يكصد رطل آب دو رطل سركهء تند انكورى ريزند و طبخ نمايند تا ثلث آن بماند پس در خم متخلخل و يا هنك متخلخل المنافذ ريزند و آنچه از ان مترشح كردد در كوزهء ضيقة المنافذ كنند و بنوشند نوع ديكر آنست كه بكيرند نشارهء چوب كز و آجر آب نديده در آب يك شبانهروز بخيسانند پس صاف نموده بياشامند در كرما مصلح آبهاى ردى فاسد و كدر ناصاف و مروق نمودن آنست و يا مقطر كردن بطريق عرق و يا در خم و سبو و يا سنك متخلخل و طريق آن آنست كه آب ناصاف را در ظرفى كنند در جاى اندك بلند بكذارند و متصل بدان ظرفى ديكر خالي كه اندك از ان نشيب باشد نيز كذارند و فتيلهء پارچهء كرپاس نظيفي را تر نموده يك سر آن را در ظرف آب سر ديكر را در ظرف خالي كذارند تمام صافى آن در ان متقطر كردد و طريق تعريق آن و يا آب شور آن و يا آب تلخ و يا آسن يعنى متغير الطعم و الرائحه و يا آب غليظ آن است كه خاك طيب صافى خصوصا خاك آفتاب خورده سوخته بدان مىآميزند و عرق كشند يك مرتبه و يا دو مرتبه و چون چند دانهء بادام را كوبيده در آب كدر شيره كشيده بكذارند صافى مىكردد و ايضا چون قليلى آهك خالص صافى و يا زاج در آب اندازند آن را صافى مىكرداند و همچنين چون چند دانهء نرملى كه تخم ثمرى است هندى در آب شيره كشند و بكذارند صاف مىكردد و داخل نمودن قليلى سركه در آبهاى فاسد و طبخ نمودن و يا عرق كشيدن دافع فساد آنها است خصوصا در تابستان و آب غليظ ثقيل محدث اكثر امراض مذكوره است و نيز مصلح آن سير و پياز و تصفيهء آن بشب و يا بطريق مذكوره است و نيز مصلح هر آب ردى و نزد تغير آب بآبى ديكر سير و پياز و سركه و كاهو همه با هركدام كه باشد خوردن و داخل نمودن قليلى خاك بلد خود در آب مختلف ردى و بعد از تصفيه آشاميدن مصلح آبهاى مختلف است و نيز جوش نمودن و آهن داغ كردن و يا ممزوج نمودن ربوب حامضه و سركه و سكنجبين است و در اسفار ممزوج نمودن آب هر منزل را با آب منزل ديكر خصوصا كه آب منزل كذشته بهتر باشد و يا تدابير مذكوره است
* ماء البحر *
بفتح باء موحده و سكون حاء مهمله و راء مهمله يعنى آب درياى شور
* طبيعت ان
كرم و خشك و زغاق يعنى تلخ و شور و تند
* افعال و خواص ان
جالي و محلل و جاذب و ملين و مسهل بلغم و صفرا و ناشف رطوبات و مفسد خون و مولد حكه و جرب و نطول كرم كردهء آن جهت وجع اعصاب و شقاق عارض از سرما و حكه و جرب و قوبا و اغتسال سر اقرع بدان با مداومت باعث شفاى آن و جلوس در ان جهت لسع هوام و امراض بارده و استسقا المضار معده را مضر و موجب حبس طبيعت و سحج و قرحهء امعا و حرقة البول مصلح آن آشاميدن كوشت آب مرغ و مرق ماهي و اغذيهء رطبه دسمه و صمغ عربى و كل ارمني با روغن بادام و العبهء مناسبه و طين حر و سويق جو بوداده در ان حل نمودن و بعد تصفيه آشاميدن و انداختن خرنوب و حب الآس و زعرور در ان *
* ماء الجمه *
بضم جيم و فتح ميم مشدده و ها
* ماهيت ان
كويند آبى است غليظ سياه كه از بلاد هند و چين آورند و كويند از جوف نوعي ماهى حاصل مىكردد كه در بحر چين بهم مىرسد
* طبيعت ان
در سوم كرم و خشك
* افعال و خواص ان
آشاميدن ربع درهم آن جابر كسر اعضا است و كفتهاند دو مثقال آن را اين خاصيت است كه چون بياشامند هر عضوى كه شكسته شده باشد در يك روز باصلاح آورد و جهت كسيختن عروق و رض عصب و نيز طلا و مضمضهء آن جهت جوشش لثه و طلاى آن جهت رفع آثار و قروح و حكه و جرب بسرعت مجرب ابن مولف كفته كه در درياى هرموز نيز نوع ماهى بهم مىرسد كه از شكم او آبى خاكسترى رنك برميآورند و آن ماء الجمه و همان خاصيت دارد و به اطراف مىبرند *
* ماء الحماة *
بفتح حاء مهمله و ميم و الف و تاء مصدرى يعني آبهاى كرم بورقي و زاجي و شبى و كبريتى و نوشادرى و امثال