آنها خالص طيب و يا ممزوج بسنكريزهء سرخ و يا سنكلاخ و بالاى آنها مكشوف باشد كه باد شمالي بر آنها بوزد و اشعهء آفتاب و كواكب بر آنها بتابد و ابخره و ادخنهء آنها بتحليل رود و در آنها محتقن نماند و بسبب جريان و حركت و تموج هوا زياده تلطيف و تصفيه يابند و هر چشمهء كه آب آن از بلندى مانند بالاى كوه و يا دامنهء كوه به زير ريزد و باوصاف مذكوره باشد بهتر است و بعد از ان مياه الانهار الجارية يعنى آب نهرهاى جارى است كه منبع آنها دور و بلند باشد كه بسرعت جارى و خاك آنها طيب باشد و يا بر سنكى و يا سنكريزهء سرخ كذرد و بالاى آنها مكشوف بود كه باد شمال بر آنها وزد و شيرين صاف شفاف عميق باشند و از مغرب و جنوب به طرف مشرق و شمال روند و كفتهاند در آب نيل اين همه اوصاف موجود است و اكر كدر باشد بسبب مرور و شدت جريان بر زمين رملى ممزوج به خاك طيب چون در ظرفى بكذارند باندك زماني صافي كردد و در صافى آن دردى نباشد كه مرتبهء ديكر از ان جدا و تهنشين كردد نيز خوب است مانند آب اكثر رودها مثل رود جيحون و سيحون و دجله و فرات و امثال اينها و در آب كرن و ركنى و سوهن نيز اكثر اوصاف اول موجود و هر آب جارى كه متصف بدين صفات نباشد و يا طعمى و رائحهء كريه بران غالب باشد زبون و بعد ازينها مياه راكده است يعنى آبهاى ايستاده مانند آب غديرهاى وسيع عميق طيب التربة صافي شفاف شيرين خوش طعم كه بالاى آنها مكشوف باشد و باد شمال بر آنها بوزد آنها را متموج و متحرك دارد و اطراف آنها خالي از اشجار و نباتات و آنچه بخلاف اين اوصاف باشد مانند آب غديرهاى كوچك و كودالها همه ردى و ثقيل و موجب امراض رديهاند كه مذكور مىكردد و نيز در حكم آب ايستاده است آب كداخته يخ و برف و اين هرچند لطيف است و ليكن مضر عصب و احشا است و باعث تحريك نزله و سرفه و همچنين آب حوضها و آب انبارها و بركها نيز همه ردى و ثقيل نفاخ و موجب امراض رديهاند بتخصيص كه در انها علق و كرمها و طحلب تكون شده و غليظ و طعم و رائحهء آنها متغير باشد و بالاى آنها غير مكشوف و از انها در رداءت زياده ماء الاجام و البطايح است يعنى آب نىزارها و برنجزارها و آبهاى جارى تحت اشجار رديهء سميه و يا بر زمينهاى رذى كثيف و يا تلخ و شور است كه همه موجب امراض رديهاند مانند ضعف معده و كبد و هضم و قلت اشتها و عفونت اخلاط و سدد و سوء استمراء غذا و سوء القنيه و استسقا و طحال و يرقان و زلق الامعا و بواسير و دوالى و اورام رخوه و زردى رنك رخسار و ثقل بدن و قروح احشا و حمى ربع و عرق مدنى و قروح ساق پا و لاغرى آن و حكه و جرب و قوبا و جنون و نزول آب و امثال اينها خصوصا در زمستان و علاوه آنها در زنان باعث عسر حمل و انتفاخ جنين و متولد شدن آن متورم و حصول رجا يعنى حمل كاذب و وخم و در اطفال ادره و امثال آن از امراض رديه و اما آب كدر مولد سده و سنك كرده و مثانه و مفسد غذا است و در حكم ماء راكده است ماء البير و القناة يعني آب چاه و كاريز كه ثقيل و نفاخ و بطئ الانحداراند و از آب غديرهاى وسيع طيب صافى باوصاف مذكوره ثقيلتر و بهترين اينها چاههاى وسيع عميق بسيار آب است كه مجراى آب آن از طرف شمال و مغرب باشد و آب آنها شيرين و صافى و شفاف و سبك بود هميشه از ان آب بسيار مىكشيده باشند و قنواتى كه سرچشمهء آنها بعيد و بلند و آب آنها بسيار و شيرين و صافى و سبك و بسرعت جارى باشد و آنچه ازينها بدين اوصاف نباشد و يا متغير الطعم و الرايحه و مائل بتلخى و شورى و عفونت باشد و يا مدتى محتقن و محبوس و ضائع و يا دير مانده باشد همه زبون و محدث اكثر امراض مذكورهاند و علامت خفت و لطافت آب و اوصاف و افعال مذكوره است از شيرينى و صفا و سرعت انحدار
و اعانت بر هضم و تقويت اشتها و خفت و سبكى بدن و عدم نفخ و قراقر و ثقل و غيرها و علامت ديكر سرعت قبول حر و برد از مسخن و مبرد خارجى است يعنى آنچه زودتر كرم
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 803
مساهمون: محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
ص٨٠٣