* غضار الصينى *
بفتح غين و ضاد معجمتين و الف بفارسي كاسهء چيني نامند بغايت مجفف و سنون نرم كوبيدهء آن جالى دندان و قاطع خون لثه و زخمهاى تازه است و غضار مطلق مراد كاسهء سفالين مزجج يعني لعابدار است و چون غضار چيني را نرم سوده با هر رنكى كه خواهند با صمغ محلول بياميزند و مانند مداد و شنجرف بدان بنويسند بعد خشك شدن خط از كاغذ بلندتر و نمايانتر از مداد و شنجرف و الوان خالص ديكر مىباشد
* فصل الغين مع اللام *
* غلقي *
بفتح غين و سكون لام و كسر قاف و يا
* در ماهيت ان
اختلاف است نزد جمعى علقه است و نزد جمعى بيخي است به قدر ترب و نرم و ثمر آن مانند ثمر كبر و مثلث شكل و برك آن شبيه به ناخن و مدور و در جوف ثمر آن چيزى مانند پنبه و تخم آن مانند دانهء امرود و صلب و لبني كه از ان حاصل مىشود مسهل قوى به حدى كه مهلك است و طلاى آن رافع ثآليل است و صاحب اختيارات بديعي كويد كياهى است كه يكبر ماند برك و ساق آن كرد و در صحراى شيراز بسيار و از جملهء يتوعات معتبره است و شير بسيار دارد و هر شمشير و كاردى كه به آن آب دهند زخم آن بر هركس كه برسد بميرد اكر شير آن را بر قوبا بمالند زائل شود
* * فصل الغين مع النون * *
* غنم *
بفتح غين و نون و ميم اسم ضأن است و بلغت ماوراء النهر نوعى از قطران است كه بتركي كيلك نامند بهتر از اقسام قطران و موافق محرور المزاج و دير هضم مضر معده مصلح آن مرباى زنجبيل و كلقند است *
* فصل الغين مع الواو *
* غوتاغنبا *
بضم غين و سكون واو و فتح تاء مثناة فوقانيه و الف و فتح غين معجمه و سكون نون و فتح باء موحده و الف و بجاى هر دو غين قاف نيز آمده معرب از كوتاكنبا لغت فرنكي است و كمركوت نيز نامند و نزد عوام مشهور بعصارهء ريوند است و به عربى فرفيران نامند
* ماهيت ان
عصارهايست زرد تيره رنك مائل بسرخي براق كه چون قطعهء از ان را بر چراغ بدارند مشتعل كردد و چون در آب حل كنند آب آن را مانند شير غليظ و زردرنك سازد و بيطعم و رائحه غالبى كه اقراص و قالبهاى بزرك و كوچك ساخته از ارض جديد مىآورند بعضى كويند عصارهء ريوند است و اصل آنست كه غير آن است و از بعضى ثقه شنيده شد كه عصارهء نباتي است شبيه بكندنا و بركهاى آن از ان بلندتر و عريضتر و در چنتبان و نواح آنكه جزيرهءايست از جزائر شهر ناو از ارض جديد جنوبى قريب ببندر چين و در چين نيز بسيار بهم مىرسد و از ان بلاد مىآورند
* طبيعت ان
كرم و خشك در اول كفتهاند و ليكن آنچه بتجربه معلوم كشته تا اواخر دوم كرم و خشك است
* افعال و خواص آن
مسهل و مخرج اخلاط مختلفه باساني و بيغائله است و هر خلط فاسدى را كه دريابد از نواح صدر و معده و كبد و سائر اعضا بقئ و اسهال و ادرار دفع مىنمايد و بسيار در معده نمىماند مانند مسهلات ديكر نهايت يك روز و يك شب بلكه به زودى و آساني فعل خود را نموده با اخلاط فاسده دفع مىكردد و جهت اكثر امراض باردهء رطبهء دماغيه و عصبانيه و صدريه و معديه و كبديه مانند فالج و لقوه و استرخا و تشنج امتلائي و بيضه و خوذه و ماليخوليا و ريزش نزلات و نزول آب در چشم و ثقل سامعه و دوى و طنين و ضيق النفس و سرفهء بارد و خفقان بارد و تفتيح سدد و ماساريقا و كبد و استسقا و يرقان و احتباس بول و حميات بلغميهء مزمنه و بالجمله اكثر امراض مزمنهء قديمه و جديده را مفيد و دوائي است شريف و بيغائله حتى آنكه كفتهاند به اطفال و حوامل نيز مىتوان داد اما بهتر انست كه بحوامل ندهند و مخرج اقسام ديدان كبار و صغار و حب القرع و اكثر استعمال آن با كلقند است كه مصلح آنست و يا با شكر سرخ كه دو دانك آن را با چهار دانك مقدار شربت كه متوسط