* كزنكبين *
بفتح كاف و زا و سكون نون و فتح كاف و كسر باء موحده و ياء مثناة تحتانيه و نون
* ماهيت ان
شبنمي است كه بر درخت كز و سائر اشجار مىنشيند و مانند ترنجبين منعقد مىكردد و آنچه بر درخت بيد منعقد مىكردد الطف است از آنچه بر درخت كز و بلوط منعقد مىكردد و بهترين آن صاف سفيد شفاف بزركدانهء آنست كه مخلوط ببرك و خاشاك نباشد
* طبيعت ان
در اول كرم و در خشكي معتدل
* افعال و خواص ان
جالى و با قوت مسهله اعضاء الراس و الصدر منقي دماغ و رياح غليظهء آن و جهت نزلات و تقويت اعضاى تنفس و آلات غذا و ملين سينه و صوت و رافع خشونت آن و ضيق النفس و سرفهء حار و بارد رطب و مرطوبى مزاج را نافع مقدار شربت آن از هفت درم تا بيست درم است
* فصل الكاف مع السين المهملة *
* كسب *
بضم كاف و سكون سين و باء موحده لغت عربى است و نيز به عربى التخ و به فارسى كنجاره و كشنو و بشيرازى خره و بهندى كهلي نامند
* ماهيت ان
ثفل چيزها است كه از انها روغن كرفته باشند مانند حبوب و لبوب و به زور و غيرها و از مطلق آن مراد ثفل دهن كنجد است و بعضى كفتهاند جرم آنست كه در ان مطلق دهنيت نمانده باشد
* طبيعت و افعال و خواص ان
ثفل هر چيز در طى ذكر آن مذكور شد و مىشود ان شاء اللّه تعالى و بالجمله بسيار ثقيل و ردى الغذاء و مولد نفخ و رياح و سده است و از خوردن كسب خروع هيضه عارض مىكردد علاج آن علاج تربد خورده است *
* كستى *
بكاف تازى در بنكاله عنب الثعلب است *
* كسموقا *
بفتح كاف و سكون سين و ضم ميم و سكون واو و فتح قاف و الف و كسميوقا بكسر ميم و ضم ياء مثناة تحتانيه و سكون واو نيز آمده اسم نبطى است
* ماهيت آن
شيخ ابن بيطار نوشته غافقى كفته كه مسعودى در كتاب سموم بيان نموده كه آن حشيشي است منبسط بر روى زمين مدور قطر آن به قدر يك فتركه طول ما بين انكشت سبابه و ابهام است برك آن شبيه ببرك مرزنجوش طعم آن لزج شبيه بطعم نبق كوچك عفص و آن را خشك كرده نكاه مىدارند
* طبيعت ان
كرم و خشك
* افعال و خواص آن
عند الحاجت در آب ماليده بعقرب كزيده مىخورانند در حال تسكين مىنمايد *
* كسول *
بضم كاف و سين و سكون واو و لام
* ماهيت ان
ابن تلميذ تصريح نموده كه آن ثمرى است به قدر انكشتى و در رنك و شكل شبيه بخيارشنبر اندك عريض و تخم آن به قدر خيارشنبر منبت آن بلاد روم
* طبيعت ان
سرد و خشك و بسيار قابض
* افعال و خواص ان
آشاميدن يك درم آن قاطع خون و اسهال دموى و ذرور آن در رفع نزف الدم جراحات بيعديل است
* كسوندي *
بفتح كاف و ضم سين و سكون واو و نون و كسر دال و يا و كسونجي بجيم بجاى دال نيز آمده لغت هندى است
* ماهيت ان
نباتى است هندى تا بيك قامت انسان و زياده نيز و شاخهاى آن انبوه و مائل به بنفشي و برك آن شبيه ببرك سنامكي و حلبه و كل آن زرد
* طبيعت ان
كرم و خشك
* افعال و خواص ان
جهت دفع سميت سموم مشروبه و تعديل فساد اخلاط و سعال نافع و خورانيدن آن بدواب جهت سرفهء آنها كه كنار نامند مفيد و چون قدرى از بيخ نوع سياه آنكه بهندى كالى كسوندى نامند با چند دانهء فلفل نرم سوده حبوب ساخته بمار كزيده بخورانند شفا يابد و ضماد آب بيخ تازهء آن با صندل جهت قوبا نافع است
* كسيرو *
بفتح كاف و كسر سين و سكون ياء مثناة تحتانيه و ضم راء و واو لغت هندى است
* ماهيت ان
بيخ نباتى است هندى كه در غديرها كه بهندى تالاب نامند و آبهاى ايستاده مىرويد و از نبات آن بوريا مىبافند و بيخ آنكه كسيرو است