و زيره و انيسون و ادهان مذكوره در مبرودين و چون عطش و كرب آورد سكنجبين با آب سرد بياشامند و چون خشكي در حلق و عطش آورد جلاب با آب سرد و با مرقهاى چرب بنوشند و خوردن لوزينهء چرب و مغز خيار بهترين مصلحات و زائل كنندهء فساد آنست و اكثار آن موجب خشكى رطوبت جلديه و فساد اخلاط امراض مذكوره است
* فصل القاف مع الراء المهملة *
* قراد *
بضم قاف و فتح راء و الف و دال مهمله لغت عربي است و آن را قرد بضم قاف نيز نامند و جمع آن قراد بضم قاف و قردان بكسر قاف نيز آمده و به فارسى كنه و بهندى چچرى و كنى و پكن نيز نامند
* ماهيت ان
حيواني است كوچك شبيه بدانهء بيد انجير و به قدر آن و كوچكتر از ان نيز كه در ابدان بعضى حيوانات مانند سك و شتر بهم مىرسد و بيشتر نزديك بكوش سك و زير شكم و بيخ ران شتر مىباشد و مىچسپد به بدن آن و بدشوارى از ان جدا مىكردد و دست و پا ندارد و بدهن و دندان مانند زلو مىچسپد و خون بدن را مىكشد
* طبيعت ان
قريب بفسافس
* افعال و خواص آن
طلاى خون كنهء سك مانع انبات و شعر زائد شعر منقلب است كه چون بعد از كندن بدآن موضع بمالند ديكر نرويد و چون بعد از قطع شعيرهء پلك چشم بمالند زائل سازد و چون بر اشفار بمالند مانع روئيدن آن موى مژكان كردد
* قراصيا *
بفتح قاف و راء مهمله و الف و كسر صاد مهمله و فتح ياء مثناة تحتانيه و الف و بضاد معجمه نيز آمده و بسين مهمله بجاى صاد و قاراسيا نيز آمده لغت رومى است و اهل صقلب چراسيا و اهل مغرب و اندلس حب الملوك و اهل دمشق نيز قراسيا و به فارسى شيرين آن را كيلاس و ترش آن را آلو بوعلى و عوام آلوبالو و آلوبولى والىبالى نيز نامند
* ماهيت ان
ثمر درختى است شاخهاى آن پريشان و سرخ رنك و برك آن نيز سرخرنك و شبيه بدرخت زردآلو در برك و شاخ و ثمر آن كوچك و مدور و بچوبي باريك بلند پيوسته بشاخهء آن و اكثرى آويخته و دو عدد باهم و در خامي سبز و عفص و نيمرس آن سرخ و ترش و رسيدهء آن بنفش و ميخوش يعنى چاشنىدار با اندك تلخي غير محسوس و تخم آن كوچك به قدر نخودى متوسط پوست آن صلب و سفيد رنك و مغز آن سفيد و كيلاس درخت آن نيز مانند درخت آلوبالو است و ليكن ثمر آن از ان بزركتر و بعد رسيدن شيرين مىكردد و استهء آن مانند استهء آلو و نيز قسمى ديكر مىباشد در جميع امور شبيه بآلوبالو الا آنكه ثمر آن كوچكتر و بعد رسيدن عقص مىباشد و بهترين همه رسيدهء شاداب آنست
* طبيعت ان
آنچه خام است سرد و خشك و قابض در اول و آنچه نيمرس و سرخ و ترش است سرد و خشك در اول دوم و رسيدهء چاشنىدار آن در آخر درم و رسيدهء شيرين آن كرم و تر در آخر اول و در اول دوم نيز كفتهاند و با قوت قابضه
* افعال و خواص شيرين ان
يعنى كيلاس سريع الانحدار از معده بسبب رطوبت و لزوجتى كه دارد و جهت خشونت حلق و رئه نافع و برانكيزانندهء تخمه و مضعف معده و لهذا بالاى طعام نبايد خورد زيرا كه مستحيل مىكردد بهر خلطى كه غالب باشد و بطبيعت آن و مصلح آن جوارشات حارهء مقويه و مسهل و ملين طبع است خصوص چون با دانهء آن خورده شود و اين هنكام منعظ نيز مىباشد و خشك آن قابض و چاشنىدار آن يعنى آلوبالو قاطع عطش و مسكن حدت و حرارت و ثوران صفرا و خون و غثيان و قئ صفراوى و اسهال و مقوى معده و كبد حار و قوت قابضهء خشك آن زياده از تر و تازهء آن و دانهء آن را چون شيره كرفته با عشر آن رازيانه بنوشند جهت تفتيت سنك كرده و مثانه و قرحهء مجارى بول و ادرار حيض بيعديل و چون مغز دانهء آن را با پنبهء كهنه نرم كوبيده فتيلهاى باريك ساخته در احليل كذارند رافع جراحت مجارى بول و منقى آن و بول المده و حرقة البول است و صمغ هر دو