تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥

* غذاف *

بضم غين و ذال معجمتين و الف و فا

* ماهيت ان

نوعى از كلاغ كوچك است به قدر زاغچه مائل بسياهي و منقار و پاى آن سرخ نيست بخلاف زاغچه كه رنك آن سياه و منقار و پاى آن سرخ است

* طبيعت ان

كرم و خشك

* افعال و خواص ان

كوشت آن صلب و مولد خلط فاسد و مطبوخ آن با شبت جهت رياح تهيكاه و درد زانو و رياح باردهء جوف است و زهره و سركين آن بسيار حاد و جالي و رافع آثار و مقوى بصر است

* * فصل الغين مع الراء المهملة * *

* غراب *

بضم غين و فتح راء مهمله و الف و باء موحده اسم جنس كلاغ است و سه نوع است يكى ابلق و آن را غراب الابقع و دوم سياه بزرك و آن را غراب اسود نامند و بتركي قوزقون و سوم سياه كوچك و آن در كشتزارها بسيار مىباشد و بغراب الزرع موسوم و اهل انطاكيه آن را اغثاق نامند و به فارسى كلاغ سياه و آنچه از غراب الزرع كوچكتر و منقار و پاى آن سرخ است بفارسي زغن و زاغچه نامند و اين غير غذاف است و جيفه نمىخورد و بهترين آن مختلف يعنى بچهء آنست

* طبيعت آن

كرم و خشك در اول

* افعال و خواص آن

جهت مبرودين و مرطوبين و مشايخ و زيادتى مني مفيد و خوردن هريسهء آن جهت تحريك باه و بايد كه قبل از طبخ مكرر در آب طبخ دهند و آب آن را بريزند پس با سركه طبخ دهند تا مهرا شود كه مصلح آنست براى محرورين و در خواص مانند غراب الزرع و از صنف آنست غراب سفيد كه ابقع يعني ابلق باشد و بهترين اين بچهء آنست

* طبيعت ان

در دوم كرم و خشك

* افعال و خواص آن

ديرهضم و ردى الغذا و اجتناب از ان اولى و خوردن آن قاطع باه و تعليق چشم آن مورث بيخوابى است و زاغ طبيعت آن در سوم كرم و خشك و در سائر خواص مانند غذاف است و بغايت ردى الغذا و نخوردن آن اولى است آشاميدن طبيخ آن جهت تحليل رياح و قولنج و جلوس در طبيخ آن يعنى مرقهء آن جهت ازالهء رياح شائكه الزينه چون زنده آن را در ظرفى كذارند و برادهء آهن و حموضات مانند سركهء تند و آب اترج بر سر آن ريزند و سر آن را پوشيده چهل روز در سركين اسپ دفن كنند تا حل كردد پس برآورند همهء آن روغن خواهد بود و آن بتنهائي و يا با سركين آن خضابى نيكو و مجرب كفته‌اند و تا مدتى رنك آن مىماند و متغير نمىكردد و در تغيير رنك وضح و رويانيدن موى مجرب و كلاغ سياه و زاغچه در اول كرم و خشك

* افعال و خواص آن

مولد خون صالح و محرك باه مضر محرورين مصلح آن سركه و زهرهء همه انواع آن جالي و حاد و جهت رفع بياض و ناخنه و با زهرهء خروس و عسل جهت ظلمت بصر و زبل آنها نيز حاد و جالي و جهت بهق و برص و زوال آثار مفيد و خوردن كوشت خشك آن با عسل سه روز هر روز سه قيراط جهت رفع بهق و طلاى خون خشك كردهء آن رافع بواسير و طلاء پر سوخته آن رويانندهء موى است *

* غرب *

بفتح غين و را و باء موحده بيونانى اطاء و بشيرازى وزك و باصفهاني و شك و در تكابن و ديلم اوجا نامند

* ماهيت ان

درختى بسيار بزرك است از جنس خلاف يا صفصاف باختلاف اصطلاح آن و برك و پوست آن سفيد و برك آن به قدر برك قطف و از ان صمغى به عمل مىآيد بزدن تيغ بساق آن در هنكام ظهور شكوفهء آن و اكثر مستعمل لحاء و برك و صمغ آنست

* طبيعت ان

در دوم سرد و خشك و بعضى تا سوم و زياده از صفصاف دانسته‌اند

* افعال و خواص ان

كل و برك و عصارهء ماخوذ از ان هر دو مجفف بىلذع و با عفوصت و لحاى آن قريب بدان و خشك‌تر از ان الاذن قطور عصارهء برك و بيخ مسحوق آن با روغن كل جوشانيده در پوست انار جهت تسكين وجع كوش و آمدن چرك از ان و بدستور مطبوخ پوست تازهء آن و شستن سر بطبيخ لحاى آن جهت حزاز العين قطور عصارهء كل و برك و صمغ آن جهت جلاى بصر و رفع بياض