تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 691

مساهمون:

ص٦٩١
در كلاب يك‌شبانه‌روز بخيسانند پس بدستور متعارف مقطر نمايند و به قدر احتياج بنوشند جهت تفريح و تقويت اعضاى ظاهره و باطنه و معده و كبد و هاضمه و دفع رياح و سموم و تفتيح سدد و تعديل اخلاط و استسقا و سائر امراض بارده بيعديل و شراب آنكه يك جزو آن را با شانزده جزو آب انارين و يك جزو عسل مصفى در شيشه كنند و سر آن را بسته در سركين اسپ دفن نمايند و بعد يك هفته برآورده استعمال نمايند از خمر بمراتب قويتر كفته‌اند و اكر آن را با شكر بقوام آورند و شربت مرتب نمايند جهت امراض باردهء صعبه بىنظير دانسته‌اند و جوارش و دهن و شراب آن در قرابادين كبير مذكور شد *

* قرنفل بستاني

* ماهيت ان

برك فرنجمشك است و بهندى انبل و رام تلسي نيز نامند و در فرنجمشك ذكر يافت و عرق آن مانند عرق قرنفل است در طعم و رائحه عوام اهل شيراز قرنفل بستانى را بر قنطوريون غليظ بستانى اطلاق مىنمايند جهت مشابهت كل آن بقرنفل در عطريت و رائحه *

* قرنفل شامى *

قرنفليه است لغت مغربى است

* ماهيت ان

نباتى است ساق آن به قدر يك ذرع و خشن و با شعبها و برك آن شبيه ببرك لبلاب و برك بنفشه و كل آن بنفش مائل بسفيدى و خوش‌بو شبيه ببوى قرنفل و بيخ آن شبيه بخربق سياه و در بو مانند دارچيني منبت آن اكثر موضع نمناك و با بادروج يك جا مىرويد

* طبيعت ان

در دوم كرم و خشك

* افعال و خواص ان

اعضاء الراس و غيرها آشاميدن آن جهت صرع و بدستور ضماد برك آن جهت صرع و ورم ريحى و رطوبي و ابتداى غرب و ورم پستان و تحليل انجماد شير در ان و بوئيدن كل آن جهت زكام و آشاميدن آب طبيخ آن جهت عسر نفس و سرفهء رطوبي و عسر البول و جلوس در طبيخ آن جهت احتباس حيض و آشاميدن بيخ آن جهت وجع حادث از احتباس حيض و اسقاط جنين و با شراب جهت لسع هوام و ضماد مطبوخ آن با آب جهت كوفتكي اعضا و چون بيخ آن را كوفته در روغن طبخ نمايند تدهين و تمريخ بدان جهت كزاز و لرز حميات نافع مضر محرورين مصلح آن بنفشه مقدار شربت آن يك درم است *

* قرون السنبل *

بضم قاف و را و سكون واو و ضم نون و الف و لام و ضم سين مهمله و سكون نون و ضم باء موحده و لام

* در ماهيت ان

اختلاف بسيار است بعضى بيخ نوعى از سنبل ابيض دانسته‌اند كه با سنبل يافت مىشود و قتال است و بعضى كفته كه در ريشهء بعضى از سنبل هندى نيز يافت مىشود و بعضى بيخ خانق النمر و بعضى بيخ شوكران دانسته‌اند و بعضي كفته‌اند بيخي است شبيه به بيش و سمي و بعضي كفته‌اند نوعى از بيش است و اصح اقوال قول اخير است كه نوعي از بيش است و بهندى آن را سينكهيا نامند و در حرف الباء مع الياء در بيش ذكر يافت و آن سياه رنك باريك و از سعد باريكتر و درازتر و با درخشندكي و بعضى سفيد رنك نيز مىباشد

* طبيعت ان

در چهارم كرم و خشك

* افعال و خواص آن

آشاميدن آن مجوز نيست ضماد آن با سركه جهت رفع دردهاى كهنه و تحليل اورام صلبهء بارده و تدهين روغنى كه در ان جوشانيده باشند جهت امراض مذكوره و ضماد آن جهت تحليل صلابات اعضا مفيد و ربع درم آن كشنده است باختلاط عقل و بول الدم و سياهي زبان و سائر امراض سرسام و مداواى آن قى فرمودن و آشاميدن كافور مقدار بسيارى تا بيك درم و تا يك مثقال هم با كلاب و شيرهء تخم خرفهء مقشر با برف و يخ سرد كرده يا جلاب و قرص كافور با دوغ ماست كاوى و ضماد نمودن اضمدهء بارده بر قلب و كبد مانند صندل و كافور با كلاب و آب برك بيد و امثال اينها و آشاميدن شير تازهء دوشيده و سويق سيب ترش و جو مغسول با جلاب سرد كرده و آشاميدن آب انار ترش و آب هندوانه و ماء القرع و ماء الخيار و لعاب بهدانه و بزر قطونا سرد كرده با جلاب و مانند اينها