اسفيداج مىشويند و اقراص ساخته خشك مىنمايند و مغسول آن نرمتر مىباشد و كاه مقدار نخودى ساخته در ظرفى چيده و سر آن را بسته در اخكر مىكذارند تا بسوزد و برنك خاكستر سياه كردد
* طبيعت ان
كرم در اول و خشك در آخر دوم
* افعال و خواص ان
جالي و مجفف و قابض و مغرى و جهت اسهال الدم و استسقا و طحال و اورام كهنه و مترهلهء رخوه و اوجاع مزمنه و بواسير قديمه طلاى آن با سركه و بتنهائي نيز بسيار مفيد و در اسكندريه مستعمل است *
* طين الجزيرة المصطكى *
و آن را طين الكيوس و حيا و حيوش نيز نامند يعنى جزيرهء مصطكى
* ماهيت ان
خاكى است رقيق صفايحي و قطعهاى مختلف الشكل كه از جزيرهء مصطكى آورند بهترين آن سفيد مائل بخاكسترىرنك زودشكن و در آب زود كدازنده است
* طبيعت ان
كرم و خشك در دوم
* افعال و خواص ان
جالي و مفتح بخلاف اطيان ديكر و جاذب خون به ظاهر جلد و نيكو كنندهء رنك رخسار و لهذا جهت نمش و جلا و تنقيه و تصفيهء اوساخ بدن و جلاى آن و تصقيل وجه خود زنان در حمام بر بدن مىمالند و در غمرها مستعمل دارند و جهت سوختكي آتش در آخر امر كه متقرح شده باشد مفيد است *
* طين مدينه *
طين مدينه رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم مانند تربت مرقد منور جناب حضرت سيد الشهدا است عليه السلام كه براى استشفا مقدار كم آن را با دعا و شرائط آن مىخورند *
* طين الملتانى *
بضم ميم و سكون لام و فتح تاء مثناة فوقانيه و الف و كسر نون و ياء نسبت
* ماهيت آن
خاكى است صفايحي ما بين سرخي و زردى و سفيدى و اندك صلب
* طبيعت ان
كرم و خشك
* افعال و خواص آن
جالي و محلل اورام طلاء و در شاه جهان آباد اطفال بر تختهء مشق مىمالند *
* طيهوج *
بفتح طا و سكون ياء مثناة تحتانيه و ضم ها و سكون واو و جيم معرب تيهو فارسي است جمع آن طياهيج و بفارسي فرفور نيز نامند و باندلسي ضريس بضاد و ذريس بذال معجمتين و بسين مهملهء مشدده نيز
* ماهيت ان
مرغى است كوهي كوچكتر از كبك و در رنك شبيه بدان و زير بال آن سياه با سفيدى بهترين آن فربه جوان قريب بمعموره است رازى كفته مرغى است به قدر كبك كردن و منقار آن سرخ
* و طبيعت و افعال و خواص آن
مانند كبك است و جهت ناقهين و ضعيف الاحشا بغايت نافع
* باب هفدهم در بيان ادويهء كه حرف اول آنها ظاء معجمهء مشاله است
* فصل الظاء مع الباء الموحدة *
* ظبي *
بفتح ظا و سكون باء موحده و يا اسم عربي غزال است و در حرف الغين مع الزاء المعجمتين ان شاء اللّه تعالى خواهد آمد
* * فصل الظاء مع الفاء * *
* ظفره *
بضم اول و سكون فا و فتح راء مهمله و ها لغت عربي است و آن را تستر نيز نامند جهت آنكه در تستر كه به فارسى شوستر نامند و از بلاد فارس است بسيار مىشود و آن را بفارسي علفك داغ نامند
* ماهيت ان
كياهي است ضعيف مفروش بر روى زمين و بر ديوارها و شاخهاى آن باريك نرم و برك آن مدور ظاهر آن سبز و باطن آن سرخ تيره كوچك آن به قدر ناخني و بزرك آن قريب در شكل ببرك قوطوليدون و از ميان بركهاى آن ساقهاى بسيار باريك برمىآيد مدور به قدر يك شبر و كمتر از ان و بر سر آن كلي زرد و سبز رنك و بيخ آن سياه منقش بسفيدى و باطن آن سفيد به قدر يك انكشت
* طبيعت ان
در چهارم كرم و خشك
* افعال و خواص آن
تند و تيز و خورندهء كوشت و سم قاتل لهذا استعمال آن از داخل ممنوع است و ضماد آن خورندهء كوشت زائد و ثآليل و نواصير و اكلهء و كچلي را نافع و قائم مقام ديك بر ديك دانستهاند