تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠
و صالح الكيموس و لذيذ و خفيف تقليل تناول آن و اكثار آن محدث قئ بالخاصيت و همچنين چون در امتلاى طبيعي بدن بخورند مصلح آن ادهان و ابازير معتدله و بالجمله آنچه از اعالى بدن و قريب بمفصل باشد بهتر است از اسافل آن و دور از مفصل

* فصل العين مع الظاء المعجمة *

* عظايه *

بفتح عين و ظاء معجمه و الف و ياء مثناة تحتانيه و ها و عظاء بمد نيز آمده

* در ماهيت آن

اختلاف است صاحب قاموس كفته دابهءايست شبيه بسام ابرص و جمع آن عظاء و ديسقوريدوس كفته كه از جنس حردون است شبيه بوزغ و نر آن را جيلان و مادهء آن را فرجان نامند و انطاكي سالامند را دانسته و حكيم على جيلاني كفته حيواني است مانند سام ابرص و سبز رنك بطئ الحركت الوان آن در اوقات شبانروز مختلف مىكردد و چون در آتش اندازند نسوزد و با قوت سميت است و آن را مانند ذراريح دست و پا انداخته و شكم آن را شكافته امعاى آن را براورده در عسل نكاه مىدارند كه فاسد نكردد

* افعال و خواص ان

آشاميدن مقدار دو دانك از ان جهت رفع الم و سميت كزيدن آن و چون آن را شق كنند و بر نهش افعى بندند نفع بين بخشد الجروح و القروح جهت جرب مانند ذراريح است در نفع و در مراهم اكاله و موتلمه داخل مىكنند الزينة طلاى مطبوخ خون آن در زيت سترنده موى است و زهره و سركين آن هر دو زهر قاتل و سركين آن شديد الجلا است چون اندكي از ان را با نشاسته بسيار بياميزند و جهت رفع كلف و آثار غليظه و تنقيهء قروح عفنهء خبيثه استعمال نمايند مفيد است و چون عظابه كسى را بكزد و دندانهاى خود را در ان موضع كذارد بايد كه روغن و خاكستر بر ان بمالند تا برآيد و ابريشم و قز بران بمالند تا برآيد پس خاكستر و روغن بران موضع بمالند و اكر وجع آن دوام يابد بمكند آن موضع را به قوت و نطول نمايند بران آب كرمي كه در ان نخاله جوشانيده باشند پس ترياق رتيلا و طرخشقوق نافع است *

* عظم *

بفتح عين و سكون ظا و ميم جمع آن عظام بفارسي استخوان و بهندى هدى و هاد نيز و بيوناني سولونوس و برومى ستپون و بسرياني كرما و بتركى سموك نامند

* ماهيت آن

معلوم است كه جسمى است صلب در بدن حيوان كه از ان صلبتر عضوى نيست و از اعضاى مفرده است و براى استحكام و دعامه و صدور افعال قويه قيام و قعود و مشي و سائر حركات بآساني و با حسن وجوه مخلوق است و فوائد آن بتفصيل در كتب تشريح مذكور است و عدد آن در بدن انسان بعدد حروف رحم است يعنى دو صد و چهل و هشت و بهترين آن استخوان انسان است

* طبيعت ان

در دوم سرد و در اول سوم خشك و محرق آن در آخر سوم خشك

* افعال و خواص ان

قابض و حابس و مجفف امراض الراس آشاميدن سائيدهء استخوان انسان جهت صرع مجرب خصوصا پوسيدهء آن و ريختن آب مطبوخ استخوان پوسيده با سركه بر سر حابس رعاف و سعوط بسيار نرم سودهء آن و تعليق ناب يعنى دندان نيش ثعلب جهت صرع و تعليق استخوان پهلوى ضبع يعنى كفتار جهت شقيقه جانب راست براى جانب راست و چپ براى جانب چپ الفم تعليق ضرس آن براى ضرس اعضاء الغذاء آشاميدن كهنهء باليدهء آنكه بسيار نرم سوده باشند حابس اسهال و قاطع نزف الدم و آشاميدن رماد ساق كاو و استخوان ران آن مقدار يك مثقال با عصارهء عصى الراعي جهت قطع نزف الدم و حبس بطن و سحج امعا و آشاميدن ذرور و رماد استخوان كلب قاطع بواسير است مجرب الطحال آشاميدن سوختهء باليدهء آن با سكنجبين جهت سپرز و بدستور سودهء كعب تيس با سكنجبين الباه آشاميدن كعب تيس با عسل جهت تهيج باه و استخوان باليدهء انسان با عسل بدستور الرحم برداشتن فتيلهء آن تنقيهء رحم نمايد و رطوبات سايلهء آن را خشك كرداند حرق النار ضماد خاكستر آن با سركه جهت سوختكي آتش اوجاع المفاصل و غيره آشاميدن آن با عسل