تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
اشتباه بنوعى از حجر السم كرده و كويند سنكي است زرد مائل بسفيدى و بعضى بسبزى و برنكهاى ديكر نيز مىباشد و چون بر روى سنك با زردچوبه بسايند سائيدهء آن پستي رنك بود و در آتش نسوزد و نيز صاحب اختيارات نوشته كه از آخر هند و چين نيز آورند و بهترين آن چيني بود و بادزهر همه زهرها است شربا و طلاء و مقدار شربت آن دوازده جو است و كفته بىخلاف بادزهر كاني است *

* فار *

بفتح فا و الف و راء مهمله به فارسى موش و هوشا و موكهك و بسرياني كوقفرى و برومى بوبطيقو و بيوناني ليفطروس و بهندى چوهه و بتركي سيجان نامند

* ماهيت ان

حيواني معروف است ذى هوش و موذى

* طبيعت ان

در سوم كرم و خشك

* افعال و خواص ان

امراض الراس خوردن آن مورث نسيان و غثيان و اخلاق ذميمه و مفسد معده و چون بريان نمايند و بطفلي كه از دهن او رطوبات بسيار آيد بدهند كه بخورد مؤثر اعضاء النفض جلوس در طبيخ آن جهت رفع عسر البول و آشاميدن سركين آن جهت تحليل اخلاط غليظه و با كندر و سركه جهت اخراج سنك كرده و مثانه و شافهء آن رافع عسر البول و بغايت ملين طبع اطفال العين طلا و اكتحال زبل آن جهت رويانيدن مژكان ريخته شده و جلاى بياض چشم الزينة طلاى خون آن جهت قلع ثآليل و مسامير مجرب و ضماد سوختهء سر آن و سركين آن با سركه و يا با عسل جهت رويانيدن موى داء الثعلب موثر مقدار شربت آن نيم درم و بخور آن كريزانندهء موشان و بول آن رافع سياهى كتابت السم چون موش را زنده و شكافته كرماكرم بر موضع لسع مار و عقرب بندند دفع سميت آن كند و بر عضوى كه خار و پيكان رفته باشد برآورد و بر خنازير تحليل دهد و بدستور بريان آن بر كزيدكي عقرب و خوردن پس ماندهء آن مورث نسيان ابن مولف كويد ميان موش و كژدم عداوت است اكر هر دو را در شيشه كنند ميان‌شان خصومتي عجب بود موش قصد دنبال كژدم كند و كژدم نيش زند اكر موش دنبال كردم را كرفت و بريد از اذيت آن رست و الا از بسيارى لسع هلاك مىكردد و چشم آن را اكر بر كلاه دوزند راه رفتن آسان شود و اكر بر صاحب تپ آويزند تپ او زائل كردد و خصيهء آن را كه بر زن بندند تا به او باشد حامله نشود *

* فارة البيش *

موش بيشا است و مذكور شد *

* فارة المسك *

آهوى مسك است و كفته‌اند آن را بهندى چهچهوندر نامند و آن حيواني است فى الجمله شبيه بموش و بسيار بدبو به حدى كه هر جا كه بكذرد بدبو مىكرداند و از دور بوى آن فى الجمله شبيه ببوى مشك و بول و غائط آن بسيار حاد و اكال است به حدى كه بر فرشي لباسى كه بول و غائط كند آن را مىپوساند اكر زود نشويند و مدتى بماند و بسبب كمال تعفن كربه و سائر حيوانات كوشت آن را نمىخورند و خالى از سميتي نيست و در قاذورات و مزبلها بهم مىرسد و بيشتر مخصوص بملك هند و بنكاله است و شنيده شده كه در مازندران و بلدان حارهء رطبه نيز بهم مىرسد دو نوع مىباشد سفيد رنك و بزرك تر و اين بسيار بدبو است و نوع دوم از ان كوچكتر و برنك موش و بدبوى اين از ان كمتر

* طبيعت ان

كرم و خشك *

* فاسي *

بفتح فا و كسر سين و ياء نسبت

* ماهيت ان

حكيم مير محمد مومن در تحفه نوشته بيوناني اندروصارون نامند و آن تخمى سرخ رنك خميده و تلخ و غلاف آن مانند خرنوب و برك آن مانند برك نخود و در ميان جو و كندم مىرويد

* طبيعت ان

در اول كرم و تر

* افعال و خواص آن

لطيف و قابض و مفتح سدهء احشا و جهت درد مفاصل و عسر النفس و سپرز نافع و فرزجهء آن با عسل مانع حمل و شربت جوشانيدهء آن در روغن زيتون كشندهء كرم معده مقدار شربت آن