تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 797

مساهمون:

ص٧٩٧
ببرك اسقولوقندريون و تخم آن مثلث شكل و برى و بستاني مىباشد برى آن كرم‌تر از بستاني

* افعال و خواص ان

آشاميدن برك خشك آن و ضماد پوست آن با سركه جهت جرب مجرب و جميع اجزاى آن جهت التيام زخمها مفيد است *

* لوف *

بضم لام و سكون واو و فا لغت عربي است و بفارسي فيل كوش و بفرنكي كونكلوس و سربن طين نيز نامند بمعني شبيه بمار

* ماهيت ان

نباتى است و سه قسم مىباشد قسم اول لوف الكبير يعنى بزرك و آن را لوف الارقط و لوف الحيه نامند جهت مشابهت ساق آن بمار ابلق و بيوناني در افيون و در اقيطن نامند بمعني لوف الحيه

* ماهيت ان

ساق آن سطبر و شاخهاى آن مانند عصا و رنك ظاهر آن مرقش يعنى مانند مار ابلق و برك آن شبيه ببرك لبلاب كبير و بنفش و با رنكهاى مختلف و ثمر آن مانند خوشه و در ابتدا سفيد و بعد رسيدن زرد و بيخ آن مانند بلبوس و منبت آن مكانهاى نمناك و سايه‌دار

* طبيعت ان

در آخر دوم كرم و خشك و با جوهر ارضي

* افعال و خواص ان

ملطف و مخرج و مقطع اخلاط غليظهء لزجه و مفتح سدد و بغايت جالي اعضاء العين قطور عصارهء آن رافع بياض عين حادث از قرحهء الاذن قطور آب خوشهء تازهء آن با روغن زيتون مدر بول و رافع عسر آن و دافع حصاة اعضاء الصدر و النفض آشاميدن لوف كبير جهت عسر نفس و نفس الانتصاب و ربو كهنه و با عسل و يا شراب محرك باه و با سركه مسقط جنين و حمول آن مخرج جنين و بوئيدن كل آن نيز مخرج جنين و آشاميدن سي عدد از دانهء آن با سركه جهت اسقاط جنين و مشيمه بيعديل محمد بن احمد كفته كه چون بيخ لوف را خشك كرده كوفته پيخته با آرد كندم و روغن كنجد و نمك خمير نمايند و خمير مايهء نان نمايند و هر روز هفت مثقال از ان نان را تناول نمايند در رفع بواسير ظاهرى و باطنى مجرب الزينة ضماد بيخ آن با عسل جهت كلف و بهق و نمش و برص و با شراب جهت شقاق عارض از سرما مفيد الجروح و القروح ضماد آن بهترين ادويهء سرطان و نواصير الانف و تنقيهء جراحات متعفنه و زخمهاى تازه است خصوصا برك و ثمر آن و از ان شيافات مىسازند براى نواصير و چون داخل قروح حيوانات نمايند فاسد كرداند و ضماد پختهء آن رافع شقاق مزمن و آثار قروح طرد الهوام ماليدن آب ريشهء آن بر بدن كريزانندهء هوام است خصوصا افعى مضر جكر و مولد خلط غليظ مصلح آن صمغ عربى مقدار شربت آن يك درم بدل آن افسنتين قسم ثانى لوف را لوف الجعد و فيل‌جوش و بيونانى ارب و لادن و ببربرى الونى و اهل اندلس صياره و بفرنكى اربسارم نامند

* ماهيت ان

مانند لوف صغير است و برك آن از برك قسم اول كوچكتر و با الوان مختلفه و ساق آن به قدر شبرى و بنفش و ثمر آن مانند قسم اول و بيخ آن نيز

* طبيعت ان

در كرمى كمتر از قسم اول و در خشكى از ان زياده

* افعال و خواص آن

بيخ آن قوىترين اجزاى آن و مقطع قوى و جهت امراض سينه و تنقيهء آن و ضماد آن با سركين كاو جهت نقرس و در سائر افعال مانند لوف كبير است و چون بيخ تازهء آن را در روغن مغز زردآلو بجوشانند تا سوخته كردد تمريخ بدان جهت اسقاط دانهء بواسير موثر و حمول آن بخرقهء آلوده جهت بواسير باطن و چون بيخ آن را پارچه پارچه نموده در شراب يك شبانه‌روز بخيسانند پس هر مقدار كه ممكن باشد در مقعده نكاهدارند جهت بواسير عجيب النفع و بخور بيخ آن نيز جهت بواسير نافع است و قسم ثالث لوف را لوف الصغير نامند و بيونانى اربصارن و اهل مصر دوبره و ديسقوريدوس در ثالثه در اقيطون ناميده و بيونانى فيل‌جوش نامند بمعنى اذن الفيل

* ماهيت ان

دو صنف مىباشد صنفى كوچكتر از ديكرى صنف اول را برك و شاخ آن شبيه به قسم كبير و ثمر آن در طرف ساق آن شبيه بخوشه و در ابتدا سفيد برنك خشخاش و بعد از پخته شدن زرد زعفرانى و طعم آن با حدت كه زبان را بكزد و بيخ آن مائل باستداره شبيه به بيخ بلبوس و لوفا و پوست آن نازك منبت آن اماكن رطبه و جالينوس كفته برك و بيخ آن شبيه بنوع دوم است و از ان تندتر و تلخ‌تر
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 797 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى