تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 741

مساهمون:

ص٧٤١
برص و جرب متقرح قوى الاثر و سعوط مغز سر آن و زهرهء آن از هريك يك قيراط با روغن زنبق رافع نسيان و سفيدى موى سر و ريش با تكرار عمل و در تقويت حافظه بيمثل و پيه آن را چون بكدازند و با سركهء عنصل بياشامند چند روز پى هم صلابت طحال را زائل كرداند و چشم آن را چون خشك نموده سوده در چشم كشند بيخوابى آورد و خصيهء آن را چون نمك سود نمايند و خشك كرده سوده با هموزن آن سركين سوسمار و كف دريا و شكر درهم نموده در چشم كشند جهت رفع بياض چشم مجرب كفته‌اند

* كرم *

بفتح كاف و سكون را و ميم لغت عربى است واحد آن كرمه و جمع آن كرمات و بيونانى اولياطيوم و بسرياني كبيشا حمرا و برومي ديدرون اسايا و به فارسى تاك و رز و بهندى داكهه كاجهار نامند

* ماهيت ان

نباتي است اكثر از قبيل نجم و بياره و بر مجاور خود پيچد و تنهء آن قوى و شاخهاى آن باريك بلند و نورستهء آن با خيوط و برك آن پهن فى الجمله شبيه ببرك خيارزه و برك عنب الثعلب بستاني و غير مزغب و املس و خوش‌طعم خصوص برك نازك نورستهء آن و خوش رائحه و كل آن ريزه باريك خوش‌بو و زرد مائل بسفيدى و ثمر آنكه عنب و به فارسى انكور و بتركى اوزم كويند خوشه‌دار و در خامى سبز عفص و نيمرس آن ترش و با عفوصت و رسيدهء آن شيرين و ملون بالوان از سفيد و سرخ رنك و سياه و بعد رسيدن و خشك شدن زبيب و بفارسي مويز و نيمرس خشك آن را كه ترش طعم است غورهء مويز نامند و تخم آن مدحرج الشكل سرخ رنك شبيه بخصيهء حيوان بسيار كوچكى و آن را حب العنب نامند و شاخهاى نازك درست آن را لفايف الكرم و عساليج الكرم نيز نامند و برى و جبلى و بستاني مىباشد نبات برى و جبلى آن بسيار بلند و پهن به روى زمين و اشجار و غيره نمىكردد و ثمر آن كوچكتر و كم‌آب تر و پوست آن ضخيم‌تر از بستاني مىباشد و درخت برى بيثمر را در تنكابن ديورز نامند و شاخهاى درخت آن را مطلقا تا هر سال نبرند و تربيت ننمايند ثمر زياده و بهتر نمىدهد و بيان عنب بتفصيل در حرف العين مع النون ذكر يافت و بهترين اجزاى درخت آن عساليج آنست و بعد از ان برك و عصارهء آن

* طبيعت ان

در آخر دوم سرد و خشك

* افعال و خواص ان

جالي و مجفف و قابض اعضاء الراس و الصدر و الغذاء و النفض آشاميدن عساليج آن مانع صعود ابخره بدماغ و ضماد برك و عساليج و خيوط آن خصوصا با آرد جو جهت درد سر حار و تسكين التهاب عين و اورام حارهء آن و با آرد جو و رامك جهت تسكين التهاب معده و ابتداى ورم حار آن و سائر اعضا و عصارهء برك آن مقوى معدهء حار و مانع قئ و قاطع قئ الدم و رافع خمار و تقلب نفس و جهت قرحهء امعا و اسهال صفراوى كه ذوسنطارياى معوى نامند خواه بنوشند و خواه بدان حقنه نمايند و نيز مدر بول و حافظ جنين از اسقاط و شربت آنكه آب عساليج آن را با قند بقوام آورند جهت خفقان صفراوى و تحريك اشتها و دفع خمار و تسكين حدت صفرا و غثيان و اسهال مواد رقيقهء صفراويه نافع و بسا است كه بسبب قوت جاليه كه دارد باعث اطلاق طبيعت مىشود مضر سرفه مصلح آن عسل و صمغ و آب منجمد آن بسيار جالي و يابس آشاميدن آن با شراب رافع سپرز و مخرج سنك مثانه و ضماد آن رافع قوبا و جرب متقرح و غير متقرح و طلاى آن با روغن زيتون سترندهء موى با دوام عمل و آب چون آنكه در حين سوختن تراوش كند رافع ثآليل و نمله و كلف و نمش و قوبا و جرب و سترندهء موى خصوصا با زبيب و رماد چوب و نشارهء شاخهاى آن كاوى و ضماد آن با سركه رافع بواسير و با روغن كل سرخ و سركه رافع بواسير و با روغن كل سرخ و سركه و سداب جهت ورم سپرز و رماد شاخهاى آن با پيه كهنه و روغن زيتون و عسل جهت شكاف عضل و سستي مفاصل و تعقد عصب و با بورهء ارمنى جهت بردن كوشت زائد زخمها و با سركه جهت التواى عصب و كزيدن هوام و افعى و سك ديوانه و ورم غددى و كماد كرم كردهء آن جهت بواسير و خوردن نيم درهم آن جهت قرحهء امعا و تفتيت حصاة و آشاميدن