آن بر سينه الباه جهت تقويت باه و اوجاع المفاصل و غيرها ضماد بيخ آن بالبان ذكر كه ضماد نازك نمايند جهت اوجاع مفاصل و عرق النسا و نقرس و تحليل صلابات و اورام انثيان و اورام قبيحه و فسخ عصب و كوشت كوفته شده و مرباى بيخ آن انفع از مرباى زنجبيل اعضاء الغذاء و النفض و الباه جهت خوشبوئى دهان و جشاى بارد و انهضام غذا و تحليل مواد و تسخين معده و كرده و مثانه و ادرار بول و تحريك باه و تقويت آن بسيار موثر است *
* فتيت *
بفتح فا و كسر تاء مثناة فوقانيه و سكون ياء مثناة تحتانيه و تا لغت عربي است
* ماهيت ان
هر چيز خرد كرده را نامند و بيشتر مستعمل در نان كندم خشك خرد كرده است خواه بكوبيدن و خواه به غير كوبيدن كه بسيار نرم نباشد و بعضى كفتهاند كه نرم باشد
* طبيعت ان
كرم و خشك باعتدال
* افعال و خواص آن
قليل الغذا و مجفف رطوبات معده و مولد رياح سوداوى و ديرهضم و مولد امراض بارده و ريحيه مانند قولنج و وجع پهلو و تهيكاه و مصلح آن نيكو خمير نمودن و طبخ جيد دادن و با سمسم و كمون و نانخواه و يا شكر و روغنها مانند روغن بادام تناول كردن و جهت صاحبان امزجهء باردهء رطبه و صاحبان ضعف احشا بسيار مضر و بايد كه در سايه خشك نمايند و بسيار كهنه نباشد كه كهنهء آن ردى است و بهترين مصلحات آن در همه حال شكر است
* فصل الفاء مع الجيم *
* فجل *
بضم فا و سكون جيم و لام به فارسى ترب و بشيرازى تربزه و بسرياني فعالا و برومى دفيون و بيوناني افاتيس و نيز بيوناني ابابوس و بهندى مولى و بفرنكي رفالس نامند
* ماهيت ان
معروف است و در اكثر بلاد مىشود و دو نوع مىباشد برى و بستاني و شامى نيز و شامي آن آنست كه تخم شلغم را در بوتهء ترب كذاشته غرس مىنمايند و يا بالعكس و برى آن تندتر از بستاني اما بدرازى و بزركي بستاني نيست و در قوت قريب بخردل و بعضي آن را خردل برى دانستهاند و بستاني آن اقسام مىباشد قسمى سفيد طولانى نازك و ازين قسم بعضي در بعضي از قراى بنكاله بسيار بزرك باليده تا بيك دو ذرع دست و بقطر نيم شبر مىشود بعضي نازك شاداب و بعضي خشك و جوف آن متخلخل رخو و در ضلع رنكپور كامى است مسمى به غير صدر از قوت زمين آنجا به وزن بيست اثار و بدرازى دو دست و زياده از ان و بقطر قريب به دو شبر و شاداب و شيرين آن را فتيل مولي مىنامند يعني در درازى قطر مثل دندان فيل كلان مىشود و معمول اهل بنكاله است كه آن را مثل شلغم با كوشت و يا ماهي پخته با چلاو مىخورند و در جاهاى ديكر تا بيك و نيم شبر و قسمى ديكر مدور شلغمى شكل پوست آن سياه اندك خشن و اين خشكتر از قسم سفيد طولاني آنست و بشادابي آن نيست و ليكن تندتر از سفيد خصوصا پوست آن و اين قسم اكثر در زمستان مىشود و بسبب سردى هوا و يبس در زمين منشق مىكردد و قسمي ديكر مدور سفيد پوست كه اهل فرنك از ملك خود تخم آن را مىآورند و اين نيز قريب بسياه مدور است و اين نيز مخصوص بزمستان است و بهترين همه شاداب نازك تند طولانى آنست كه كمريشه باشد و برك همه اقسام شبيه ببرك شلغم و خردل و از ان هر دو خشنتر و تندتر و تخم همه مائل بتدوير و در غلاف باريك طولانى تا به قدر انكشتى و در خامي سبز نازك تند شبيه بطعم ترب و لذيذ بهندى آن را سينكرى نامند و آن را مانند ترب با نمك مىخورند و آن را ريزه كرده با كوشت مىپزند لذيذ مىشود و بعد از رسيدن سرخ تيره مائل بسياهى مىكردد
* طبيعت تخم ان
كرم در سوم و خشك در دوم و بيخ آن در اول كرم و در دوم تر و كرمى پوست و برك آن زياده از اصل آن و برى آن اقوى واحد از بستاني در جميع اجزا
* افعال و خواص ان
ملطف و محلل و مولد رياح و محرك آروغ تخم آن محلل آن و در بعضى ابدان هاضم غير منهضم خصوصا برك آن و در بعضى كه