غسالان ثياب را به آن مىشويند و كويند بالفعل آن جزيره را آب كرفته و طين مختوم اصلي بهم نمىرسد و بجاى آن طين ارمني و يا خاكي ديكر شبيه بدان هيات ساخته استعمال مىنمايند و آنچه بتحقيق پيوسته آنست كه آن جزيره غرق نكشته و تا حال هست و بدستور از انجا به همان نحو در هيكل مريخ اقراص ساخته به اطراف مىبرند و بهترين آن بسيار سرخ چرب املس آنست كه ظاهر و باطن آن يكسان باشد و چون بر لب و يا بر زبان كذارند بچسپد و بوى آن شبيه ببوى شبت باشد و چون بر جراحت تازه پاشند در ساعت قطع خون و حبس آن نمايد و آنچه ظاهر آن سرخ و باطن آن سفيد باشد و بوى شبت از ان نيايد و حبس خون را بسرعت ننمايد خوب نيست
* طبيعت آن
در دوم سرد و خشك و با قوت ترياقيت و شيخ الرئيس معتدل در كرمي و سردى دانسته مشابه جسد انسان مكر در رطوبت كه يبس بران غالب است
* افعال و خواص ان
مفرح و مقوى دل و معده و مغرى و مجفف و مقاوم جميع سموم و مانع انصباب مواد جهت آنكه قابض افواه عروق و مسالك سم و دافع اذيت و نكابت آنست بسبب تغريه و حبس و قبض و ترياقيتى كه دارد حابس نفث الدم و نزف الدم باطني و ظاهرى كل اعضا است و جهت قرحهء رئه و حلق و امعا و سحج آن و سائر قروح باطنى بتنهائي و يا با كثيرا و به جهت فساد خون و تپهاى حارهء وبائيه و طواعين و اسهال دمويه و صفراويه و دفع مضرت هوام و هواى وبائى و آب زبون شربا خواه قبل از انها و خواه بعد از انها و با شراب جهت دفع سموم مشروبه و منهوشه مانند ذراريح و ارنب بحرى و مار و افعى و سك ديوانه و يا شراب و آب كرم و شبت آشاميدن و قئ نمودن جهت دفع سموم و تحقين بدان جهت ذوسنطاريا و قروح امعا بدستور مذكور در طين شاموس و طلاى آن با عسل يا شراب جهت امراض مذكوره و تسكين التهاب و تحليل صلابات و التيام جراحات تازه و كهنه و قروح خبيثهء متعفنه و شكستكي اعضا و ضربه و صدمه و سقطه و بايد كه بر بالاى آن طلاى برك قنطوريون و فراسيون و سير برى و امثال اينها از بركهاى مناسبهء لطيفه بكذارند و با سركه جهت نهش هوام مانند مار و افعى و سك ديوانه و اورام حاره و ذرور آن جهت جروح و قروح تازه و كهنه كه خون و چرك و رطوبت بسيار از ان آيد به زودى حبس نمايد و التيام دهد و بايد كه طلا و ذرور آن به قدر علت وسعت آن باشد بلكه اندك زياده و با شراب ابيض و يا احمر و يا حلو و يا مرو يا مثلث و يا عقيد عنب و يا عسل و يا سركهء عنبى كهنهء تند و يا سكنجبين هريك كه مناسب باشد بحسب علت و حاجت باشد و اكر پيش از آشاميدن سم و يا كزيدن حيوان سمى بخورند از اذيت آن محفوظ مانند مضر رئه و مصلح آن كثيرا و عسل و مضر طحال و مصلح آن كثيرا و كلاب مقدار شربت آن تا يك مثقال و تا دو درم نيز بدل آن كل داغستاني در امور مذكوره قويتر از ان و بعد از ان طين ارمني و در اطليه طين مغره صاحب اختيارات بديعي نقل نموده كه طفل يك ساله دو مثقال ديك بر ديك كه از سموم قتاله است بخورد و در زمان قدرى طين مختوم با شير مادرش به او دادم شروع بقئ كردن نمود و مجموع آن را بقئ دفع كرد باز قدرى با شير مادرش بوى دادم ديكر قئ كرد و يك مجلس طبيعت او اجابت نمود و از ان زهر كشنده خلاصي يافت و بدانكه جميع اطيان حابس دم و اسهالاند مكر اين طين كه مسهل است و كفتهاند مسهل سم است فقط و مشارك آنها است در قبض و حبس بعد از ان *
* طين المصر *
بكسر ميم و سكون صاد و راء مهملتين ابليز است و بيوناني ارطوياس نامند يعنى خاك زمين محروثه
* ماهيت ان
خاكى است آفتاب خورده چرب بسيار سفيد با خطوط و با حدت كه از مصر آورند و بعضي خاكسترى رنك بهترين آن خاكسترى رنك است كه بسيار نرم باشد و چون بر مس بمالند سائيدهء آن برنك زنجار باشد و كاه آن را مانند غسل