تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
نفض حميات و دو درهم آن با شراب قبل از نوبت مانع نغص آن و حقنهء آن نيز جهت حميات وبائيه و با ماء القراطن نيز جهت حمى السموم آشاميدن آن يك درم تا دو درم با شراب جهت لسع مار و سائر هوام و بدستور ضماد آن بر موضع لسع آنها و داشتن آن با خود جهت منع كزيدن عقرب الزينة آشاميدن چهار قيراط آن جهت نيكوئي رنك رخسار و اقسام زبون آن همه مهلك و مورث كرب و خناق و امراض ردئه مصلح آن در همه حال جند بادستر و قئ فرمودن باب كرم و شير تازه دوشيده و بيخ و سائر تدابير كندش خورده را به عمل آورند مقدار شربت آن در غير مطبوخ و مفرد يك درم و در مطبوخ تا يك مثقال بدل آن نصف وزن آن شحم حنظل و به وزن آن تربد و ربع آن زنجبيل باهم و ربع آن فربيون و دو وزن آن بسفايج و بدستور دو وزن آن افتيمون و عشر آن خربق سفيد است و حبوب و قرص و معجون آن در قرابادين كبير ذكر يافت

* غاز *

بفتح غين و الف و زاى معجمه اسم فارسي نوعى از مرغابي است بزركتر از اردك و به عربى قازواوز نيز نامند و ذكر يافت در حرف الالف

* طبيعت ان

كرم‌تر و غليظ و تر از اوردك

* افعال و خواص ان

نيز مانند آن و روغن آن محلل و مفتح و جهت رياح و مغص و استسقا و درد مفاصل شربا و ضمادا نافع است و در قرابادين كبير دهن آن در اوز نيز مذكور شد *

* غاغالس *

بفتح دو غين معجمه و دو الف بعد از هريك و ضم لام و سين مهمله و غالسينس بفتح غين و الف و لام و كسر سين مهمله و سكون ياء مثناة تحتانيه و ضم نون و سين نيز امده و بيوناني بمعني منتن الرائحه است و غالونيس نيز آمده و نزد اهل مصر مشهور بقس الكلاب و در طبرستان پليهيم نامند

* ماهيت ان

نباتى است املس و برك آن نرم و بدبو چون بدست بمالند تلخ و بيلذع و كل آن بنفش باريك و حكيم مير محمد مؤمن نوشته نبات آن به قدر نبات انجره و برك آن املس و بدبو و كل آن چترى و سفيد مانند كل شبت و ثمر آن به قدر عنب الثعلب و بعد از رسيدن سياه و پر آب مىكردد و در دار المرز سركه را به آن رنكين مىسازند و بيخ آن سفيد و با تجويف منبت آن خرابها و شوره‌زارها و اطراف بساتين و در كرما بهم مىرسد

* طبيعت ان

در اول كرم و در دوم خشك و كرم و خشك در دوم نيز كفته‌اند و بعضى در سوم

* افعال و خواص آن

الاذن ضماد برك و شاخ آن با سركه جهت ورم كوش اعضاء الصدر خوردن ساق تر و تازه خام آن مانند سبزيهاى ديكر جهت سرفهء كهنه و بهر و ضيق النفس هر نوع كه باشد و ربو و درد سينه بيعديل به حدى كه قائم مقام آن چيزى ديكر ندانسته‌اند اعضاء النفض مفتح سدد و مغتت حصاة و مدر بول و حيض و محلل رياح الجرب و الحكة و الاورام و القروح جهت جرب و حكه و تحليل خنازير و اورام صلبه و سرطان و قروح خبيثه و ورم صلب انثيان خصوصا چون برك و شاخ آن را با سركه روزى دو سه مرتبه ضماد نمايند و بدستور اغتسال بطبيخ آن روزى چند مرتبه و بالخاصية جهت علل صفراوى مفيد مقدار شربت آن تا پنج درهم و آشاميدن طبيخ بيخ آن به قدر ده درم مسهل قوى بلغم و سوداى رقيق و سريع العمل است *

* غافث *

بفتح غين و الف و فتح فا و ثاء مثناة فوقانيه بر وزن آفت و بكسر فاء و ثاء مثلثه نيز آمده بلاطيني او بطورى و ببربرى اكر سومنه نامند و نبات آن را حشيشة الغافث و شجرة البراغيث و شوكهء منتنه نامند

* ماهيت ان

كياهى است خاردار و برك آن دراز و عريض و طولاني و مزغب و از وسط بركهاى آن شاخى مجوف خشن روئيده و كل آن كبود مائل ببنفشى و طولاني و جميع اجزاى آن بسيار تلخ و از صبر تلختر و با عفوصت و قبض كمى و حرارتى چندان ندارد و مستعمل كل