اواخر اول يا اوائل دوم
* افعال و خواص ان
قريب بغرى الجلود است اعضاء الصدر مداومت آشاميدن آن روزى از يك مثقال تا دو مثقال جهت سل مجرب الزينة ضماد آن جهت شقاق رخسار و برص مفيد و آنچه از نشاسته و سرنج و امثال آن ترتيب مىدهند در منافع قريب باصل آنست آشاميدن يك مثقال و نيم آن جهت حبس نفث الدم صدر نافع و ضماد آن جهت الصاق جراحات و اعضاى بدررفته و بر ناخن سفيد شده و به جهت برص و شقاق وجه و تمدد آن نافع است
* غري الجبن *
بفارسي سريشم پنير نامند از صنائع غريبه است و غير از حكيم مير محمد مومن ديكرى ذكر نكرده و آن را جوهر الصنائع ناميده
* ماهيت ان
آنست كه پنير تازه را ورقهاى نازك بريده بر روى سنك مسطحي اهك آب نديده نرم بپاشند و ورقهاى پنير را بر ان پهلو پهلو كه بهم بچسپند فرش كنند و بران اوراق باز آهك نرم بپاشند كه آنها را بپوشد تا جمله اوراق فرش و لحاف شود پس سنك مسطح سنكيني بر ان كذارند و ده روز بكذارند در آفتاب تا دهنيت آن بالتمام كرفته شود يعنى آهك جذب نمايد پس به آب شسته بدستور فرش و لحاف از نمك سائيده كرده يك هفته در زير سنك بكذارند پس شسته سرخي و چربي كه داشته باشد رفع كنند و چون در آفتاب كذارند اكر از ان چربي ظاهر شود با آب و نمك و آهك بجوشانند تا به حدى رسد كه اصلا چربي در ان نماند و كمال آن در عدم چربي و سرخي است پس مانند سرمه سائيده در شيشه ضبط كنند و در وقت احتياج قدرى را با آب سفيدهء تخممرغ كه در شيشه خوب برهم زده كف آن را كرفته باشند و قطرات آن را بر سنك زيرين ريخته با سنك بالاسا بمالند تا بر سنك زيرين بچسپد پس چند قطرهء آب آهك صاف بر ان بچكانند كه روان شود اما بايد آن مقدار باشد كه چون چيزى را به آن وصل كنند زود خشك كردد و از خواص آنست كه هر چيزى را كه به آن وصل و الصاق نمايند از آب و آتش جدا نكردد و از اسرار مكتومه شمردهاند *
* فصل الغين مع الزاء المعجمتين *
* غزال *
بفتح غين و زاى معجمتين و الف و لام بفارسي آهو و بتركي جيران و بهندى مرك بكسر ميم و راء مهمله و كاف عجمي و بچهء آن را بعربي تا شش ماه و طلا از شش ماه تا سه سال را خشف و تا شش سال را ظبي نامند
* طبيعت ان
در آخر دوم كرم و خشك
* افعال و خواص آن
از سائر لحوم صيد اقرب بمزاج انسان و موافق مرطوبين و مبرودين كثير الفضول در بدن و كسانى كه محتاج بتخفيف و لاغرى بدن خود باشند جهت آنكه سريع الهضم و مجفف و قليل الغذا است و نر آن بهتر از مادهء آنست خصوص خشف يعنى چرب فربه چريده در صحراى خوشآب و علف امراض الراس و القلب و الغذاء تناول آن جهت فالج و استرخا و سائر امراض باردهء عصبانيه و خفقان بارد و يرقان الزينة طلاى آن موجب درازى موى است الخواص چون خصيهء آن را صعتر و نمك پاشيده خشك كنند فرزجهء آن قاطع حيض و سركين آن كرم و خشك و بسيار جالي و طلاى مطبوخ آن در سركه جهت تحليل اورام بلغمي و تهيج و اكتحال آن جالي بياض رقيق و جلوس بر پوست آن باعث كريختن هوام و تعليق آن جهت سپرز مفيد و كوشت آن مصدع و مضر محرورين و صاحبان معتاد بقولنج مركب با ثفلي يا ريحي خصوص كباب آن با سركه كه زبون و بطئ الهضم است مصلح آن اول جوش دادن در آب پس با روغن بادام و يا كنجد مقشر طبخ نمودن و براى كسى كه او را رياح و ابرده عارض كردد با روغن كردكان و زيت و آب و نمك مكرب نفس و عسز الخروج و مصلح آن سكنجبين و مكيدن فواكه حامضهء قابضه است و غزال مسك ان شاء اللّه تعالى در مسك مذكور خواهد شد كوشت آن كرم و تر و خشكتر از سائر انواع است