و سرهاى آن مضاعف و مدور و كلهاى آن سفيد و بر اطراف قضبان سرها متصل بهم و مستدير و در ان ثمرى و شاخهاى آن از يك بيخ روئيده و تمام نبات آن مملو از شير و مستعمل اين صنف است و در قوت مانند دو صنف اول و كفتهاند يتوعي ديكر مىباشد كه آن را مشمس نامند يعنى دائر با شمس و ثمر و ورق آن شبيه به بقلة الحمقا و از ان باريكتر و شديد الاستداره و شاخهاى آن چهار و يا پنج از يك بيخ روئيده به قدر يك شبر و باريك سرخ رنك مملو از لبن سفيد و چتر آن شبيه بجتر شبت و تخم آن شبيه بزيره و تمامي آن با حركت شمس دور مىنمايند و منبت آن بيشتر خرابها و بيرون اطراف شهر و تخم و لبن آن را جمع مىنمايند مانند به زور و البان نباتات ديكر و قوت آن مانند قوت اصناف ديكر و از ان ضعيفتر و بعضى اين را مانند سقمونيا دانستهاند در قوت و منبت آن را مزارع كفتهاند و نيز كفتهاند يتوعى ديكر مىباشد كه آن را سروى نامند ساق آن از يك شبر تا يك ذرع و سرخ رنك و برك آن از ساق آن مىرويد شبيه ببرك ارز تازه روئيده و اين نيز مملو از لبن است و در قوت مانند اصناف مذكوره و نيز كفتهاند يتوعي ديكر مىباشد كه در سنكستانها و ميان احجار مىرويد و با شاخهاى محيط بران از هر دو جانب و كثير الورق شبيه ببرك مورد و باريك و سرخرنك و ثمر آن مانند ثمر عسف و اين نيز با يتوعيت بسيار و در عمل مانند آنها است و نيز نوعى عريض الورق شبيه ببرك قلومس مىباشد و بيخ و برك و لبن آن مسهل كيموس مائي و بكمان بعضى فيلوسا نوع يتوعي است كه بيوناني آن را فورياسايس نامند و نيز نوع ديكر مىباشد ساق آن به قدر يك ذرع و زياده بر ان و مربع و پر كره و برك آن كوچك ريزه و اطراف آن تند و كل آن سروى ريزه بنفش رنك و تخم آن پهن شبيه بعدس و بيخ آن سفيد مملو از لبن و كاه يافته مىشود در بعضى مواضع نبات اين نوع بسيار بزرك و بيخ آن نيز بزرك و چون مقدار يك مثقال آن را بياشامند با ماء العسل اسهال شكم نمايد و همچنين ثمر آن و همچنين لبن آن
را چون با آرد كرسنه بسرشند و بايد كه از برك آن