تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
آن و محرق آن با سركين موش به قدر نصف وزن آن جهت تقويت بصر و جرب و جلاى غشاوه الصدر آشاميدن برشتهء آن جهت سرفهء باردهء كهنه و قرحهء آلات بول و آشاميدن محرق آن با ادويهء مناسبه جهت تفتيت سنك كرده و مثانه و عسر البول بىنظير و جهت رفع قولنج خواه حادث بالذات و خواه بمشاركت كرده البرص و البهق و الكلف و داء الثعلب طلاى عقرب بزرك خشك كرده سوده با سركه سرشته بر برص تازه زائل كنندهء آن باذن اللّه تعالى و جهت بهق و كلف و داء الثعلب نيز مفيد القروح و چون عقرب را در زيت بسوزانند و بر قروح خبيثه و عسرة الاندمال بمالند و بر بالاى آن سفوف عقرب محرق بپاشند سودمند بود و تدهين داء الثعلب بدان نيز زائل كنندهء آن و رويانندهء موى آن البواسير طلاى آن جهت اسقاط دانهء بواسير و بدستور تدهين بدهن آن السموم چون زندهء آن را شق كنند و بر موضع كزيدهء عقرب بندند جذب سميت نمايد و خوردن برشتهء آن جهت رفع سميت آن نيز مفيد الباه تدهين آن جهت تقويت باه مؤثر و كفته‌اند چون يك عدد عقرب را در آخر ماه كه سه روز يا چهار روز از ماه مانده باشد كرفته در شيشهء كنند و بران زيت ريخته و سر آن را محكم بسته در آفتاب چند روز بكذارند تا قوت آن تمام در دهن آيد تدهين بدان جهت فالج و وجع ظهر و عرق النساء و قطع دانهء بواسير و كفته‌اند اكر زياده باشد اعداد عقرب زياده نمايند بحسب آن روغن را بازاى هر عددى بايد كه ده درم زيت باشد و چهل روز در آفتاب كذارند و تدهين بدان جهت تفتيت حصاة مجرب و كفته‌اند تعليق عقرب مردهء خشك به زنى كه حمل آن نماند باعث حفظ آن از اسقاط مقدار شربت رماد آن نيم درم تا يك مثقال مضر رئه مصلح آن كل ارمنى و تخم كرفس و آشاميدن آب پياز تا بست مثقال و چون عقرب كسى را بكزد موضع لسع آن ورم كند و صلب و سرخ كردد و ملسوع در بدن خود دو حالت مختلف دريابد كه كاه سرد كردد و كاه كرم و كرب و اضطراب و ضعف در دل خود و عرق سرد و استرخاى اعضا و لرزه و اختلاط عقل و اختلاج لبها و فواق و قئ شديد عارض كردد و بقئ چيزى لزج برآيد و ريح در شكم او بهم رسد و رنك او متغير كردد و زبان او سطبر كردد و دندانها برهم افتد و غشي او را طارى كردد و اعضا سرد و سست كردد و قضيب او ورم كند و مقعد او برآيد اين هنكام معالجه‌پذير نبود بالجمله علاج آن فى الفور بستن بالاى آن موضع اكر ممكن باشد به قوت تمام مانند مار كزيده و بزركتان و كبريت زرد و علك البطم را كوبيده بروغن زنبق سرشته بران موضع كذارند و جندبيدستر و فرفيون و مرمكى و فلفل دراز با سركه بران موضع به قوت تمام بمالند و به آتش تكميد نمايند و يا به آب كرم و ترياق فاروق و ترياق اربعه و ترياق العقارب و سير بخورانند و سير را نيز ضماد نمايند و جدوار بران بمالند و اجتناب نمايند از استعمال اشياى مفتحهء سدد خصوصا كرفس و اكر عقربى كه كزيده است بدست آيد بكيرند و بكوبند و بر موضع نهش آن بندند دفع سميت آن نمايد و مجرب و آهك و برك توت را كرفته بروغن دنبه سرشته بر محل زخم آن نيز و آهك و زردهء تخم‌مرغ باهم آميخته نيز درد آن را ساكن كرداند و باقلا كوفته بدوشاب سرشته فى الحال درد آن را ساكن كند و اكر كژدم را در روغن بجوشانند و بيالايند و آن روغن را بر موضع كزيدكي آن مالند درد ساكن كردد و اكر با عسل آن روغن را بياميزند و چون كودك از مادر بزايد نيم درم از ان بكام او بمالند اكر در همه عمر كژدم او را بكزد درد نكند و اكر چرك كوش خنزير را بر موضع كزيدكي عقرب بمالند درد ساكن شود اكر سريشم را به سركه حل نمايند و بر زخم كژدم بمالند همين عمل كند و اكر كژدم را بكيرند و با نمك سوده در روغن چراغ كرم داخل كنند و بر زخم كردم كذارند همين عمل كند و اكر برك تاك را بكوبند و بر موضع لسع كذارند درد ساكن شود و اكر مغز جوز و انجير و سير كوفته بر زخم آن بمالند نيز سودمند بود استعمال شافهء يخ در مقعده مسكن وجع