تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 855

مساهمون:

ص٨٥٥
شفاف شبيه بسنك آتش‌زنه كه از ان نيز آتش ظاهر مىكردد و از نواح روم و صعيد مصر آورند و در معدن مغنيسا بهم مىرسد و در خون كرم تيس چون بسايند حل مىكردد و قسمى ديكر از ان غير شفاف و از ان صلب‌تر و شبيه بنمك سنك و اين را كوبيده از ان ظروف مىسازند و غير سلوان است

* طبيعت ان

در دوم سرد و خشك

* افعال و خواص ان

جالى و محلل العين اكتحال آن با مرواريد و شكر قاطع بياض چشم بي المى و بدستور چون به آب بسايند و در چشم كشند اللسان چون يك حبهء از ان را با نمك و نوشادر و زعفران و مرو سركه و عسل حل كنند و بر زبان چند مرتبه بمالند دفع ثقل آن و لكنت و تعسر تكلم نمايد و مجرب كفته‌اند اعضاء النفض آشاميدن آن جهت تفتيت حصاة و ادرار بول و ضماد آن بر پستان جهت زيادتى شير و رافع انجماد آن در ان الخواص تعليق آن جهت رفع رعشه و لرز و عسر ولادت و بر اطفال رافع خوف و جستن ايشان از خواب و ديدن خوابهاى پريشان و داشتن آن در دست راست جهت قضاى حاجات مؤثر دانسته‌اند

* مهد *

بفتح ميم و سكون ها و دال مهمله

* ماهيت ان

صاحب خلاصة التجارب نوشته بلغت كشميرى كياهى را نامند كه شاخها بسيار دارد و كبود به شكل هميشه بهار و بركهاى آن باريك و دراز و كل آن باريك و دراز و كل آن هميشه رو بآفتاب دارد و بهر طرف كه ميل مىنمايد اين نيز ميل مىكند و بيخ آن بقد جدوارى بزرك و سفيد رنك در كوهستان كشمير كثير الوجود و صيادان آنجا بيخ آن را مانند سريشم مىپزند و تير را بدان الوده بهر حيوان شكارى كه مىزنند در ساعت مىافتد و مىميرد آن را مىكذارند تا خوب سرد كردد جميع زهرها از بدن آن حيوان بازكشته با خون در محل زخم جمع مىكردد و آن موضع سطبر مىشود پس آن موضع را بريده مىاندازند و تتمهء كوشت آن را مىخورند مىكويند بىمضرت است و سميتي ندارد و امتحان بيخ مطبوخ آن در قوت و ضعف چنان است كه تيغي بر عضوى فرو مىبرند تا اندك قطرهء خوني جارى كردد پس محل زخم را پاك مىنمايند و قدرى از ان بيخ بران مىكذارند اكر فى الحال نشويند از پوست نيز سرايت مىكند بكوشت و سوزش و خارش عظيم در بدن احداث مىنمايد و سرخ مىسازد و اكر علاج نكنند هلاك مىسازد و اكر فى الحال عضو را پاك بشويند و بروغن چرب نمايند و بران ترياقات بمالند مضرت نمىرساند و علاج آن اكر در خارج باشد محجمه بكذارند و بكشند و زلو بچسپانند و بعد از ان بر ان ترياق بمالند و شستن آن موضع به بول در اول حال بغايت نافع است *

* مهلبيه *

بضم ميم و فتح ها و لام مشدده و كسر باء موحده و فتح ياء مثناة تحتانيه و ها بفارسي فرني نامند

* ماهيت ان

از جملهء اغذيهء لذيذه است كه از شيرهء آرد برنج و شير و شكر ترتيب مىدهند بدين نحو كه آرد برنج را در آب شيره مىكشند و با شير طبخ مىدهند تا شيرهء برنج پخته كردد و بقوام آيد پس شيرهء شكر صاف كرده در ان مىريزند آن مقدار كه آن را شيرين كرداند پس چند جوشي داده فرود مىآورند و در ظروف چيني برميآورند و اكر خواهند در هنكام فرود آورد ندن چند دانه هيل‌بوا كوبيده با قليلي مشك در كلاب شيره كشيده داخل مىنمايند خوش‌بو و لذيذ مىكردد و تناول مىنمايند بعد از ان سرد مىكردد و اين مخترع دورس بابلي است كه به جهت مهلب بن مغيره ترتيب داده بود براى رفع قئ كه او را عارض شده بود از ريختن سودا بمعدهء او

* طبيعت ان

كرم و تر

* افعال و خواص آن

جهت ماليخوليا و جنون و درد سر يبسي و فربه نمودن بدن و توليد خون صالح و منى و تقويت باه و رفع قئ سوداوى نافع است *

* فصل الميم مع الياء المثناة التحتانية *

* ميبه *

بفتح ميم و سكون يا و كسر باء موحده و ها

* ماهيت ان

اسم فارسي شراب به است كه با شراب و يا با آب