تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 893

مساهمون:

ص٨٩٣
شمال تا بنقطهء مغرب وزد سرد و خشك و باد دبور كه از مغرب تا بنقطه سهيل وزد سرد و تر و باد جنوب كه از سهيل تا بنقطهء مشرق وزد كرم و تر و مركب ازينها مركب از كيفيات اربعه است

* افعال و خواص ان

باد صبا مزيل بلغم و مجفف رطوبات و مفتح سدد و معين بر هضم و مانع نزلات و مقوى قوت دافعه و مصلح حال مرطوبين و جهت امراض باردهء رطبه از استسقا و فالج و لقوه و غيرها نافع و مضر محرورين و ابدان خشك و امراض صفراويه و محرق صفرا و مولد حكه و جرب و تشنج يابس و امثال اينها است و باد شمال مستحكم مىكرداند اعضا را و مانع استرخا و كسالت و مقوى اعضا و حواس و ذكاى فهم و ذكر و هضم و صفاى رنك و نضارت آنست و مضر صاحبان سرفه و ضيق النفس يابس و بواسير و باعث اسقاط جنين و عسر ولادت و امثال اينها است و باد دبور عكس صبا است و باد جنوب عكس شمال و مركب ازينها جهت امراض مركبه نافع و اصلاح فساد و تعفن هريك بر ديكرى نمايند و بتغيير و تبديل بلد و مكان اكر ممكن باشد و ببوئيدن پياز و سير و سركه و زردچوبه و عنبر و لادن و قطران و موميائى و عود هندى و عنبر و قسط و كندر و سندروس و كهربا و پوست انارين و مشك و زعفران و سعد و ابهل و صندل و كزماز و زراوند طويل و جدوار تمام اينها و يا آنچه ميسر آيد و بخور نمودن به اينها و درونج و طرفا و خوردن پياز و سير و سركه و نعناع و زردچوبه و طين مختوم و حلتيت و آويختن پياز عنصل بر در خانه و پاشيدن سركه بر در و ديوار و فرش خانه خصوص كه در ان سير و پياز پرورده باشند و حتى المقدور از ان خانه حركت نكنند و بجائي نروند و اكر بالضرورة حركت كنند بيني را بلته به سركه و سير آلوده به‌بندند و زود معاودت نمايند باوجود اين تدابير بايد كه از خوردن مثل ميوه‌هاى تر و شير پرهيز كنند و از جماع و حمام و تشنكى و كرسنكي احتراز نمايند و آب بسيار سرد ننوشند و در آنچه مىخورند پياز و سير داخل كنند و غذاهاى ترش بىچربي ميل نمايند و شيريني مطلق نخورند و از كوشت حيوانات آن بلد اكر بتوانند احتراز كنند و الا بسيار كم بخورند و از ترياقات ترياق فاورق و مثروديطوس و جدوار خطائي هريك كه باشد مكرر بخورند و بر شعثا و فلونياى رومى نيز مناسب است و فادزهر معدنى هم خوب است

* هوفاريقون *

بضم ها و سكون واو و فتح فا و الف و كسر راء مهمله و سكون ياء مثناة تحتانيه و ضم قاف و سكون واو و نون معرب از اوفاريقون يوناني است و هيوفاريقون نيز ديده شده بزيادتى ياء مثناة تحتانيه ميان ها و واو و بعضي اندروسامن و بعضي قوريون و بعضى امامانيطس بمعنى صنوبرى براى مشابهت رائحه تخم آن ببوى راتينج كه صمغ صنوبر است نامند و كفته‌اند كه هوفاريقون لغت رومى است

* ماهيت ان

نباتي است و سه قسم مىباشد و هر سه را ثمر شبيه بجو است و قسمي را ساق به قدر شبرى و زياده بران و برك آن مانند برك سداب و بسيار سرخ و كل آن سفيد شبيه بكل شبت چنرى و در بو شبيه ببوى صنوبر و تخم آن در غلافى طولانى و سياه و دراز شبيه بجو و مدور نيز منبت آن زمينهاى صلب و خرابها و ثمر آن اقوى از تخم و سائر اجزاى آن و قوت آن تا ده سال باقي مىماند

* طبيعت ان

در سوم كرم و خشك و كفته‌اند خشكى آن زياده از كرمى آنست

* افعال و خواص ان

مجفف و محلل و ملطف و مفتح سدد و كدازندهء اخلاط و لزوجات و غيره اعضاء الراس و الغذاء و النفض آشاميدن آن جهت كزاز و تفتيح سدهء معده و كبد و امعا و ادرار بول و طمث و اسهال مرهء صفرا و حمول آن نيز جهت ادرار بول و حيض آلات المفاصل آشاميدن برك مطبوخ آن با شراب و يا آشاميدن عصارهء آن چهل يوم پى هم مداومت بران جهت درد ورك و عرق النسا و نقرس و آشاميدن تخم آن هر روز نيم درم با ماء العسل جهت عرق النسا مجرب دانسته‌اند الحميات آشاميدن آن با نيم وزن آن سداب