تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 728

مساهمون:

ص٧٢٨
و اين بهتر ز هندى است زيرا كه هندى تلخ مىباشند و قوت آن تا ده سال باقى مىماند و بعضى كفته‌اند ثمر آس برى است و اصلي ندارد

* طبيعت ان

در دوم كرم و خشك و بعضي در سوم كفته‌اند و بعضي كفته‌اند با قوت حاره قوت بارده نيز دارد

* افعال و خواص ان

بغايت ملطف و مفتح اعضاء الراس و الصدر رافع درد سر مزمن و خائيدن آن خوش‌بو كنندهء دهان و مقوى لثه و دافع قلاع عفن آن و صاف كنندهء آواز و رافع خفقان اعضاء الغذاء و النفض مقوى معده و احشا و اعضاى باطنى و رافع اسهال و مفتح سدد كبد و احشا و كرده و محلل رياح و دافع امراض كبد و طحال و مدر بول و منقي قروح مجارى آن از رمل و سنكريزه بادرار و مفتت آنها و حابس سلس البول و بول در فراش و آشاميدن دو دانك آن با سكنجبين جهت شرى ابيض نافع الاورام و الجروح و القروح ضماد آن با پيه حيوانات محلل اورام و رافع قروح و جروح و شرى بلغمي الزينة طلاى آن باغاليها خشبو كنندهء رائحهء بدن و مقوى آن و طلاى آب خائيدهء آن بر قضيب بغايت ملذذ جماع مضر مثانه مصلح آن مصطكى و كويند مصدع مصلح آن صندل و كلاب مقدار شربت آن تا يك مثقال بدل آن دارچيني و قاقله و چون يك درم تا يك مثقال آن را نرم سوده بر يك پياله ماست تازه بسته كه بسيار ترش نباشد بپاشند و سر آن را بپارچهء صفيقى محكم بسته اكر موسم كرما باشد شب تحت السماء بكذارند و صبح برهمزده بياشامند تا سه روز يا پنج‌روز بدستور جهت قروح مجارى بول موثر است

* كبابهء دهن شكافته *

فاغره است و در حرف الفاء ذكر يافت

* كباث *

بفتح كاف و با و الف و ثاء مثلثه لغت عربى است

* ماهيت ان

ثمر رسيدهء سياه شدهء اراك است بهترين آن بزرك بسيار رسيدهء آنست كه تخم آن كوچك باشد

* طبيعت ان

كرم و خشك در دوم

* افعال و خواص ان

چون پنج درم آن را نرم سوده با هموزن آن شكر سفوف نمايند و بالاى آن آب سرد شيرين بياشامند اسهال نمايد و مقوى معده است و جهت اوجاع ظهر و اكثر امراض نافع جهت آنكه جالى معده است از بلاغم و آشاميدن مطبوخ آن جهت ادرار بول و تنقيهء مثانه و تقويت معده و امساك طبيعت نافع بدل آن به وزن آن برنك كابلي و نصف آن قسط ابيض و دو ثلث آن قنبيل است

* كبد *

بفتح كاف و كسر با و دال و بكسر كاف نيز و سكون با در هر دو آمده بفارسي جكر و بيوناني مروسيا و امروسيا نيز و برومي هفابرا و بتركى بورك و بهندى كليجا نامند و كبد مونث است و مذكر نيز آمده و جمع آن اكباد و كبود و كفته‌اند كبد بالكسر و سكون با مفرد است

* ماهيت ان

عضوى است مركب و از جملهء اعضاء رئيسهء بدن حيوان و مبدأ قوت طبيعى و محل هضم كيموس و اخلاط است و بيان آن بتفصيل در كتب تشريح مذكور و بهترين آن كبد طيور است خصوصا دجاج و بط و اوز فربه جوان كه غذاى آنها فواكه و حبوب نضيجهء شيرين باشد و بهترين مواشى جكر بزغاله و بچهء كوسفند يكسالهء فربه و بدترين آنها جكر حيوانات بزرك پير خصوص حيوانات وحشى است

* طبيعت ان

كرم و تر

* افعال و خواص ان

غليظ ديرهضم و خون متولد از ان بطئ السلوك در مجارى و سريع التعفن مكر آنكه با نمك و سركه و آبكامه و دارچيني و كرويا و كشنيز خشك كه بر آتش جيد بريان نموده باشند مصلح آن در محرورين سركه و كشنيز و در مبرودين ادويهء حاره مذكورهء و جوارشات مناسبه و چون شرحه نموده بر ان نمك و صمغ عربي پاشيده بريان نموده باشند جهت قرحهء امعا و اسهال موثر به شرط آنكه قوت هاضمهء معده قوى باشد و عاجز نيايد از هضم آن و بالخاصية جكر بز محرك صرع مصروعين است و كبد حمار خوردن كباب آن ناشتا جهت صرع نافع و بدستور جكر كبك كه خشك كرده كوبيده يك مثقال آن را بخورند و همچنين جكر موش و جكر خنزير برى با سركه جهت لدغ هوام و جكر ذئب جهت درد جكر و داء الذئب و جكر كلب و كلب كلب هر دو جهت كزيدهء سك ديوانه و منع