نامند
* ماهيت ان
نباتى است ساق آن يك عدد و به قدر شبرى و قريب بجعده و پرزغب به حدى كه كويا از ساق تا آخر در ميان پنبه حلاجي كرده بسيار نرم پيچيدهاند و كل آن بنفش مائل بسرخي و ريزه و از ساق تا آخر با بركهاى بسيار ريزه آميخته بكل و حكيم مير محمد مؤمن رحمه اللّه تعالى نوشتهاند كه فقير در فيروزه كوه مكرر مشاهده كرده و اخذ نموده
* طبيعت ان
كرم و خشك و كرمي آن را زياده از خشكي دانستهاند
* افعال و خواص آن
اعضاء الراس سعوط آن با روغن بنفشه جهت تفتيح سدد دماغي و تقويت دماغ و صداع بلغمي نافع اعضاء الغذاء و النفض مقوى معده و جكر و اعضاى باطني و تحليل رياح و امراض باردهء جكر و رحم و مدر حيض است
* مرماطوس *
بفتح ميم و سكون را و فتح ميم و الف و ضم طاء مهمله و سكون واو و سين مهمله بفارسي درنك نامند
* ماهيت ان
مروبرى است و قسمى از مرو سفيد كه مرماهوس خوانند و برك آن شبيه ببرك خبازى و از ان كوچكتر و با تشريف و در همه افعال مانند مرماهوس است
* مرماهوس *
بفتح ميم و سكون را و فتح ميم و الف و ضم ها و سكون واو و سين مهمله بفارسي مرو سفيد و مرو تلخ نامند
* ماهيت آن
نباتي است شبيه بمرماحوز و برك آن مانند برك لبلاب و از ان كوچكتر و كل آن مائل بسفيدى و تخم آن مدور بخلاف ساير اصناف آنكه همه طولانىاند و كفتهاند مراد از مطلق تخم مرو تخم اين است
* طبيعت ان
كرم و خشك و نزد بعضى معتدل
* افعال و خواص ان
مفرح و مجفف و در همه افعال مانند مرماحوز است و شكوفهء آن را امين الدوله سرد و تر دانسته
* مرو *
بفتح ميم و سكون را و واو لغت نبطى است و كويند فارسي است و نيز بفارسي مرو رشك و بهندى كنوچه نامند
* ماهيت آن
اسم جنس است و انواع مىباشد و هريك بنامى مخصوص و بر ابرون و خزامي و اقحوان و لسان الثور نيز اطلاق مىنمايند و از مطلق آن مراد نوع خوشبوئى آنست كه مرماحوز باشد و اصناف مرو چهار است و نزد بعضى پنج يك نوع و امر مازاد نامند و دوم را مرماحوز و سوم را مرماطوس و چهارم را مرماهوس و صنف پنجم را سرو دانستهاند و ظاهرا ابرون باشد و از نوع مرو نباشد و نوعى از مرو كه كمبو مىباشد نسبت بمرماحوز آن را شموسا نامند
* طبيعت آن
در دوم كرم و خشك و بحسب انواع آن مختلف مىباشد چنانچه ذكر يافت
* افعال و خواص آن
ملطف و محلل رياح و نفخ و بلغم و مفشي رياح و مفتح سدد هر جا كه باشد اعضاء الراس قطور آن با شير زنان در كوش جهت تسكين وجع آن و در بيني جهت صداع حاره و صداع بارده و بوئيدن نوع خوشبوى آن مصدع خصوصا بالاى شراب اعضاء الغذاء و النفض مقوى معده و امعا و رافع استسقا و رياح جوف و مدر بول و عرق و محلل بلغم معده و مسكن اوجاع آن و چون مستسقي مداومت بآشاميدن برك و تخم طولاني كه آن شبيه بتخم كتان است نمايد و هر روز دو درم آن را با مثل آن شكر ناشتا بياشامد تجفيف ما و اخراج آن به بول و عرق نمايد دايما و تخم آن را چون بريان نمايند و بياشامند جهت سحج خصوصا كه با روغن بادام چرب نموده باشند و جهت ذوسنطاريا و بريان ناكردهء آن مسهل بلغم و نيز بريان كردهء آن با تخم حماض رافع اسهال دموى و قرحهء امعا و سحج الاورام و الدماميل ضماد آن منضج اورام صلبه و دماميل و خراجات و محمد بن زكريا تخم آن را در دوم كرم و در اول تر دانسته و كويند چون اندكاندك آب بران ريزند و بانكشت بمالند و لعاب آن را با اندكى روغن ياسمين سه روز ناشتا بنوشند شراى سوداوى را بالكل زائل كرداند و مجرب است *
* مرهيطس *
بفتح ميم و سكون راء مهمله و كسر ها و سكون ياء مثناة تحتانيه و ضم طاء و سين مهملتين
* ماهيت ان
سنكى