است كه بلغت هندى مشهور بكتهه است
* ماهيت ان
صمغ و لبن درختى است كه آن را بهندى كهير نامند و آن درختى است بسيار عظيم و چوب آن سرخ جوهردار و بسيار صلب و خاردار و شاخهاى آن پراكنده و برانها شاخهاى باريك و بر شاخهاى باريك آن در دو صنف مقابل هم بركهاى بسيار و ريزه طولاني شبيه ببرك تمر هندى و طريق اخذ آن آنست كه تنهء درخت آن را جابجا زخم مىزنند از ان رطوبتي برميآيد و منجمد مىكردد مىكيرند و بهترين آن آنست كه خودبخود از درخت برآيد مانند صموغ ديكر و آن دو نوع مىباشد يكي سفيد رنك كه آن را پكهراكتهه نامند و اين اكثر در ادويه مستعمل و دوم سرخرنك و اين بيشتر ماكول با برك تانبول و اين را نيز صاف مىنمايند زيرا كه بيشتر آميخته به خاك و رمل مىباشد و آن را حبوب يا اقراص ساخته خالص و يا با اندك مشك و عنبر و طباشير و ادويهء ديكر اقلا مشك و عنبر عند الحاجت براى خوشبوى دهن تناول مىنمايند و اين را كهرولى بخفاى ها و كرولي بدون ها مىنامند و آن را صمغي نيز مىباشد سرخرنك اندك براق
* طبيعت ان
در دوم سرد و خشك
* افعال و خواص ان
قابض و مجفف و حابس و رادع سنون آن جهت استحكام لثه و عمور و قلاع دهان و با غراغر و مضمضهها نيز و ذرور و طلاى آن مجفف جراحات حاره خصوصا جراحت حادث از نوره و آب درياى شور و مطبوخ آن قاتل كرم شكم و جهت يرقان و جذام و فساد خون و جريان منى و كثرت احتلام و قروح امعا و مجارى بول و حرقت آن و برص و تپهاى حاره و دماميل و بثور شربا و طلاء مفيد و اكثار آن مولد سنك كرده و مثانه و مضعف باه مصلح آن مشك و عنبر و صمغ آن جهت حبس البول و اسهال بسيار مفيد شربا و چوب درخت آن جهت اسهال و حبس البول و امراض مذكوره شربا موثر است *
* كاذي *
بفتح كاف و الف و كسر ذال معجمه و يا و بدال مهمله نيز آمده لغت عربي اهل يمن است و كفتهاند لغت هندى است و به عربى آن را كدر نامند و نيز بهندى كيور او نوع كوچك آن را كيتكى كويند
* ماهيت ان
نباتي است كثير الوجود در بلاد عمان و يمن و هند و دكهن و بنكاله و زيربادات و درخت آن فى الجمله شبيه بدرخت نخل و كوتاهتر از ان و پراكنده و غير موزون و ساق و شاخهاى آن پركره و خاردار و پيچيده و بر روى زمين و بركهاى آن باريك بلند از برك نخل و نارجيل بلندتر و عريضتر و نرمتر و اطراف آن مشرف و خاردار مانند دندانهاى اره و باريكتر از ان مانند خار و دوردور از هم و در زيربادات از برك آن مانند آنكه از برك نخل فروش و جاى نماز و غيره مىبافند نيز مىبافند نرمتر و بهتر مىباشد و كل آن كه طلع نامند شبيه بذرة بزرك يعنى خندروس با بركهاى تو بر تو و اطراف بركها نيز خاردار و رنك آنها سفيد مائل بزردى و خوشبو خصوص بركهاى درونى كه سفيدتر و لطيفتر و خوشبوتر است و در وسط آن خوشهء مانند خوشهء كفر او بسيار نرمتر از ان و پر كرد و آن كرد و جرم خوشهء آن نيز بسيار خوشبو و كل نوع كوچك آنكه كيتكي نامند كوچكتر و خوشبوتر و لطيفتر از كبير و در اسد و سنبله كل مىكند و تا ميزان مىماند و از برك كل آن عرق مىكشند مانند عرق كلهاى ديكر و آن عرق خوشبو فى الجمله شبيه ببوى بيدمشك مىباشد در اول وهله تندتر و اندك با حدت خصوص مكرر آن و عطر آن نيز بسيار خوشبو و لذيذ مىباشد و چون دهنيت چندان ندارد با برادهء صندل و يا با عطر صندل ضم مىنمايند كه برك آن را با برادهء صندل عرق مىكشند و عطر آن را از روى عرق بعد سرد شدن مىكيرند و باز آن عطر را در ته قابله و مشربه مىريزند و بران عرق كل تازه مىكشند و عطر آن را از روى عرق برميدارند و همچنين هرچند زياده تكرار نمايند خوشبوتر مىكردد و يا آنكه اولا عطر صندل را در ته قابله مىريزند و بران عرق كل كاذى مىكشند و عطر آن را برميدارند و بدستور تكرار عمل مىنمايند