تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 820

مساهمون:

ص٨٢٠
و عقرب و رتيلا و غيرها خواه قبل از ان و يا بعد از ان مانع تاثير و دافع ضرر آنها است مقدار شربت آن يك مثقال با روغن زيت و چون در اول نزول آفتاب ببرج حمل تا سه روز هر روز يك مثقال تخم آن را بنوشند در ان سال هيچ سمى بخورندهء آن ضرر نرساند و عرق مخلصه ملطف و محلل و مقوى اعضاى رئيسه و موافق مبرودين و رافع قولنج و بعضى داخل كردن آن را در ترياق كبير قائم مقام شراب دانسته‌اند *

* مخيض *

بفتح ميم و كسر خا و سكون ياء مثناة تحتانيه و ضاد معجمه لغت عربي است به فارسى دوغ و بتركي ايبران و بهندى چهاچه نامند

* ماهيت آن

ماستى است كه با اندك آب در خيك و يا غير آن حركت داده و برهم زده دهنيت آن را كه كره نامند كرفته باشند بهترين آن دوغ تازه ماست شير كاو است كه دهنيت آن را بالتمام بنحو مذكور كرفته باشند

* طبيعت ان

در دوم سرد و تر و رطوبت بران غالب بر يبوست

* افعال و خواص ان

مسكن غليان خون و محرك باه محرورين و مشهى و مسمن و مطفى حدت تپ دق و سمومات حاره و حرارت و التهاب معده و جكر كرم و مسكن تشنكى و با خبث الحديد و اطريفل جهت تقويت معده و سنك‌تاب و يا آهن‌تاب آن يعنى داغ كرده بسنك ريزه و يا آهن تفته جهت حبس اسهال دموى و صفراوى خصوصا با طراثيث و قوابض و مطبوخ آن با برنج و آرد جو بو داده بهترين اغذيهء صاحبان اسهال حار و به جهت تسمين بدن مؤثر و در حمى دق با نان خشك از ربع رطل تا نيم رطل و مقدار نان از ده مثقال زياده تجويز نه نموده‌اند دستور آشاميدن در حمى دقي و امراض حارهء حاده چنان است كه بكيرند دوغ تازه كاوى را و نيك بپالايند كه تمامى كرهء آن جدا كردد مطلق دهنيت در ان نماند تا پنج شش ساعت بكذارند كه طعم آن نيكو و اندك ترش مزه كردد پس نيكو برهم زنند تا مائيتى كه در ان آمده است به آن مخلوط كردد پس بكيرند نان تنك ميدهء خالص مقدار ده درم و ريزه كرده در سى درم از ان دوغ بياميزند و بكذارند تا نيكو امتزاج يابد و تناول نمايند و اكر زياده ازين مقدار خواهند و احتياج بيشتر باشد به همين ميزان زياده نمايند و روز دوم پنج درم دوغ زياده كنند و از نان يك درم كم نمايند و همچنين هر روز پنج درم بر دوغ بيفزايند و از نان يك درم بكاهند تا دوغ خالص بماند و عادت بدان حاصل كردد و چون خواهند كه ترك نمايند برعكس اول عمل نمايند تا به مقدار روز اول برسد و بعضى اطبا نظر بكمال احتياط كفته‌اند شروع از ده درم دوغ و يك درم نان بيفزايند تا دوغ بسى درم رسد و اكر زياده از سي درم خواهند همين قسم زياده نمايند و بدستور بكاهند و كسانى را كه عادت به خوردن دوغ باشد محتاج به اين تدبير نيستند بلكه همين مراعات قوت هضم و آنكه به او حمى عفني نباشد كافي است زيرا كه در حمى عفني جائز نيست مكر آنكه رقت اقتضا كند از كرمي هوا و رقت و حدت ماده مانند غب خالص و امثال اينها و جائى كه تعفنى در اخلاط باشد با قرص طباشير تناول نمايند و هنكامى كه طبيعت ملين باشد و تليين آن موجب ضعف كرده كردد دوغ را آهن تاب و يا سنك‌تاب نمايند و با طباشير سفيد و يا طراثيث و يا حبوب و اقراص مناسبه استعمال نمايند و صاحب خلاصة التجارب نوشته كاهى فادزهر حيوانى با دوغ نفع مىبخشد و نفعي بسيار در ان امراض و چون تخم خرفه را كوبيده با دوغ سه مرتبه تسقيه نمايند و خشك كنند آشاميدن قليلى از ان رفع تشنكى و خواهش آب تا چند روز مىكند و از اسرار مرتاضين است المضار دوغ در تپهاى عفنه خلطى مسر جهت آنكه متعفن و مزيد علت مىكردد اصلاح آن قئ نمودن و آشاميدن سكنجبين سفرجلى است و چون در معدهء بارد ترش كردد مورث دوار و غشى شود اصلاح آن نيز قئ كردن و يا فلافلى و جوارشات حاره خوردن است *

* فصل الميم مع الدال المهملة

* مداد *

بكسر ميم و فتح دال و الف و دال مهمله لغت عربى است و آن را حبر بكسر حاء مهمله و سكون باء موحده و راء مهمله