و نقرس مفيد و تخم آن مخرج اخلاط لزجهء و جهت فالج و رعشه و صرع و جنون و وسواس و تقويت معده و تسكين اوجاع آن و استشمام بيخ كوبيده در صره بستهء آن جهت صرع و ضربه و سقطه و طلاى آن جهت دفع آثار سياهي بشره و نقرس و تدهين بيخ و ثمر آن جهت صرع و اكثر امراض مؤثر و تعليق ثمر آن در قلادهء اطفال و بدستور تعليق بيخ آن خصوص نر آنكه به طول سوراخ كرده باشند جهت رفع فزع اطفال و ام الصبيان و صرع و اورام حاصل در دماغ ايشان و جهت وجع معدهء مبرودين و مسافرين و در بيابانها و صحراها باعث ماموني است از آفات و با شراب جهت وجع بطن و سعوط ثمر آنكه حب آنست بتنهائي و يا با مشك و زعفران جهت صرع و ام الصبيان و در خواص نر آن را بهتر از زمرد دانستهاند بتخصيص كه چون آفتاب در برج ميزان باشد و به غير آلت آهني قلع كنند جهت آنكه كفتهاند اكر بآهن قلع نمايند عمل آن باطل مىكردد و صاحب شفاء الاسقام نوشته كه استاد من كفت بايد كه با مس يا غير آن قلع نمايند نه بآهن به همان جهت و تعليق نر صليبي آنكه با شروط مذكور اخذ كرده و در پارچهء زردى بسته و حايض آن را مس نكرده باشد جهت عسر ولادت و دفع سحر و هيبت در نظرها مجرب دانستهاند و كويند در خانهء كه عود الصليب باشد در ان خانه جن و جانوران كزنده داخل نشوند و كفتهاند اكر دو مثقال از نقره و طلا را درهم بكدازند و صفحه ساخته و چهار عدد تخم آن را در ان پيچند و با خود دارند جهت صرع بليغ النفع است هرچند صرع كهنه و ده بيست سال بر ان كذشته باشد و اكر در زير فرش دو كس كه باهم دشمني داشته باشند كذارند و قمر با زهره متصل در تثليث باشد ميان آن هر دو الفت بهم رسد *
* فاغيه *
بفتح فا و الف و كسر غين معجمه و فتح ياء مثناة تحتانيه و ها اسم شكوفهء حنا است و در حنا مذكور شد و نيز شامل جميع شكوفها است و به عين مهمله اسم بيخ اسپند است
* فصل الفاء مع التاء المثناة الفوقانية *
* فتائل *
بفتح فا و تاء مثناة فوقانيه و الف و كسر ياء مثناة تحتانيه و لام جمع فتيله است كه بفارسي شافه نامند فتيله در لغت زباله و نزد اطبا عبارت از ادويه است كه فتيله ساخته در دبر خواه براى اسهال و يا تقويت باه و يا بواسير و يا غيرها و يا در قبل براى تنقيه و يا نشف رطوبات و يا تقويت و يا تسخين و تضييق آن و يا به غير اين اسباب بردارند و ليكن بيشتر استعمال آن را بر ادويهء كه در دبر بردارند مىنمايند و بحسب هر علت تركيب آن مختلف مىباشد و اسهال فتائل مسهله و جذب اينها از اعالى بدن بيشتر از حقنها است و اين مستعمل در جائي است كه مانعى نباشد از استعمال مسهلات مشروبه و حقنها و تفصيل آن در قرابادين كبير ذكر يافت هم بعنوان قواعد كليهء تركيب و هم بعنوان انواع تراكيب و نسخ آنها *
* فتائل الرهبان *
بفتح فا و تاء مثناة فوقانيه و الف و كسر ياء مثناة تحتانيه و لام و الف و لام تعريف و ضم راء مهمله و هاء ساكنه و فتح باء موحده و الف و نون اهل اسكندريه زنجبيله نامند و در آنجا كثير الوجود
* ماهيت ان
نباتى است به قدر ذرعى و تيره رنك مائل بسفيدى و برك آن مانند برك حنا و سنامكي و كوچكتر از ان و اغبر و اشهب و شبيه ببرك شونيز و مزغب نيز مىباشد و كل آن زرد و مجتمع و تخم آن مانند تخم تره تيزك و بيخ آن خوشبو و طعم آن تيز و تلخ و منبت آن كنار دريا و رودخانهها و ريكزارها و كويند چون بيخ تازهء آن را برآورند و با برك آن پيچيده در چراغ كذارند و بران روغن بريزند مشتعل مىكردد مانند فتيله و رهبانان مستعمل دارند و لهذا آن را فتائل الرهبان نامند
* طبيعت آن
در آخر دوم كرم و خشك و بيخ و كل آن كرمتر از سائر اجزا
* افعال و خواص ان
اعضاء الراس آشاميدن طبيخ بيخ آن با آب جهت زكام و اوجاع سر حادث از سردى اعضاء التنفس جهت سرفه و ربو و عسر نفس و رياح غليظه و بدستور ضماد