تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 821

مساهمون:

ص٨٢١
نيز و بفارسي مركب نامند

* ماهيت ان

معروف و اقسام آن در قرابادين كبير بتفصيل مذكور شد و از مطلق آن نزد اطبا مراد مصنوع از دودهء روغن كتان و صمغ عربى باغرى الجلود و زاج زرد و آب مازو است و بهترين آن بسيار سياه براق سبك وزن آن است

* طبيعت ان

در دوم كرم و خشك بخلاف مداد هندى كه سرد و خشك است و از اجزاى درخت فوفل مىسازند و كفته‌اند كه از مازو تنها مىسازند

* افعال و خواص آن

قابض و مجفف و رادع خصوص مداد هندى اعضاء الراس و العصب و غيرها سعوط و ضماد مداد هندى بر پيشانى حابس رعاف و طلاى آن رافع شقيقه و سستي اعضا و بر كف پا جاذب حرارت حميات و بر اورام حاره محلل آنها و غير هندى جهت منع ريختن موى و التيام زخمها و با سركه و يا با آب و يا خالص آن جهت سوختكى آتش و بدستور با قيروطي اما بايد كه بعد از قطليه نشويند و رفع نمايند بلكه بكذارند تا خودبخود زائل كردد و آنچه در ان زاج باشد مصلح مراهم قروح متعفنه است و ديسقوريدوس كفته آشاميدن دو مثقال مداد با آب سرد رافع سم عقرب است

* فصل الميم مع الراء المهملة

* مر *

بضم ميم و تشديد را و بفتح ميم نيز آمده لغت عربي است و برومى اعروعوليطوس و بسريانى مرادكبا و بيوناني سموتا و بهندى بول بضم باء موحده و سكون واو و لام نامند

* ماهيت ان

صمغ و يا لبن درختى است كه در بلاد مغرب و روم و جزيرهء سقوطره مىشود و بسيار بلند و رعنا و نرم و كرهدار و كرههاى آن مانند بندهاى نى و جوف آن مصمت يعنى ميان آن پر مىباشد و از ان نيزه مىسازند مشهور بنيزهء ني است و جميع اجزاى آن تلخ و نزد بعضى مران و ماليا يكى است و اين قول اقرب بصواب است چه در افعال قريب بهم‌اند و نزد بعضي مران قرانيا است و اين اصلي ندارد چه مران را برك شبيه ببرك توت است و برك قرانيا شبيه ببرك ترنج و از ان كوچكتر و درخت آن بسيار بلند نمىشود و ثمر قرانيا لذيذ و ثمر مران شبيه بدان و ليكن با عفوصت بسيار و غير لذيذ و درخت آن خاردار شبيه بقرط و صمغ آن به چند نوع حاصل مىكردد و آنچه از تنهء درخت آن بتيغ زدن و فرش نمودن بوريائى و ظرفى در زير آنكه در ان جمع كردد و انجماد يابد حاصل كردد بهترين انواع است و اين قبل از انجماد سفيد رنك و بعد از ان رنكين مىباشد و اين را مرصاف نامند و آنچه از تنهء درخت آن مانند صمغ خودبخود تراوش كند و منجمد كردد و اخذ نمايند بعد از ان است در خوبى و اين زرد رنك مىباشد و مر البطارح نامند و آنچه پوست درخت آن را كه در زير آن صمغ آنست افشرده عصارهء آن را خشك مىنمايند و يا آنكه در آب جوش داده صاف نموده آب صافي آن را باز طبخ مىدهند تا منعقد و منجمد كردد مسمى بميعه سائله و مرحبشى است و اين بدترين همه و سياه رنك مىباشد و مختار و بهترين همه مرصافى خالص از چوب و سنكريزه و سبك وزن و زودشكن و خوشبوى بسيار تلخ با بشاعت آنست كه ظاهر آن مائل بسفيدى و سرخي و باطن آن از شكستن سفيد و بعد از شستن سفيد شبيه به ناخن چيده باشد و آنچه باوصاف مذكوره نباشد زبون و غير مستعمل و آن را مغشوش بصمغ عربى مىنمايند و بجوشانيدن در آب مراصلى و بعضى يتوع سمى قاتل كه آن را فاسيس نامند و در لون شبيه بدان است اما با حدت و كراهيت رائحه و زهومت است غش مىنمايند

* طبيعت ان

در آخر سوم كرم و در آخر دوم خشك و در آخر سوم نيز كفته‌اند و در دوم كرم و خشك دانسته‌اند

* افعال و خواص ان

جالي و مجفف و قابض بيلذع و مفتح و منضج و مسهل و ملين و ملزق و محلل رياح و اورام باردهء بلغميه و از جملهء ادويهء جليله و عظيم النفع است و داخل تراكيب كبار كرده مىشود و حافظ و مانع تعفن اخلاط است و لهذا حكماى سلف بر اجساد اموات براى تجفيف و نشف رطوبات و حفظ آنها از تعفن و فساد و تغير با بعض ادويهء مناسبه مىماليده‌اند و كفته‌اند آنچه از اقليطا مىآورند قوت تجفيف و انضاج و تليين آن زياده از غير آنست اعضاء