شبيه به بيخ پوسيده كه در جوف بعض اشجار سالخوردهء كهنه پوسيده و مانند درخت انجير و جميز و امثال اينها و يا ريشهء آنها است كه پوسيده كشته بسبب تعفين مانند فاد كه از درخت بلوط بهم مىرسد و بعضى ريشهاى پوسيده و بعضى فطر دانسته اند و آن نر و ماده مىباشد و بالوان مختلف و طعم آن با حلاوت ظاهر و حرافت و مرارت و قبض نر آن اندك صلبتر از ماده و مستدير و با طبقات كه كويا شئ واحد است بخلاف مادهء آن و قوت آن تا چهار سال باقي مىماند و بهتر و مستعمل مادهء سفيد سبك وزن املس با طبقات مستوى غير مستدير است كه قطعهاى آن بزرك و رخو باشد و با اندك سودن از هم بپاشد و آنچه بخلاف اين اوصاف باشد زبون و زرد و سرخ آن قريب بسميت و سياه آن سمى و همهء آن غير مستعمل و همچنين نر آن و شرط استعمال آن آنست كه بر پرويزن موى بمالند تا لطيف آن بكذرد و اجزاى سميهء آن بماند و نكوبند زيرا كه اجزاى سميهء آنكه به شكل ناخن چيده هست بكوبيدن كوفته داخل مىكردد
* طبيعت ان
خواه نر و خواه ماده بقول شيخ الرئيس در اول كرم و در دوم خشك با جوهر هوائي و مائي و ارضي لطيف و بقول ديكران كرم و خشك در دوم و بعضى كرمي آن را زياده از خشكي آن تا سوم و بعضى مركب القوى و بعضى تر دانستهاند و با قوت قابضه و صاحب ارشاد كرم در اول و خشك در دوم كفته
* افعال و خواص آن
مسهل بلغم و سودا و صفراى مخلوط باهم و ملطف اخلاط غليظه و مقطع مواد لهجهء غليظه و محلل نفخ و رياح غليظه و اورام صلبه و قولنج هر نوع كه باشد غير ايلاوس و مفتح سدد خصوص سدهء كبد و كرده و معين ادويهء مسهله و رسانندهء آنها باقصاى بدن و جاذب مواد از اقاصي و اعماق بدن و مدر بول و حيض و رافع وهن عضل و سموم منهوشه و مشروبه و ادويهء سميه و بغايت مقوى عصب و دل و دماغ و مفرح بالعرض و مصلح فساد اخلاط فاسده و حميات بلغميه و بىغايله و محمود العاقبت است اعضاء الراس جهت صداع بارد و بلغمي مزمن و كهنه و شقيقه و رفع بخارات خصوصا باهليلهء كابلي و مصطكى و با فاوانيا جهت صرع و با ريوند جهت نزلات و غرغرهء آن با ميفختج جهت تحليل ورم حلق و عضلات آن و تقويت لثه و دندان و احتقان آن جهت ابتداى نزلات وبائيه اعضاء الصدر نيم درم آن با آب جهت نفث الدم و نزف الدم صدر و يك درم آن با انيسون جهت ربو و نفس الانتصاب و با رب السوس به وزن آن جهت درد سينه و سرفه مزمن بارد بلغمي و ضيق النفس و عسر آن و با طلا جهت قرحهء رئه اعضاء الغذاء و النفض آشاميدن يك درم تا يك مثقال آن ابريوند جهت امراض جكر و معده و ترش شدن طعم در معده و با سكنجبين جهت يرقان سدى و سپرز و مثل آن اسارون با عسل سرشته جهت تفتيت سنك كرده و مثانه و درد احشا و كمر و كرده و بافسنتين معجون با عسل به شرط مداومت جهت استسقاى لحمي و زقي و با انيسون جهت اوجاع باطنيه و با رازيانه نيز جهت درد احشا و سنك كرده و مثانه و با عسل جهت قولنج و انواع رياح و حقنهء آن نيز جهت قولنج و ورم و قروح امعا و مضغ آن بتنهائي و بلعيدن آب آن نيكو دوائى است براى وجع معده و جشاى حامض و ايستادن طعام بر سر معده و يك درم آن با ماء القراطن اكر تپ باشد جهت اسهال بلغم و سودا و صفرا باهم مخلوط و اذابهء خلط غليظ و جذب از اقاصي بدن و ادرار بول و حيض و رفع مغص و اختناق رحم و تحليل رياح آن و اكر تپ نباشد با نومالي و با صبر نيز جهت اختناق رحم و قرحهء آن و با قليلى جند جهت اقسام قولنج بلغمي و ريحي الا اپلاوس و با ريوند جهت تفتيت سنك كرده الاورام و الالات المفاصل و الحميات آشاميدن آن با ادويهء مناسبه جهت جميع انواع اورام و بدستور طلاى آن و نيم درم آن تا نيم مثقال و يك درم با سكنجبين جهت اوجاع مفاصل و عرق النسا و با صبر جهت اوجاع مفاصل و عرق النسا و نقرس و امراض اعصاب و حميات نائبه بعد نضج ماده و حميات كهنه و