نوع آن كرم و خشك و شبيه بصمغ اجاص و جالي و مغرى و قاطع اخلاط لزجه لهذا جهت خشونت قصبهء رئه و نيكوئي رنك رخسار و برانكيختن اشتها و تفتيت حصاة نافع زيرا كه خشونت سينه اكر از يبس باشد تغريهء آن را مىنمايد و اكر از بلغم لزج چسپنده آن را تقطيع مىكند و جلا مىدهد و جهت سرفهء مزمن با آب سرد بايد كه بياشامند مقدار شربت آن يك مثقال و اكتحال آن باعث حدت قوت باصره و رافع جرب آن و طلاى آن منقي بشره است *
* قراطارغوين *
بفتح قاف و راء و الف و طاء مهمله و الف و كسر راء مهمله و ضم غين معجمه و سكون واو و كسر ياء مثناة تحتانيه و نون
* ماهيت ان
نباتى است با شاخهاى بسيار كرهدار از يك بيخ روئيده برك آن شبيه ببرك كندم و تخم آن شبيه بجاورس و بغايت تند منبت آن زمينهاى سايه و شورهزارها و كفتهاند كندم صحرائى است
* طبيعت ان
كرم و خشك
* افعال و خواص ان
كويند چون مرد و زن هر دو چهل روز ناشتا قدرى از ان به مقدار نيم درم با پانزده مثقال آب بخورند پس مباشرت نمايند زن بپسر حامله كردد باذن اللّه تعالى
* قراطن *
بفتح قاف و راء و الف و ضم طاء مهمله و نون لغت يوناني است
* ماهيت ان
ماء العسل ساذج است و صاحب اسرار الطب كفته عسل قليل است كه به آب بسيار پخته باشند
* قراطاط *
بفتح قاف و را و الف و طاء مهمله و الف و طا لغت تركي است به زبان فرنكي قرقاط اوده اسپنه نامند
* ماهيت آن
ثمر درختى است به قدر فلفلى و در ترشي شبيه بزرشك در افعال قريب بدان و شايد نوعى از ان باشد و اشتباه نموده كسى كه آن را از زقال دانسته زيرا كه زقال اسم فارسي قرانيا است بنون قبل از ياء مثناة تحتانيه و زقال در حرف الزاى المعجمة مذكور شد
* قرة العين *
بضم قاف و فتح راء مشدده و ها و الف و لام و فتح عين مهمله و سكون ياء مثناة تحتانيه و نون لغت عربي است و آن را جرجير الماء و كرفس الماء نيز نامند جهت مشابهت اين به آن هر دو در طعم و رائحه و بالجمله اسمى مشترك ميان هر دو است و بيوناني ديقورس و سلينون و افوساليوس بمعني كرفس الماء و بسرياني كرقشاد و برومي سيون و بفارسي كنكر آبى نامند
* ماهيت آن
نباتى است كه در آبهاى ايستاده و احيانا در جارى نيز مىرويد و قبهء آن بيرون از آب و از ميان كل آن برآمده و رنك كل آن زرد و ساق و برك آن شبيه بكرفس و از برك كرفس اندك ضعيفتر و كفتهاند برك آن مشرف مائل بتدوير است مانند كرفس و بر ساق آن رطوبتى چسپنده بدست و جمعى اجزاى آن از كل و غيره با عطريت و تند طعم و برك آن را اهل شام بسيار مىخورند
* طبيعت ان
كرم و خشك در آخر دوم
* افعال و خواص ان
مسخن و محلل و حابس نزف الدم هر عضوى كه باشد و مدر بول و حيض و مفتت سنك كرده اعضاء الغذاء و النفض آشاميدن تازه و يا مطبوخ آن جهت تحليل رياح غليظهء رديه در معده و امعا و تفتيح سدد و تسخين معده و انهضام طعام و ادرار بول و حيض و تفتيت حصاة كرده و سرخ نمودن رنك رخسار و ازالهء درد پهلو و يرقان و طحال و مغص و قرحهء امعا و نطول طبيخ آن و يا اغتسال بدان جهت تسكين قشعريره و نافض حميات يعنى لرزتپها نافع مضر سفل و مصلح آن عناب *
* قرد *
بكسر قاف و سكون را و دال مهمله لغت عربي است و جمع آن اقراد و قرود و قرده بكسر قاف و فتح را و دال مهملتين و ها و قرده بفتح قاف و كسر را آمده و مادهء آن را قرده بكسر قاف و سكون راء مهمله و فتح دال و ها و بفارسي كي و بوزينه و ميمون و بتركي پينچى و بهندى آنچه روى آن سرخ است بندر و آنچه روى آن سياه و بدن آن خاكستر برنك لنكور و هنومان نيز و اين هر دو دم دارند و آنچه روى آن سياه فى الجمله شبيه به روى انسان و دست و پا و انكشتان آن دراز است بهر دو پا نيز