تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
آنست بحسب سن و مزاج و قوت و ضعف بدن نرم سوده با سه چهار درم كلقند و يا شكر سرشته بخورند و هر وقت در عمل آن قصورى شود و يا تشنه شوند آب نيم كرم بنوشند و اكثر آنست كه قئ و اسهال هر دو مىآورد و بعضي را اسهال فقط و بعضى را كرب و اسهال بسيار و بعضى را اسهال كمى بايد كه تشويش و اضطراب ننمايند كه تا آخر روز يا اول شب كه عمل آن با تمام رسيد و غذا تناول نمودند و خواب كردند طبيعت به حال مىآيد و اكر عمل بسيار نمايد و مغص در بطن و سوزش در مخرج غايط بهم رسد قدرى كلاب را با روغن بادام نيمكرم نموده بياشامند و روغن كل بر شكم و مخرج بمالند و اكر در ابدان قويه و امراض مستحكمه با بدرقهء نقوعات و يا مطبوخات مناسبهء هر مرض بياشامند بهتر است و باقي منوط براى طبيب حاذق است و نقاشان در رنك‌آميزيها مستعمل دارند و قوت آن تا ده سال قوى مىباشد و بعد از ان ضعيف مىكردد مقدار شربت آن از دو دانك تا نيم درم و از كهنهء آن تا چهار دانك است *

* غوشنه *

بضم غين و سكون واو و كسر شين معجمه و نون و ها و غويشه نيز آمده اسم فارسى است و به فارسى نيز روشنك نامند

* ماهيت ان

نوعى از كماة و يا فطر است با ملوحت و شكل آن چون خشك شود مانند برك كاسني است كوچك متشنج نرم و بسبب ملوحتى كه دارد چون خشك شود كازران جامه را بدان شويند چرك آن را پاك مىكرداند و در بيت المقدس و بلاد عجم بسيار است و آن را يك ريشه خوانند و چون در آب جوش دهند ملوحت آن زائل كردد و با ترشيها مىخورند و با لذت مىباشد و در غلظت و بطوى انحدار از كماة كمتر است

* طبيعت ان

سرد و خشك و از سائر كماةها كمتر

* افعال و خواص ان

مغلظ دم و كاسر حدت آن و ردى الخلط مانند كماة نيست بهتر آنست كه اكثار در خوردن آن نكنند و اكر بسيار بخورند بالاى آن شراب جيد بنوشند

* باب بيستم در بيان ادويه كه حرف اول آنها فا است *

* فصل الفاء مع الالف *

* فاخته *

بفتح فا و الف و كسر و خاء معجمه و تاء مثناة فوقانيه و ها لغت فارسي است و نيز به فارسى كوكو و بهندى پاندك نامند و بعربي عرقيه و نزد اهل انطاكيه مشهور بيمامه است

* ماهيت ان

مرغى است خاكسترى رنك مطوق بطوق سياه قريب بجثهء كبوتر صحرائى و كمتر از ان و قليل الالفت و حسن الصوت

* طبيعت ان

در آخر دوم كرم و خشك و بعضى تا اول سوم كفته‌اند و بهترين آن جوان فربه آنست

* افعال و خواص ان

امراض الراس مهرا پختهء آن جهت رعشه و فالج و خدر و امراض عصباني بارد و رياح غليظ و تفتيح سدد العين قطور خون تازهء كرم آن جهت بياض چشم مؤثر خصوص خون بال آن الاورام و غيره ضماد زبل آن با سركه جهت تحليل اورام و نضج آنها و به جهت رفع كلف و آثار و خوردن كوشت آن مورث بيخوابي و ديرهضم خصوص كباب آن مصلح آن شكر و در روغنها و سركه و كشنيز الخواص كفته‌اند تعليق زبل ان بر طفلى كه شب در خواب فزع نمايد رافع آنست و آواز آن مغز را سودمند و مار از آواز آن بكريزد و در خانهء كه قمرى سفيد باشد هيچ دزد و دشمن و ساحر دست نيابد و بخور پر آن كريزانندهء مار است *

* فادزهر *

بفتح فا و الف و دال مهمله و زاى معجمه و سكون ها و راء مهمله معرب بادزهر است و باصطلاح عبارت از داوائى است كه حافظ ارواح بود به قوت خود دفع ضرر سم از بدن نمايد و بيان معني آن بتفصيل در مقدمه و بادزهر در حرف الباء الموحدة مع الالف مذكور شد *

* فاذخ *

بفتح فا و الف و فتح ذال و خاء معجمتين حكيم مير محمد مومن نوشته بلغت هندى اسم بندق هنديست و مولف اختيارات