تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 729

مساهمون:

ص٧٢٩
ترسيدن آن از آب اكلا و ضماد اكبد المعز خوردن جكر بريان‌كردهء آن جهت صرع و بخار آن را كرفتن و آب مقطر از ان را در حين بريان كردن در چشم چكانيدن همه رافع شب‌كورى است كبد الوزغه چون جكر وزغه را بر دندان كرم خورده كذارند درد آن را ساكن كرداند و كسى كه الماس خورده باشد چون جكر آن را بتار خياطه بسته ببلعد و بعد از اندك زمانى بآهستكي برآورد كويند الماس بدان چسپيده برميآيد كبد الايل چون شرحه نموده و بران فلفل و دار فلفل كوبيده پاشيده كباب كنند و آب مقطر آن را در چشم كشند شب‌كورى را زائل كند و ابتداى نزول آب را مفيد و بدستور چون خشك كنند و سوده در چشم كشند جهت هر دو علت مفيد و بتفصيل خواص جكر هر حيواني در طى ذكر آن ترقيم يافت و مىيابد ان شاء اللّه تعالى *

* كبر *

بفتح كاف و با و راء مهمله لغت عربي است و يا معرب از فارسي و بيوناني اثونيطس و قبارس نيز و بسرياني قبار و برومي قباريش و بشيرازى كورك نامند

* ماهيت ان

ثمر نباتي است خاردار و پرشاخ و اكثر شاخهاى آن منبسط بر روى زمين و برك آن اندك پهن و كل آن در غلافى سبز به مقدار زيتون كوچك و دانهء نخودى و بعد شكفتن كل آن سفيد در وسط آن تارها شبيه به موى و ثمر آنكه خيار كبر نامند از بلوط بزركتر و به قدر خيار كوچكى و بعد رسيدن شكفته مغز آن سرخ رنك و تخم آن زرد و با رطوبت و لزجي و طعم آن اندك شيرين و با تلخي و قبض و عفوصت كمى و هرچند رسيده‌تر باشد تلخى و عفوصت آن كمتر و شيرينى زياده كردد و بيخ آن سفيد بزرك طولاني و پوست آن ضخيم و از چوب وسط آن بعد خشك شدن اكثر جدا كردد و طعم جميع اجزاى آن تلخ خصوصا بيخ آن در حرفت و مرارت و اندك ملوحتى است و غنچهء كل و ثمر كوچك نارس آن را نيز در آب نمك شيرين نموده محلل مىنمايند و بيخ آن قويتر از سائر اجزاى آن اكثر مستعمل و منبت آن خرابها و سنگلاخها و زمينهاى خشن و آنچه قريب به آب و زمينهاى نم‌ناك باشد نفاخ ردى و مفسد

* طبيعت ان

در دوم كرم و خشك و آنچه در بلاد حارهء يابسه بهم رسد تا سوم

* افعال و خواص ان

مفتح و جالى و محلل و ملطف و مقطع بلغم و سودا و اخلاط لزجه اعضاء الراس و العصب جهت امراض باردهء دماغيه مانند فالج و استرخا و خدر و اوجاع مفاصل و عرق النسا و نقرس نافع بسبب عفوصت و قبضي كه دارد و ضماد تازهء آن جهت فسخ عضل و خائيدن پوست آن جالب رطوبات دماغ و مسكن درد دندان و بدستور خائيدن پوست تازهء آن و يا برك آن و مضمضه بسركهء خمرى كه پوست آن و يا تخم آن در ان جوشانيده باشند مسكن درد دندان و مفتح سدد دماغي و منقي دماغ و قطور عصارهء آن در كوش كشندهء كرم آن و شستن سر به آب طبيخ آن رافع كچلى اعضاء الصدر با ادويهء خوش‌بو مانند سنبل الطيب و اسطوخودوس و اذخر و عسل محلل بلغم سينه و مخرج آن و مسكن اوجاع صدر و نمك پروردهء آن جهت ربو و غرغره بطبيخ آن دافع بلغم از اعضاى تنفس اعضاء الغذاء و النفض مقوى احشا و محلل رياح و مفتح سدهء كبد و طحال و مسهل خلط خام و مدر مرهء سودا و قاتل ديدان امعا و مدر بول و حيض و زياده كنندهء قوت باه و خوردن نمك سود آن پيش از طعام ملين بطن و بهترين دوائي است از براى سپرز خصوص پروردهء آن با عسل و سركه و بسا است كه استفراغ مىنمايد از طحال مادهء غليظ سوداوى را باسهال و ادرار و بعد از ان صحت حاصل مىكردد و با فلفل و سداب جهت تفتيح سدهء كبد بارده و خوردن مخلل آن چهل روز متوالى رافع سپرز و آشاميدن آب برك آن كشنده و مخرج اقسام كرم معده و امعا و ضماد آن با آرد جو يا ترمس محلل ورم طحال خصوصا با سركه مدر بول و حيض و جهت بواسير و ازدياد باه خصوصا شيرين ناكردهء تلخ آن و بخور آن جهت بواسير نافع الاورام و البثور ضماد پوست تازه و يا خشك آن و يا برك آن با ادويهء مناسبه محلل خنازير و اورام صلبه و با سركه رافع بهق و قوبا و بدستور برك آن با ادويهء