بفارسي قند مكرر و بهندى اوله نامند و كويند هركاه در قالب مستطيل مساوى الطرفين ريزند معروف بقلم است و چون طبخ ديكر داده در شيشه ريزند نبات قرارى و سنجرى نامند و چون در طبخ ثالث به قدر عشر آن شير تازه اضافه نموده بجوشانند تا منعقد كردد آن را طبرزد كويند و اكثر قند مكرر را مخصوص به اين اسم دانستهاند و بعضى را كمان آنست كه شكر سفيد را چون مرتبهء ديكر تصفيه نمايند بطبخ و در كفچه كرده بچوبى برهم زنند كه حبابها بهم رساند و قرصهاى كوچك بريزند به روى پارچهء سفيدى يا بورياى پاكيزه يا غير آن به قسمى كه حبابهاى آن مجوف حبابي باشند و بكذارند كه سرد شود و بسته كردد آن را فانيذ و بهندى بتلسه و قومي ديكر كويند كه چون آب نيشكر سفيد را مرتبهء ديكر بطبخ تصفيه نمايند و صافى نموده بقوام آورند و از آتش فرود آورده بريزند و به كف شير يا كف سفيدهء بيضهء مرغ و تير زدن آن را سفيد كنند و قرصها سازند و بكذارند تا بسته كردد آن را فانيذ و به فارسى شكر پنير كويند و اكثريرا زعم آنست كه شكر سفيد را چون مرتبهء ديكر بطبخ تصفيه نمايند بكرفتن كف آن تا آنكه ديكر كف نياورد پس صافي نموده بقوام آورند و بعد قوام دو شخص آن را بدست بكشند و در بين كشيدن دفع بدفع آن را بچوبى يا بتختهء پاكيزه بزنند تا سفيد شود پس قرصها سازند آن را فانيذ نامند و به عربى ناطف و كاه مغزهاى فواكه چون جوز اكل يعني كردكان و بادام و پسته مقشر و امثال اينها داخل مىنمايند و آن هنكام آن را حلواى مغزى و قبيده مىكويند و بعضى براى زيادتى شكنندكى آن مقدار ربع وزن آن عسل مصفى نيز داخل مىنمايند و اكر بر روى بىعسلي آن كنجد بپاشند آن را حلواى كنجد و بهندى ريورى و به عربى ناطف سمسم نامند صاحب اختيارات كفته كه فانيذ آن است كه بقوام آورند قند سفيد را يعني مرتبهء ثالثه از تصفيهء شكر سفيد كه در قالب مخروطي ريخته باشند و عسل طرفا را كه بفارسي كز انكبين كويند بعد از تصفيه بر چوبى كه آن را وتد كويند زنند تا سفيد شود پس آن را قطعات نموده استعمال نمايند فانيذ نامند و از ترنجبين نيز به همين قسم ترتيب مىدهند و در فانيذ خزائي و فانيذ سنجرى نيز اختلاف است آنچه را از قند سازند و بىآرد جو نكاهدارند فانيذ خزائي نامند و آنچه را از عسل طرفا و ترنجبين ترتيب دهند و آرد جو بر ان پاشند و نكاهدارند فانيذ سنجرى نامند معرب سنكرى منسوب بسنجستان كه معرب سنكزستان بسين مهمله و زاى معجمه است و بالفعل معروف بسيستان است و غلط كرده آنكه كفته كه فانيذ سحرى است بضم سين و سكون حاء مهملتين كه منسوب است بسحر كه آن بلدى است از عمان و بهترين آن سفيد رقيق خزائي است
* طبيعت ان
كرم و تر در اول خصوص سفيد آنكه رطوبت آن زياده است
* افعال و خواص ان
غليظتر از شكر و كرمتر از ان اعضاء النفض جهت سرفه و ضيق النفس و درد سينه اعضاء النفض جهت تليين بطن و برودت امعا و رحم نافع و جوارش آن در قرابادين كبير ذكر يافت *
* فاوانيا *
بفتح فا و الف و فتح واو و الف و كسر نون و فتح يا و الف آن را عود الريح و بسرياني كهبانا و كهبنا نيز و نزد اهل مغرب معروف بعود الحمير است
* ماهيت ان
اكثرى تصريح نمودهاند كه فاوانيا عود الصليب است و مولانا نفيس در معالجهء صرع در شرح موجز قرشي كفته بتحقيق غلط كرده كسى كه فاوانيا را عود الصليب دانسته از جهت مشابهت بيخ و برك هر دو باهم و ليكن فرق ميان هر دو را بيان نكرده و بعضى كفته نر آن را چون در جوف آن خطوط صليبي است عود الصليب و مادهء آن را كه ندارد فاوانيا خوانند و اين اصح اقوال است و شيخ الرئيس رحمه اللّه تعالى در مفردات قانون هريك را از عود الصليب و فاوانيا جداجدا ذكر فرموده و نيز فرق بين بينهما ذكر نكرده و در عود الصليب ماهيت آن را بتفصيل ذكر نموده و نوشته كه ديسقوريدوس كمان كرده كه عود الصليب چيزى است كه بعضى مردم آن را ذو الاصابع ناميدهاند و بعضى ديكر عليسى