تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 724

مساهمون:

ص٧٢٤
مصنوع بعضي مصعد و بعضي غير مصعد مصعد آن سفيد لطيف شفاف و قطعها بزركتر و مصنوع را بيشتر از بندر چينه كه بندرى است از بنادر چين در صندوقهاى بزرك چوبي پر كرده مىآورند و به وزن منها به من هندوستان و ارزان‌بها مىفروشند و اين اندك چرك رنك است و كفته‌اند كه مصنوع آن اكثر از برك و بيخ درخت موز و چوب درخت كافور با چند دواى ديكر ترتيب مىدهند و نيز شنيده شده كه از موم سفيد كافورى دو وزن در روغن كل يا بنفشه نيم وزن درهم حل كرده و سنك رخام را ده وزن نيكو سحق نموده بران مىپاشند و در هاون با اندك كافور اصلى صلايه مىنمايند تا خشك كردد و ريزه ريزه نموده مانند كافور اصلى مىسازند و چون خواهند كافور چرك را سفيد نمايند طريقه آنست كه شير را جوش نمايند و كرم كرم در كاسهء شيشه ريزند و قطعهاى بزرك كافور را در ان اندازند و بانكشت بملايمت بمالند پس برآورند و بر غربال موى پهن كنند تا خشك كردد و ريزهاى آن را در پارچهء نازك پاكيزه كرده در ميان آن شير پس بملايمت بمالند تا چرك آن زائل كردد پس بر روى آن غربال پهن كنند تا خشك كردد و امتحان خالص از غير خالص به چند طور است يكي به نحوى كه ذكر يافت دوم آنكه در يخ و يا برف كذارند و مستعمل سازند اكر مانند شمع مشتعل كشت خالص است و الا مغشوش و سوم آنكه قطعهء شيشه را بر آتش كذارند و كافور بران ريزند اكر تمام آن كداخت و مرتفع كشت و باقي نماند چيزى خالص است و الا مغشوش چهارم آنكه در پارچهء نان كرمي كذارند اكر عرق كرد و ترشد خالص است و الا فلا پنجم آنكه اندكي از ان را بر شقيقه مالند اكر خنكي و سردى بسيارى در چشم ظاهر كشت و آب از چشم برآيد خالص است و الا فلا ششم آنكه رائحهء كافور اصلي شبيه برائحهء پوست ترنج و ليمو است با بوى خاصى كه دارد بخلاف مغشوش و فى الحقيقت فرق مشكل است مكر آنكه شخصى با حدت ذهن و حدس صائب مكرر هر دو را ديده باشد تا فرق تواند كذاشت و چون كافور زود هوا مىكردد و نمىماند خصوص در ايام كرما و بلاد حاره طريق حفظ آن آنست كه در ظرف شيشهء ضخيم سر تنك با چند دانهء جو و فحم و يا فلفل پر نموده سر آن را خوب مستحكم بندند و بموم كرفته نكاهدارند و عند الحاجت كه برآورند باز سر آن را بدستور محكم نمايند و چون خواهند كه كافور را استعمال نمايند و در معاجين و مفرحات و حبوب و غيرها بايد كه كافور را بتنهائي و يا با اندك نبات و با ادويهء مناسبهء يابسهء بارده از ادويهء آن تركيب بآلتى از عقيق بملايمت كه كرم نكردد بسايند و به كار برند

* طبيعت ان

سرد و خشك در آخر سوم و با قوى مختلفهء ناريهء حارهء محلله كه مرارت آن دليل آنست و قوت ارضيهء باردهء يابسه كه دليل بر آن قبض آنست و قوت هوائيهء لطيفهء معتدله كه حدت رائحه و عطريت آن دال بر انست و اهل هند بالعكس در آخر سوم تا اول چهارم كرم و خشك دانسته‌اند

* افعال و خواص ان

اعضاء الراس و الصدر و الغذاء و النفض مفرح و مقوى دماغ و قلب و حمى و دق و سائر حميات عنيفه و ذات الجنب و قرحهء رئه و سل و اسهال حاره و خلفهء صفراوى و دافع تشنكي و التهاب جكر و كرده و حرقة البول است شربا و طلاء و سعوطا و طلاى آن با كلاب و صندل سفيد و كل فارسي مسكن صداع حار و مقوى حواس و اعضاى دماغى و بدستور با روغن كل و خل خمر بر پيشاني جهت صداع صفراوى و شدت حرارت روح دماغى خصوصا در حميات حارهء حاده و بريافوخ و پيشانى خصوص با آب برك كشنيز تازه و يا برك آس يا برك لسان الحمل جهت حبس رعاف مجرب و سعوط يكدو جو آن با آب برك كشنيز تازه و يا سركه و يا عصير بسر و با آب برك آس و يا بادروج جهت رعاف و يا برك كاهو جهت بيخوابى محرورين و تسكين حرارت دماغ با روغن كل جهت اورام حاره و اكتحال آن جهت رمد حار با آب كشنيز و سرمهء سائيده باعث برنيامدن دانه آبله است در چشم و اكر برآمده باشد باعث زوال آن و بدستور