عين كرده مىشود و از اجزاى آنست اكتحال بدانجهت نزول آب در چشم و بدستور عكر دهن سوسن اعضاء النفض احتقان بكهنهء آن جهت قرحهء مقعده و رحم و ضماد آن محلل رياح شديدهء طحال الاوجاع و غيرها طلا و ضماد تازهء غير مطبوخ آن جهت عرق النسا و نقرس و اوجاع مفاصل نافع و عكر هر چيز در ذيل ذكر آن چيز مذكور شد و مىكردد ان شاء اللّه تع *
* عكرب *
بفتح عين و سكون كاف و فتح راء مهمله و باء موحده
* ماهيت ان
نوعى از حرشف بريست برك آن مائل بسفيدى و تخم آن سفيد مستطيل و چون بريان نمايند لذيذ كردد و با قهوه مغشوش مىكنند
* افعال و خواص ان
بغايت مقوى باه است و سائر خواص آن در حرشف مذكور شد *
* عكنه *
بفتح عين و سكون كاف و فتح نون و ها اسم لغت بربرى است كه نوع دقيق سورنجان است
* طبيعت ان
كرم و خشك در دوم
* افعال و خواص ان
زياده كنندهء باه و مداومت بر ان سرخ كنندهء وجه است به حدى كه سرخي آن بر سر نير سرايت كند و به زودى رنك آن زائل نكردد زنان در وسمهء خود مستعمل دارند جهت سرخي رنك رخسار *
* فصل العين مع اللام *
* علس *
بفتح عين و لام و سين مهمله بفارسي كندم مكه نامند و طعام اهل صنعا است
* ماهيت ان
صنفي است از حبوب شبيه بكندم و نان آن شيرينتر از كندم
* طبيعت ان
سرد و تر و قوت قبض آن زياده از كندم و كرمتر از جو
* افعال و خواص ان
چون در آب طبخ دهند و در آب آن صاحب بواسير بنشيند وجع آن را تسكين دهد و حركت آن را زائل كند *
* علق *
بفتح عين و لام و قاف لغت عربي است به فارسى زلو و ديوچه و بتركي سلوك و بهندى جونك نامند
* ماهيت ان
كرمي است در انهار و غديرها و كودالها كه در انها آبهاى شيرين ايستاده غليظ متعفن و طحلب بسيار باشد تولد مىيابد و انواع مىباشد آنچه در انهار و يا غديرهاى آب شيرين و يا كثير الطحلب غير متعفن بهم رسد و رنك آن سياه كمرنك متوسط در كوچكي و بزركي و سر آن سياه و مدور و زير شكم آن اندك الجه باشد نيكو است و كفتهاند آنچه زير شكم آن سرخ رنك و بر پشت آن دو خط سبز و باوصاف مذكوره باشد نيكو است و آنچه بسيار سياه و الجه است و بزرك زبون و غير مستعمل و بسيار كوچك آن ضعيف
* طبيعت ان
سرد و خشك
* افعال و خواص ان
لعوق خشك كردهء آن با عسل محلل خناق و مفتت حصاة و ضماد مسحوق آن با صبر مجفف دانهء بواسير و طلاى آن جالي آثار و طلاى پختهء آن در روغن زيتون بر قضيب بغايت معظم و مقوى آن و ضماد سوختهء آن در روغن زيتون بدستور معظم و مقوى آنست و ضماد سوختهء نوع كوچك آن با سركه يا آب بنك مانع روئيدن موى زائد است كه در اجفان روئيده و كنده باشند و قطور آن با روغن بنفشه جهت حرقت البول و قرحهء مثانه مجرب كفتهاند و چون پانزده عدد زلوى بزرك زنده را با بيست مثقال خراطين شسته خشك كرده در روغن كنجد تازه خالص مقدار نيم آثار هندى خوب بجوشانند پس صاف كرده در شيشهء نكاهدارند و عند الحاجت بر قضيب و حوالى آن بمالند تقويت آن بسيار بخشد و نعوظ آورد و چون بر خصيهء كه در ان آب نزول كرده و كهنه و صلب شده باشد چند روز متوالى كرم كرده بمالند زائل سازد و مجرب است و چون نوع اعلاى آن را بر مواضعى كه خون فاسد در انها باشد مانند سعفه و قروح خبيثه و قوبا و بثور رديه و مواضع ضعيفه و صغيره مانند اجفان و موقهاى چشم و رخسارها و يا اطفال و يا زنان ضعيف البنيه كه نخواهند حجامت نمايند ايشان را بچسپانند خون فاسد را جذب نمايد بىمشقت و ليكن بايد كه بدن ممتلي نباشد بلكه نقي از اخلاط فاسده باشد و بعد از ان از استعمال آب سرد و هواى سرد و حموضات اجتناب نمايند