تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 689

مساهمون:

ص٦٨٩
خوشبوى سنكين سياه رنك آنست كه در ان چوب نباشد و چون بخايند بدندان بچسپد و دندان را رنكين كند و چون در آب حل كنند آب را رنكين برنك زعفران نمايد و انطاكي دهن زعفران دانسته

* طبيعت ان

در سوم كرم و خشك

* افعال و خواص ان

منضج و مسخن و مقوى اعصاب و محلل صلابات و مدر بول و اكتحال آن جالي آثار و رافع ظلمت چشم و مقوى روح باصره است

* قرمز *

بكسر قاف و سكون را و كسر ميم و زاى معجمه لغت رومى است و كفته‌اند لغت تركي است و بعربي دود الصباغين و صبغ ارمنى نيز و قفر و بفارسي كرم رنكريزان و كم‌رنك و بيوناني انيقروس و بسرياني اغنيوس نامند و ديسقوريدوس در رابعه قفيس ناميده

* ماهيت ان

حيواني است كوچك كه در برك‌هاى اشجار خصوص درخت جيدار بهم مىرسد و تا به قدر دانهء عدسي بزرك مىشود و سرخ و هرچند بزرك مىشود سرخ‌تر مىكردد و كويند شبنمى است كه بر برك بعض اشجار مىنشيند و چيزى شبيه بدانهء عدسي بر سر آن برآمدكي مثل سر حيواني و آهسته‌آهسته بزركتر مىشود تا به قدر دانهء نخودى مستدير و مانند حيواني پرنده مىكردد كه كويا مىخواهد طيران كند پس شكافته شده از جوف آن كرم كوچكي سرخ رنك برمى آيد و هرچند كهنه كردد رنك آن زياده مىكردد و آن را با شراب مىكشند بنوعى خاص و طبخ مىنمايند با شراب يا آب و رنك آن را اخذ نموده نقاشان كتاب و رنكريزان در رنك‌آميزى نقاشي و كتابت و رنك ابريشم و پشم به كار مىبرند و يك جزو آن ده جزو حرير و يا پشم را كه در آب جوش داده باشند خوش رنك مىكرداند و رنك كتان و ريسمان پنبه بدان خوب نمىشود و كويند دو قسم مىباشد خمرى و غير خمرى خمرى آنست كه آن را در شراب مىكشند و باليده و خوش‌رنك مىباشد و يكدانهء آن را چون در آب بمالند به زودى آب را خوش رنك مىكرداند بخلاف غير خمرى و بهترين الوان احمر است و از ان بهتر رنكي در سرخ نيست زيرا كه رنك اين شكفته و خوش‌نما و براق مىباشد خصوص كه بر طلا بنويسند و ابريشم و پشم رنك نموده بدان ثابت رنك مىباشد و بهترين آن تازهء بسيار سرخ آنست كه از قبرس و بلاد ارمن آورند

* طبيعت ان

در دوم سرد و خشك

* افعال و خواص ان

با قوت قابضه و حابس دم اعضاء النفض آشاميدن آن به قدر دو درهم تا يك هفته هر روز پي هم با عسل جهت قطع حيض مجرب كفته‌اند و با سركه جهت منع حمل و ذرور آن مجفف بواسير الجروح و امراض الاعصاب ضماد آن با عسل جهت الصاق و التيام جراحات عظيمه و بدستور با سركه و نيز با سركه جهت شكستكي اعضاء و جراحات اعصاب خاصة و سائر اعضاء عموما قوى الاثر الزينة نطول آب مطبوخ آن محلل صلابات و نيكوئي و درازى موى و مانع توليد قمل مقدار شربت آن دو درم و تعليق آن با ابريشم سرخ در رفع تپ مؤثر *

* قرن *

بفتح قاف و سكون را و نون لغت عربي است بسرياني قرنه و بفارسي سرون و شاخ حيوان و بهندى سينكهه نامند

* ماهيت ان

معروف است و آن بمنزلهء سلاح و حربه است براى دفع موذى از خود و اكثر حيوانات حلال كوشت مانند اقسام كاو و بز و ميش و آهو را مىباشد و نوع نر را بزركتر و بلندتر از نوع ماده و مادهء تكون آن بيشتر و غليظتر از مادهء موى است و جمع آن قرون آمده

* طبيعت مطلق ان

سرد و خشك در دوم

* افعال و خواص ان

مجفف و قابض مانند ملح مغسول و اكثر مستعمل محرق آنست العين اكتحال آن جهت منع نزول مواد بسوى عين اعضاء النفض جهت نفث الدم هر عضوى و بواسير اعضاء الغذاء و النفض جهت استرخاى معده و نشف رطوبات آن و يرقان و ذوسنطاريا نافع و دستور احراق آن در مقدمه ذكر يافت و قرن هر حيوانى در طي ذكر آن حيوان بيان شد و قرن ايل را بسرياني قرناويلا و بيوناني سمفوريا و برومى سمفوريس و به فارسى سر كاو كوهي و شاخ كوزن نر و بهندى باره سينكهه كويند و بهترين آن ماخوذ از ايل پير است