تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 897

مساهمون:

ص٨٩٧
مىفروشند و بديكرى نمىتوانند فروخت زيرا كه حكم راجهء انجا آنست كه اكر بديكرى بفروشند خانهء آن را ضبط نمايند و سياست عظيم كنند و نيز مسموع كشته كه در زير زمين ياقوت خوب نمىباشد بلكه ناصاف و خام چنانچه وقتى راجهء آنجا حكم نموده كه قطعهء از ان زمين را حفر نمايند شايد ياقوت بسيار و قطعه‌هاى بزرك خوب برآيد چون حفر نمودند قطعهاى كوچك بدرنك ناصاف نرم برآمد و با وجود آن جمعي هلاك شدند بسبب بوى كبريت و ابخرهء متعفنه لهذا امر نمود كه ديكر حفر نه نمايند و آنچه از بالاى زمين بيابند بياورند و نيز اماكن ديكر مانند جزيرهء برازيل از ارض جديد جنوبي و جزيرهء سيلان و غيرها كه معدن ياقوت و غيره است ياقوت بهم مىرسد و ليكن ياقوت جنوبي آن بخوبي پيكوئي نيست هرچند برازيلي اكثر قطعه‌هاى آن صاف شفاف آبدار بزرك مقدار مىباشد و ليكن بصلابت پيكوئي نيست همه الوان آن از سرخ و زرد و نيلي و غيرها و سيلاني بسيار نرم و كم‌رنك مىباشد و از اقسام آن كفته‌اند غير از سرخ رمانى تاب آتش ندارد و بعضى كفته‌اند سرخ رمانى آن از آتش رنكين‌تر مىشود و نيز كفته‌اند چون با سفيد آن شائبهء سرخي باشد چون بر آتش معتدل در ظرف سفالي كذارند تمام آن رنكين كردد بدانكه اكثر اين اقوال اصلي ندارد و رائحهء كريهه و دود و عرق و روغن مضر لون آنست و ماليدن آن بر جذع سوخته و آب سنباده باعث جلاى آن

* طبيعت ان

در حرارت و برودت معتدل و در دوم خشك و زرد آن در دوم كرم و خشك و كبود آن در اول كرم و در سيوم خشك و سفيد آن معتدل در كرمى و سردى و در اول دوم خشك

* افعال و خواص آن

مفرح و مقوى دماغ و آشاميدن يكدرهم آن جهت رفع صرع و وسواس و خفقان و طاعون و انجماد خون در باطن و نزف الدم و دفع سموم و تغيير هواى وبائي و تصفيهء خون و حفظ حرارت غريزى و قواى حيواني و پوشيدن انكشترى آن جهت قضاى حاجات و رفع ضرر صاعقه و طاعون و در دهان داشتن آن جهت رفع بدبوئي آن و تسكين عطش و تقويت دل و تفريح و نشاط و تعليق آن بالخاصيت جهت رفع اصابهء عين كه چشم زخم نامند و طاعون و تغيير هواى وبائي و وسواس و صرع و خفقان و با هيبت و شكوه بودن نزد مردم و نيز قاطع نزف الدم و محلل انجماد خون دانسته‌اند اكتحال آن مقوى نور باصره و حافظ صحت چشم مقدار شربت آن از يك قيراط تا يك دانك و معاجين مسمى بياقوتي و مفرح آن در قرابادين كبير ذكر يافت *

* فصل الياء مع الباء الموحدة *

* يبروح *

بفتح يا و سكون باء موحده و ضم راء مهمله و سكون واو و حاء مهمله لغت سرياني بمعني ذو الصورتين است

* ماهيت ان

اسم سرياني جنس اشياى زوجيت در خلقت و شامل بيخ لفاح و ثمر اقسام آن است و از مطلق آن مراد قسم جبلي آن است و چون بيخ هر نوع لفاح كه بزرك باشد بشكافند در ان شبيه به دو صورت انسان مشاهده مىكردد لهذا آن را مسمى به اين اسم نموده‌اند و بيخ لفاح جبلى ادنى مشابهتى به صورت انسان دارد بخلاف آنكه مشابهت تام دارد و بعضى آن را مختص به بيخ سراج القطرب داشته‌اند *

* يبروح الصنم *

بفتح صاد و نون و ميم

* ماهيت ان

بيخ لفاح برى است به شكل دو انسان كه روبروى يكديكر كذاشته باشند و آن را مهرهء كياه و سكشكن نيز نامند جهت آنكه ميان عوام مشهور است كه هركه آن را قلع نمايد هلاك مىكردد لهذا بعضى بعد از خالى كردن اطراف بيخ آن ريسماني بدان بسته بر كردن سكى و آن سك را رم مىدهند تا به حركت آن بيخ كنده شود و كفته‌اند كه اصلي ندارد و نبات آن شبيه بعليق است كه بتركي كن نامند و به قدر ذرعي است و برك آن شبيه ببرك انجير و باريك‌تر از ان و ثمر آن سرخ و به قدر زيتون و در بو شبيه بميعهء سائله و كل آن سفيد و كويند در شب مىدرخشد و بيخ آن
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 897 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى