اوجاع شديده و داخل مراهم جراحات غير حادث از جمره نافع است
* مران *
بضم ميم و فتح راء مشدده و الف و نون
* ماهيت ان
درختى است كه در زمين عرب بهم مىرسد جميع اجزاى آن تلخ و چوب آن صلب
* طبيعت ان
كرم و خشك
* افعال و خواص آن
اشاميدن برك و يا عصارهء برك آن به قدر يك درم با شراب جهت سم افعى كزيده نافع و تتمهء خواص آن در مر ذكر يافت و بعضي خود آن را شجرة المر دانستهاند چنانچه مذكور شد
* مربافلن *
بضم ميم و سكون راء و فتح باء موحده و الف و فتح فا و ضم لام و نون لغت يوناني است بمعني هزار برك و آن حزنبل است و در حرف الحا مع الزاء مذكور شد
* مرجان *
بفتح ميم و سكون را و فتح جيم و الف و نون لغت عربي است و بفارسي نيز مشهور بدان و بهندى مونكه و مرجان نيز نامند
* ماهيت ان
جسمى حجرى شبيه بساق و شاخ درخت است و سرخ و سفيد و سياه نيز مىباشد كه در بحر يمن در زير آب از زمين مىرويد و تا به قدر يك ذرع و زياده نيز و با شاخهاى بىبرك و ثمر و بهترين آن قطعهاى بزرك سرخ رنكين براق بىجرم و بىسوراخ كم كره آنست و بعد از آن سفيد باوصاف مذكوره و سياه آن زبون و مادهء تكون آن اجزاى لطيفه ارضيهء مختلفه با آب و هواى حادث از ابخرهء محتقنه در زير زمين آن دريا و بين احجار است كه بسبب تابش آفتاب و تاثير كواكب بهم مىرسد و هنكام زيادتي و قوت و غلبهء ابخره بروز آنها را از خلل و فرج و منافذ احجار و زمين مرتفع ساخته برميآورد و بعد از برآمدن متشعب مىكردد به شكل نبات و درخت و اجزاى بخاريه از ان مفارقت نموده متحجر مىكردد و به صورت سنك مىشود و در بحر طولس و اندلس بهم مىرسد و جايى كه بسيار عميق است آلات سرب و غيره از اثقال بر دام ماهىكيرى بسته در دريا مىاندازند و بر اطراف و جوانب حركت مىدهند تا بدانها پيچيده كردد پس به زور مىكشند تا شكسته و جدا كردد و برآيد و جاها كه عمق آب آن كم است غواصان در آب فرو رفته بريسمان بسته شكسته برميآورند
* طبيعت ان
در دوم سرد و خشك و بعضى در اول سرد كفتهاند و سياه آن را تا سوم سرد و خشك
* افعال و خواص آن
اشاميدن نيم درم آن قابض و مجفف و حابس و يك درم آن را بادزهر جميع سموم دانستهاند و تعليق آن بر معده جهت جميع علل آن بالخاصيت نافع و جهت رفع فزع و خوف اطفال در خواب و در سائر افعال مانند بسد است و در حرف الباء مع السين ذكر يافت و دستور احراق و حب و سفوف آن در قرابادين كبير مذكور شد
* مرداسنج *
بضم ميم و سكون راء مهمله و فتح دال مهمله و الف و فتح سين مهمله و سكون نون و جيم معرب مرداسنك فارسى است و نيز در فارسي مرداهنك و بيونانى ليدوخورس نامند
* ماهيت آن
جسمي حجرى است مصنوع از اجساد معدنيه سواى آهن و بيشتر از سرب و قلعى بطريق احراق به عمل مىآورند و ذهبى آن سرخ و فضى بنفش و رصاصى مائل بسرخي و زردى است و بهترين آن صاف زردرنك براق سنكين آنست
* طبيعت ان
بانحاى است از آن جمله آنكه مىكدازند سرب را و سرنج و يا سرب سوخته بخورد آن مىدهند تا هر دو خوب ممزوج كردند پس در ظرفى كرده سركهء تند بر سر آن مىريزند و هرچه خوب سوخته و ممزوج به آن باشد جدا مىسازند و با آب و جو طبخ مىدهند به حدى كه جو مهرا كردد و منشق شود پس از جو جدا كرده باهم وزن آن نمك مىسايند و در آب مىخيسانند و هر روز برهم مىزنند و هر سه روز آب را تبديل مىنمايند تا چهار مرتبه كه خوب صاف كردد و اجزاى خام در ان نماند پس استعمال مىنمايند و چون خواهند كه آن را سفيد كردانند كه مرتك نامند بفتح ميم و بكسر آن نيز و سكون راء مهمله و فتح تاء مثناة فوقانيه و كاف در پشم سفيدى پيچيده با آب باقلا بجوشانند و بعد از مهرا شدن باقلا و سياه شدن پشم آب باقلا و پشم را تجديد نمايند و طبخ دهند تا سفيد كردد و اين مستعمل در اطليه و ذرورات است براى