تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 676

مساهمون:

ص٦٧٦
ضعيفه و مقئ بافراط و باعث سحج است مصلح آن در افراط قئ اشياى مذكوره و العبه با ادهان مناسبه است و چون خواهند عصارهء آن را استعمال نمايند بايد كه به تنهائى استعمال ننمايند كه مورث سحج است بلكه با مصلحات و معينات فعل آن و مناسب طبيعت آن به كار برند و بهترين آنها صبر و قنطوريون دقيق و سورنجان و بوزيدان و كمافيطوس و قسط و مرو زعفران و سنبل الطيب و دارچيني و سليخه و زراوند مدحرج و انيسون و تخم كرفس جبلى و بستانى و جاوشير و سكبينج و مقل و تربد و ملح هندى و حب بلسان با ماء العسل و عقيد عنب و اقسام صموغ و روغنها و اقل آنست كه يك دانك عصارهء آن را سوده با هموزن آن صمغ عربي و نيم وزن آن كل ارمنى و نشاسته سرشته بخورند و با سقمونيا و شحم حنظل از ادويهء حاره استعمال آن جائز نيست و صمغ لوز كاسر و مبطل قوت فعل آنست

* قثد *

بفتح قاف و ثاء مثلثه و دال مهمله اسم عربى خيار ماكول است و بشيرازى خيار دراز و خيار بالنك و بخراساني خيار بادرنك و بهندى كهيرا و بفرنكي كوكوا بر سر نامند

* ماهيت ان

ثمر نباتي است از قبيل نجم و بياره و بر مجاور خود مىپيچد و بر زمين نيز پهن مىكردد و برك آن پهن و مشرف بزركتر از برك قثاء مزغب و شاخهاى نورسته و نازك آن نيز مزغب و ثمر آن انواع است يعنى سفيد و نازك طولانى و آن را مصرى و شامي نامند و ازين نوع در بعض جاها طولاني تا بيك ذرع دست مىشود و لحم آن زياده و مغز و تخم آن كم و ريزه و نوعى سبز مخطط و ازين نيز آنچه طولاني و كوچك است نازك و لطيف و آن را نيز شامي و مصرى نامند و آنچه بزرك و سخت مائل باستداره و ضخيم و مغز و تخم آن زياده‌تر و بزركتر آن را بلدى نامند و نيز در بنكاله نوعي ديكر مىشود اكثر ثمر آن مدور و بعضى اندك طولانى و پوست آن خشن و لحم آن كم و تخم آن زياده و نورس كوچك آن نازك و پختهء آن سخت و تخم آن بزرك و اين را بهندى لوتن كهيرا نامند و در زمستان و تابستان نيز بهم مىرسد و آن دو نوع در كرما و در همه انواع آن اكثرى شيرين و بعضي اندك تلخ مىباشد و جمله انواع آن غليظتر از قثاء و بعد از رسيدن زرد و مغز آنها ترش و لحم آنها صلب مىكردد و بعض مردم لحم صلب آن را مانند كدو پخته مىخورند و از كدو غليظتر و بطئالهضم‌تر و نفاخ‌تر است و بهترين قثد كوچك نازك آنست و بدترين آن متوسط در صغر و كبر و صلب و كرم زدهء آنكه بفارسي عوام شفته زده و شفته‌دار نامند زبون

* طبيعت ان

سرد و تر در دوم

* افعال و خواص ان

اعضاء الراس جهت صداع حار خوردن و ضماد كردن و ماليدن قاش و يا كف آن بر پيشاني و نيز استشمام پاره كردهء آن با آب تر و تازهء آن بعنوان لحلخه جهت انعاش ارواح نفساني و حيوانى و اكثر امراض حاره حادهء دماغيه و رفع بيخوابى مفيد اعضاء الغذاء و النفض و غيره آشاميدن آن جهت اكثر حميات حارهء حاده و تسكين حرارت صفرا و خون و التهاب احشا و دفع تشنكي و تفتيح سدهء جكر و ادرار بول و اخراج حصاة و رفع يرقان و ضعفي كه از اسهال حار مفرط بهم رسيده باشد نافع و آشاميدن آب آن تا چهل و پنج مثقال با ده درم شكر سليمانى يعني نبات جهت اسهال مرهء صفراوى كه در معده و امعا موجود باشد و اخلاط محترقهء صفراويه و سوداويه و جهت حميات حارهء حاده و يرقان و بدستور آب خيار رسيدهء زرد شدهء ترش قوت اسهال آن زياده از نارسيدهء آن و چون قدرى قرنفل را در آب آن بخيسانند يك شبانه‌روز و يا در جرم آن فرو برند و يك‌شبانه‌روز بكذارند پس روز ديكر افشرده بياشامند با ماء العسل جهت نيكوئي رنك رخسار و تفتيح سدد و تحليل رياح غليظه و دفع مواد حاره و خفقان در يك روز مؤثر و نطول مطبوخ آن مانع تولد قمل و در حديث است كه آشاميدن آب مطبوخ پوست خيار تازه در آب سه روز متوالى رافع يرقان است و خوردن خيار محرورين را موافق و مضر مبرودين و عصب معده