جهت تهيج باه و انغاظ قوى است خصوص مرباى آن با عسل و نيز نوشته كه ديدم در حوالى بيت المقدس در زمين سنكلاخ نوعى از قرصعنهء سفيد كه بيخ آن بزرك و برك آن كوچكتر از برك خاملاون ابيض و كوتاهتر و نازكتر از ان و شاخهاى بسيار از يك بيخ روئيده و بر محل برك آن ميلهاى باريك مانند ميل مغزل و كرهدار و حوالى كره آن بركها و پر تضاعيف و بر اطراف آن كلى مانند كل قرصعنهء ازرق و سر آن كوچكتر از ان و طعم بيخ آن شيرين با اندك تلخي و اهل قدس اين را قرصعنه نامند و ديسقوريدوس در ثالثه كفته كه آن را برنجى نامند و بعضى تارين و بعضى ارنجين و آن صنفى از خار است برك آن در هنكام ظهور شورمزه و عريض و اطراف آن خشن و خشبو و چون بزرك شود شاخهاى آن بسيار مىكردد و بر اطراف آنها سرهاى سفيد و سرمئي رنك نيز احيانا و مدور شبيه بستاره و بر حوالي آنها خارهاى تيز صلب و عروق آن طولاني عريض بسطبرى ابهامى ظاهر آن سياه و باطن آن سفيد و خوشبو منبت آن صحراها و مواضع خشنه و بغدادى نيز انواع آن را مانند آنچه ابو العباس كفته و نوشته كه از انواع آن نوعى است كه يك ساق دارد و به قدر يك شبر و نيم و شاخهاى آن مائل بسفيدى و بران سرهاى مستدير و بر كنارهاى آن شش خار باريك بلند مانند ميل و بيخ آن بسطبرى سبابه و طولاني و اين نوع كثير الوجود در بغداد و نواح آنست و نزد اطلاق مراد اين نوع است و نبات آن را ما دام كه تر و تازه و نازك است پخته مىخورند و بعضى با آب و نمك پرورده مىنمايند و بهترين بقول ديكر است و ردى الخلط نيست و مرباى بيخ آن با عسل بهتر است و انطاكي نيز مجملا بدان نحو نوشته و صاحب اختيارات بديعي كفته كه در اندلس آن را شوكهء ابراهيم خوانند و آن انواع بسيار بود در سنكستانها و زمينهاى خشن و ريك بومها مىرويد و آن نوعى از خار است كه چون اول رويد برك آن بر روى زمين پهن بود و سبز و خشن و چون بزرك كردد خار شود و سفيد و به قدر يك وجب و زياده نبود و نبات آن انبوه و كل آن سفيد و سر كل آن مائل بسرخي و پركره و برك آن شش خار بود مانند سنان و صلب و بيخ آن بسطبرى انكشتي بدرازى سه كز بلكه بيشتر از آن و به زبان آن قوم كه مكس عسل مىدارند آن را خارخسك كويند و بشيرازى شوه و در صحراهاى شيراز بسيار بود و مكس عسل از كل آن خورش دارد و صاحب تحفه نيز نوشته كياه خاردارى است و اقسام مىباشد و برك اقسام آن مفروش بر روى زمين و از ميان بركها ساقى مىرويد و يك قسم را ساق كرهدار و خارها در حوالى كرههاى و كلش سفيد و بيخش سطبر و طعمش با شيريني و اندك تندى مانند طعم زردك و بفارسي پيوهزا نامند و در افعال مانند مسدس است و قسم دوم را بركش بىخشونت و خاردار و نرم و بسيار و ساقش به قدر ذرعى و از نصف اعلاى آن شاخها مىرويد و آن قويتر از اول است و قسم سوم را برك مائل باستداره و بيخش دراز و در سطبرى متوسط و سفيد و قسم چهارم را برك عريض و مستدير و ساق آن بىشعبه و به قدر ذرعى و مملو از خارهاى مائل بكبودى و ظاهر بيخش سياه و باطن سفيد و شبيه ببهمن سفيد و قسم پنجم كه از اقسام قرصعنهء بيضا است بركش بسيار خارهاى آن تند و ساق آن خشن و قبهء آن شبيه بكنكر و قسم ششم كه قرصعنهء جبلى نامند بركش محدب و قوى الحرارت و در بيت المقدس جهت درد كمر و مواد بارده مجرب مىدانند و قسم هفتم از انواع بيضا را برك عريض و بسيار سفيد و بيخ آن سست و با اندك شيرينى و در تقويت باه عظيم الاثر و قسم هشتم را ساق بسطبرى انكشت سبابه در طعم شبيه به زردك و از مطلق قرصعنه مراد همين قسم است و آن را قرصعنهء مسدس و در مازندران رولنك و در تنكابن ششكاك كويند و كويا مخفف شش شاخ باشد و مستعمل بيخ آنست و بهترين ممتلي
آن
* طبيعت مطلق ان
در آخر اول كرم و خشك
* افعال و خواص ان
محلل صلابات و هاضم و سريع الانحدار و مولد خلط صالح و منعظ و مبهي