و توسط بقمر و در يك سال و بيست و پنجروز باتمام مىرسد بكفتهء بليناس و بهترين آن زرد ذهبي پس سرخ زرد نرم خالص آنست و آنچه به غير اين الوان و اوصاف باشد همه ردى و همچنين بسيار صلب آن
* طبيعت ان
در سوم كرم و خشك
* افعال و خواص ان
محلل و محرق آن با قوت مدمله و قابضه و حدت حرارت و عسل آن باعث لطافت و كسر حدت و حرارت آن و زهرة النحاس الطف است و در حرف الزاء المعجمة مع الحاء مذكور شد اعضاء الراس چون نحاس را در سركه چند روز بكذارند و حنا را بان سركه خمير نموده ضماد نمانيد در رفع نزلات و سرفه و منع ريختن موى مجرب دانستهاند و اكتحال بان باعث حدت بصر و صلابت اجفان را مفيد و چون موى را بمنقاش طاليقون بكنند ديكر نرويد اعضاء النفض آشاميدن محلول آن با ماء العسل مسهل ماء اصفر و مبادى استسقا و بدستور طلاى آن و آشاميدن سائيدهء آن مهيج قئ و نيم مثقال آن مخرج مائيت آن به غير اذيت و حمول سخالهء آن با دودى كه در ديك و غير آن مجتمع مىكردد و با آبليمو جهت منع آبستنى مجرب كفتهاند السموم آشاميدن سائيدهء آن بتنهائي و يا با روغن كاو و يا شير تازه دوشيده و قئ فرمودن مكرر باعث دفع ضرر افيون خورده و آشاميدن اشياى حامضه و لبنيات و لحوم و يا مالحه و يا تلخ و يا چرب در ظرف مس بىقلعي خصوص كه زمانى در ان مانده باشد بسيار مضر و در قلعيدار مدتى كذاشتن نيز مضر خصوصا كه كرم باشد و سر آن را كرماكرم بسته باشند و از همه بدتر ماهي بريان است كه در ان كذاشته كرماكرم و سر آن را پوشيده شب مانده باشد جهت آنكه اينها همه باعث زنجاريت مساند و زنجارى مىكردند و زنجار خود سم است مداواى آن قئ فرمودن با شير تازهء دوشيده و ادهان و بعد از ان آشاميدن آب كوشتهاى چرب القروح و الجروح و الاورام و البثور طلاى غير مغسول آن با عسل جهت اندمال قروح خبيثه و ساعيه و منع سعي آن و خوردن كوشت زائد و مغسول آن مدمل جراحات و طلاى آن با عسل مصلح قروح متصلهء مجتمعه در ابدان صلبه و جهت جرب و حكه و تحليل اورام و رفع سستي و ماندكي اعضا مفيد و آنچه نحاس را سفيد و براق كرداند تافتن صفايح رقيق آنست و در ترشيها مكرر انداختن خصوصا آب سماق و سركه و پاشيدن شوره بعد از كداز بران رافع اشياى مختلفهء بدان و انداختن تخم بادنجان بدان در حين كداز باعث سرعت ذوب آنست و محرق آن را روسختج نامند و در حرف الراء مذكور شد و استعمال و يا اغتسال به آب در ظرف مسي بآفتاب كرم شده مورث برص است خصوصا تكرار استعمال آن و از خوردن توبال و برادهء آن و يا خوردن طعام و با شراب در ظرف بىقلعى آن خصوص كه ترش باشد و مدتي در ان مانده عوارضى مانند عوارض توبال و براده و زنجفر الجديد عارض كردد علاج آن مانند علاج آنست و مذكور شد *
* نحام *
بضم نون و فتح حا و الف و ميم بتركي و فارسي انقود نامند
* ماهيت ان
نوعى از طيور آبى است از قاز كوچكتر و از اردك بزركتر و ابلق از سفيدى و سياهي و سرخى مائل بزردى و بسيار فربه و اكثر در كنار آبها و خرابها مىباشد
* طبيعت آن
كرم و تر
* افعال و خواص ان
دهنيت بر ان غالب و بسيار بدبو و مولد خون متين و مني چون هضم يابد و مقوى چشم و بدن و محرك باه مضر محرورين و ديرهضم و بدبو كنندهء بول و عرق و براز مصلح آن در سركه پختن و يا با كشك الشعير و فانيذ و بعد از ان نيز تناول نمودن معين بر انحدار آنست و جهت مبرودين و مشائخ مفيد *
* نحل *
بفتح نون و سكون حا و لام زنبور عسل است به فارسى مكس عسل و بهندى شهدكى مكهى نامند
* ماهيت ان
معروف و در شمع شمهء ذكر يافت
* طبيعت ان
در سوم كرم و خشك
* افعال و خواص ان
چون بچهء پر برنياوردهء آن را در سايه خشك نمايند و يكدرهم آن را با پالودهء آرد كندم كه آرد ده مثقال و شكر پنج مثقال باشد بنوشند در اندك زمانى بدن