تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
الزاء ذكر يافت و آنچه در عرض بريده باشند كه خطوط آن در سطح بالاى آن مدور و يا غير مدور باشد آن را حجر سليماني و بفارسي باباغورى نامند و اين نوع اكثر صلب‌تر مىباشد و اكثر سنك مهره را ازين نوع مىسازند

* طبيعت ان

در دوم سرد و خشك و محرق آن الطف بسبب كسب حرارت و خشكي آن غالب

* افعال و خواص ان

در احاديث شريفه فضيلت و خواص آن بسيار وارد است آشاميدن دو دانك نرم سودهء آن بتنهائي و يا با شربت سيب جهت تقويت دل و رفع خفقان و بتنهائي و يا بادويهء حابس دم جهت نفث الدم و نزف الدم خصوص دم حيض كه به هيچ قسم بند نشود و با ادويهء مناسبهء مفتحهء سدد جهت رفع سدهء كبد و طحال و با ادويهء مفتته جهت تفتيت حصاة اكتحال آن به تنهائى و يا با اكحال جهت تقويت بصر و نيكوئي اشفار سنون محرق آن بتنهائي و يا با مرواريد و بسد جهت تقويت دندان متحرك و لثه و منع خون رفتن از بن دندان و جلاى چرك آن الخواص تعليق آن جهت تسكين حدت غضب و خصومت و پوشيدن عقيق لحمى كه برنك آب كوشت شسته باشد جهت قطع نزف الدم زهر عضو كه باشد خصوصا براى حيض جارى و پوشيدن انكشترى آن رافع خفقان و باعث هيبت در نظر خصم و استجابت دعوات و امن از درد سينه و كويند چون عقيق را با مشك و كافور و روغن زيت بسايند و بر روى و موى خود بمالند و نزد سلاطين و حكام روند عزيز و كرامى كردند و محبوب همه خلائق باشند همچنانكه عجم فيروزه را بفال نيكو دارند مضر كرده مصلح آن كثيرا مقدار شربت آن تا نيم درم بدل آن بسد است

* فصل العين مع الكاف *

* عكبر *

بفتح عين و سكون كاف و فتح باء موحده و راء مهمله بفارسي برموم نامند

* ماهيت ان

چيزى است شبيه بموم با اندك عسل آميخته و غير آن هر دو است كه مجتمع مىكردد در خانهء زنبور عسل و در سالهاى جدب خشك كه كياه كم رويد بيشتر بهم مىرسد و رخنهاى خانهء خود را بدان بند مىكنند و بغدادى كفته كسانى كه وسخ الكوائر دانسته‌اند غلط كرده اند جهت آنكه وسخ الكوائر چيزى است كه بر ديوار خانهء آنكه كور نامند يافت مىشود و آن چيزى است كه اولا زنبور عسل آن را بمنزلهء اساس بنياد مىكند پس بر ان از موم خانها ساخته عسل در ان جمع مىنمايد

* طبيعت آن

در آخر دوم كرم و خشك

* افعال و خواص ان

بسبب كمال رداءت خوردن را نشايد ضماد آن جهت قوبا و جذب خار و پيكان مفيد براى آنكه جاذب قوى است و در جبر و كسر و استحكام استخوان شكسته و ضربه و سقطه و حبس خون نائب مناب موميائي دانسته‌اند و لهذا آن را موميائي نحلى نامند و بخور آن جهت سرفهء بارد كهنه و حمول آن قاتل و مخرج جنين مقدار شربت آن يك مثقال كه با ده مثقال نبات و عسل شربت نموده بنوشند صاحب اختيارات بديعي كفته كه عكبر چيزى است كه در ميان عسل بود و بشيرازى آن را دارو خوانند و نوشته كه مولف كويد مكس نحل آن را براى خورش خود و بچكان خود مىآورد از مجموع كلها و آن الوان مىباشد زرد و سرخ و سفيد و بنفش و بغايت تلخ بود و اكر در ميان عسل بود عسل را تباه كند

* عكر *

بفتحتين عين و كاف و راء مهمله

* ماهيت ان

ثفل و دردى چيزها است مطلقا و نزد اطبا مخصوص بثفل ادهان است و در اكثر امور قويتر از دهن صافى آنست و در بعض امور غليظتر و كثيف‌تر از ان و عكر هر دهني راجع بطبع و خواص آنست و ليكن غليظتر و كثيف‌تر از ان و مستعمل نيست مكر در اضمدهء منضجه و لطوخات

* طبيعت ان

عكر زيت كرم و خشك در دوم

* افعال و خواص ان

چون در ظرف مس قبرسي طبخ دهند تا غليظ كردد مانند عسل در نفع مانند حضض بلكه بهتر از انست الغم چون به آب‌غوره طبخ دهند تا غليظ كردد و بر دندان كرم خورده بمالند آن را قلع نمايد باساني العين داخل ادويهء