تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 614

مساهمون:

ص٦١٤
است و موش را شكم شكافته كرماكرم بران ضماد نمايند و تخم يونجه را پخته ضماد نمايند و بيخ كبر و افسنتين و زراوند طويل و مدحرج و طرخشقوق اجزاى متساوى با عسل معجون ساخته مقدار چهار دانك بخورانند نقل است كه شخصى فالج داشت كه قادر بر قيام و قعود و مشي نبود از اتفاقات شبى در بين خواب چند جاى بدن او را عقرب جراره بكزيد آزار فالج او زائل كشت اطباى ماهر كفتند اكر بار ديكر او را بكزد هلاك خواهد شد و اين نقل بتفصيل در كتاب فرج بعد شدت مسطور است و ترياق و دافع سميت عقرب جراره خوردن روغن كاو و يا كوسفند و ريختن كرم كردهء بسيار كرم جوشان بر موضع لسع آنست مكرر و نيز كذاشتن محجمه و به قوت كشيدن و داغ كردن آن موضع پس فصد نمودن و ربوب فواكه حامضه خصوص سيب ترش و سويق آن به آب سرد و طرخشقوق و كاسني مطفيات و مسكنات حدت و ماء الشعير و ماء القرع و ماء الخيار و قرص كافور و امثال اينها از خون و ترياق عسكرى و ترياق متخذ از طرخشقوق خشك و برك سيب ترش و كشنيز خشك اجزاى متساوى و سه كف آن را بخورند مفيد است و هر مرضى كه حادث كردد از ان بمعالجهء آن پردازند و دستور احراق و دهن و معجون آن در قرابادين كبير ذكر يافت *

* عقرب بحرى *

بهندى سينكهي مچهلي و بفرنكي شكوربي مرين نامند

* ماهيت ان

نوع ماهي صدفى است خاردار كه سر آن بزرك و خارى سفيد بران رسته كه نيش آنست كزيدن آن باعث درد و سوزش عظيم

* افعال و خواص ان

امراض عين اكتحال زهرهء آن جهت نزول آب و خيالات و جلاى غشاوه و تقويت بصر و بدستور اكتحال محرق آن جهت نزول آب و غشاوه و بياض و قرحهء چشم داء الثعلب طلاى آن جهت داء الثعلب مفيد *

* عقعق *

بفتح دو عين و سكون دو قاف و آن را عكه و بتركي صقصقان و در اصفهان علاجاره نامند

* ماهيت ان

از طيور معروفه و از كلاغ ابلق كوچكتر و خوش‌منظرتر

* طبيعت ان

كرم و خشك ردى الكيفيت

* افعال و خواص آن

خوردن آن از داخل غير مجوز و قريب بغراب ابقع اكتحال زهرهء آن جالى غشاوه و قروح عين و مورث محبوبي در نظر خلايق كفته‌اند و كفته‌اند بخور زبل آن جهت ربو مفيد است *

* عقيق *

بفتح عين و كسر قاف و سكون ياء مثناة تحتانيه و قاف

* ماهيت ان

سنكى است معروف و معدن آن يمن و در كمنپايت بيشتر و ساحل بحر روم نيز كفته‌اند و بهترين آن يمنى است كه صاف و شفاف باشد و كفته‌اند فرق ميان يمنى و غير آن آنست كه يمنى صلب مىباشد بخلاف غير آن و بالوان بسيار مىباشد سرخ و زرد و سفيد و سياه و هريك رنكين و نيم رنك و سرخ و جكرى و صاف و شفاف و ناصاف غير شفاف و ابلق و شجرى و ذو طبقات و هريك در هنكام برآوردن از معدن كمرنك مىباشد قطعهاى صاف شفاف بىجرم آن را جدا كرده طبخ مىدهند رنكين مىكردد و طريق طبخ آن آنست كه ديك بزركي خزفي و يا مسي را كه بلند باشد تا بكردن در ان چوبها مىچينند و ديك را تا بنصفه آب مىكنند و قطعهاى عقيق را بران چوبها مىچينند و سر ديك را محكم بسته زير آن آتش ملائم مىافروزند كه بخارات كرم بدانها برسد و كسانى كه اين عمل مىكنند نزد خود زماني معين دارند كه تا آن زمان طبخ رنكين مىكردد پس برآورده تراشيده حكاكي مىنمايند بهر نحوى كه مىخواهند آنچه از انها بسيار رنكين صاف شفاف براق يكرنك است بسيار خوب و مستعمل در ادويه و انكشترى و غيرها بسيار سرخ شفاف براق اين قسم است پس زرد و آنچه در جرم آن شكلى شبيه بشاخهء درختى و يا پارچهء كوهى باشد آن را شجرى نامند و آنچه ذو طبقات است هريك برنكي اكثر آن را بدان قسم تراشند كه طبقات آن يكي فوق ديكرى باشد آن را جزع كويند و در حرف الجيم مع