تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 898

مساهمون:

ص٨٩٨
شبيه به صورت دو انسان باشد روبروى هم و مستور بليفهاى اشقر شبيه به موى بخلاف سائر اقسام بيخ لفاح كه ليفهاى مذكور ندارد و ما دام كه سر اين صورت را جدا نكنند قوت آن تا شصت سال باقي مىماند و كفته‌اند كه يبروح بمعني صنم طبيعي است يعنى نباتى كه در صورت و شبيه به انسان باشد اعم از آنكه معني آن اسم موجود باشد يا غير موجود و بسيارى از اسما دلالت مىكند بر معني غير موجوده و صورت يبروح موجود خشبي است اغبر از قسط بزركتر و بيخ آن لفاح برى است ديسقوريدوس كفته بعضي مردم آن را فطيمس و بعضى موقولن و بعضى در قيانا ناميده‌اند يعنى بيخ مهيج حب و آن دو صنف مىباشد يكى معروف بماده و رنك آن مائل بسياهى و خشبي و برك آن شبيه ببرك كاهو و از ان باريكتر و كوچكتر و با زهومت و ثقيل الرائحه و منبسط بر روى زمين و نزديك برك آن ثمرى شبيه بتفاح و از ان كوچكتر و خوش‌بو و در ان تخم شبيه به تخم امرود و بيخ آك بزرك و دو عدد يا سه عدد متصل بهم و ظاهر آن سياه و باطن آن سفيد و بران پوستى غليظ و ساقي و صنف دوم موصوف بذكر و بعضى مردم اين را موريون نامند و برك اين سفيد و املس بزرك عريض شبيه ببرك سلق و لفاح آن دو چند بيخ ماده و به قدر خيارى و رنك آن زعفراني خوش‌بو و ثقيل الرائحه و راعيان آن را مىخورند و سبات ايشان را عارض مىكردد و بيخ آن شبيه بماده يعنى به صورت انسان ماده است و از بيخ صنف مادهء آن اندك طولانىتر و بيساق و نيز صنفى در اماكن سايه‌دار و كودالها مىرويد برك آن كوچك و عريض و طول آن به قدر شبر و بىساق و بيخ آن بسطبرى ابهامى و طولانى و سفيد و بيكل و ثمر و اين قوىترين اصناف يبروح الصنم است و صاحب اختيارات بديعى كفته كه در حدود كرم‌سير شير از نزديك بقلعه شهريار نوعي يبروح بهم مىرسد طول آن از يك وجب كوتاه‌تر و با دست و پا و رنك آن سفيد و بهترين آن اقوى فربه آنست و كاه عصارهء پوست صنف نر آن را در هنكام ترى و تازكي كوبيده و فشرده در ظرف سفالي و در آفتاب خشك نموده اقراص مىسازند كاه عصارهء بيخ آن را كرفته چنانچه از پوست آن بدستور خشك مىنمايند و در قوت ضعيف‌تر از عصارهء پوست بيخ آنست و بعضى پوست بيخ آن را كوفته بريسمان كتانى پيچيده مىآويزانند تا خشك كردد و بعضى بيخ آن را طبخ مىدهند با شراب تا آنكه دو ثلث آن برود و صاف مىنمايند و منعقد مىكردانند و كاه دمعهء آن را استخراج مىنمايند بدين نحو كه بيخ آن را چند جا خراشيده ظرفى بدان نصب مىنمايند تا دمعهء آن در ان مجتمع كردد و عصارهء آن قويتر از دمعهء آنست و از هرمس نقل نموده‌اند كه بهترين زمان قلع آن آنست كه مريخ در خانهء شرف يا در خطي از خطوط شرف و متصل بسعدين و يا بيكى از سعدين و با قمر در يك برج باشد و روز سه‌شنبه وقت طلوع آفتاب بهتر از سائر اوقات است

* طبيعت ان

سرد و خشك در دوم و با اندك قوت حرارت و با رطوبت فضليه و بعضى سرد در اول سوم و خشك در آخر آن دانسته‌اند

* افعال و خواص آن

پوست بيخ آن مقوى و مجفف و مخدر و مغز بيخ آن ضعيف و برك آن تر و خشك هر دو مستعمل و كفته‌اند هر عضو قسم مادهء آن دواى همان عضو مردان است و بالعكس يعنى هر عضو قسم نر آن دواى زنان است اعضاء الراس و العصب آشاميدن آن مسبت و منوم و چون در شراب اندازند سكر شديد آورد و بوئيدن آن نيز باعث سبات و حمول آن در مقعده نيز و اين خاصيت مخصوص بسفيد الورق بيساق آنست كه ذكر يافت و اكثار آن شربا و شما باعث سكته و كاه شرابي از ان مىسازند براى ازالهء سهر به اين نحو كه سه من از پوست بيخ آن را در يك مطريطوس شراب حلو مىاندازند و سه قوانسات از ان مىآشامند و كاه طبخ مىدهند پوست آن را در شراب تا اينكه اخذ نمايد قوت آن را و استعمال مىنمايند براى سبات مقدار بسيارى از ان را و بعضى از پوست بيخ صنف سوم شراب به عمل مىآورند به اين قسم كه سه من آن را در يك مكيال شراب حلو مىاندازند و بعد رسيدن مقدار سه قبوسات از ان مىآشامند براى تخدير و بىحسي عضو شخصى را