و نازكى كمتر از يمانيست و اندلسى كه مغربي نيز نامند از همه پستتر و اوراق آن نازك نمىكردد و رنك آن با كمودت و نيز كفتهاند دو صنف مىباشد يكى صفايحى و ورق ورق مىكردد و دوم مانند سنك حص و معدن آن جزيرهء قبرس است و در هند معدن آن بعض جاها است مانند نواح عظيمآباد و مىكويند كه احيانا در بعضى قطعهاى آن قليلى سيماب برمىآيد و مستعمل از ان محلوب و محلول آنست و چون به تنهائى احراق نمىيابد لابد بيالايد با نوشادر و كلس البيض احراق مىنمايند و دستور حلب و حل و احراق آن در مقدمه مذكور شد
* طبيعت ان
در دوم سرد و در آخر سوم خشك و در اول سرد و در دوم خشك نيز كفتهاند
* افعال و خواص آن
آشاميدن آن با ادويهء مناسبه جهت اسهال دموى و كبدى و نزف الدم همه اعضا و رحم و ذوسنطاريا و تپهاى حاره و ريزانيدن سنك كرده و مثانه و با عسل جهت سرفهء كرم و مغسول آن به آب بارتنك جهت نفث الدم سينه و رحم و بواسير بيعديل و طلاى آن جهت قروح رطبهء قضيب و اعضاى عصبانى و اورام حارهء پستان و خلف اذن و بواسير و حكه و جرب مذاكير و سائر اعضاى رخوه و جذام متقرح و رفع آثار سياهى جلد بغايت مؤثر المضار آشاميدن آن مطلق با خطر و مضر سپرز و كرده مصلح آن كثيرا و تخم كرفس و استعمال آن با عسل رافع تشبث آنست به اعضاى باطنى مقدار شربت آن تا نيم مثقال و چون محلوب آن را مانند غبار سائيده و مكرر با آب خالص غسل نموده و با صمغ عربى و آب حل كنند در اعمال نقاشى و مانند آن بهتر از ورق نقره است و چون در ان زعفران اضافه نمايند مانند ورق طلا محلول باشد و با زنكار زمردى رنك و با عصفر فستقى رنك كردد و چون با شب يمانى و خطمى و مغره و سركه و سفيدهء تخممرغ بر اعضا طلا كنند مانع سوزانيدن از آتش شود و اهل صناعت طلق را مطهر قلعى مىدانند هركاه به آن كداخته شود و دستور حلب و حل و احراق و دهن و اقراص كوكب در قرابادين ذكر يافت *
* فصل الطاء مع الياء المثناة التحتانية *
* طيرانه *
بفتح طا و سكون يا و فتح راء مهمله و الف و فتح نون و ها و طشير و طشور نيز آمده
* ماهيت ان
نباتى است مانند فطر و بزركتر از ان و در شب مانند چراغ مىدرخشد و تر و تازهء آن سفيد و زرد و خشك آن سرخ رنك منقطع مىكردد از ظروف مانند اسفنج قطعهاى سرخ و رطوبت آن بدبو و منبت آن اكثر زير درخت بلوط و زيتون و در سالى كه باران بسيار شود بيشتر مىرويد
* طبيعت ان
كرم و خشك در چهارم
* افعال و خواص آن
نفعي از ان تا حال ظاهر نشده و از سموم قتالهء قويه است حتى بوئيدن و لمس نمودن آن و اجتناب از ان واجب *
* طين *
بكسر طا و سكون يا و نون بفارسي خاك و بهندى متي و بسرياني چشما نامند
* ماهيت ان
معروف است بهترين آن طين حر يعنى خالص از آميزش ريك و شوره و كبريت است كه از آب شيرين باشد و آن را حرازين جهت نامند و به فارسى خاك رست نامند و لطيفترين اطيان آنست كه از آب شيرين جارى تهنشين شده باشد و طين نيل مصر بهترين اطيان انهار است
* طبيعت ان
مطلقا سرد و خشك مكر خاك بلد مصطكى و خاكي كه در ميان نمك بهم مىرسد و يا مدتى در نمك مانده باشد و خاك درياى شور و آبهاى تلخ و كبريتى و شبى و امثال اينها كه همه كرم و خشكاند
* افعال و خواص آن
جميع اقسام آن قابض و مجفف و جالي و مسدد و حابس اسهال و محلل اورام و مسكن التهاب و كرمي مقعده و مقوى اعضاى مسترخيه از سوارى بسيار و حركت عنيفه شربا و ضمادا و طلاء بتنهائي و يا با ادويهء مناسبهء هر علت و آشاميدن آن جهت سل نفث الدم و سحج امعا و كزيدن ارنب بحرى و ذراريح و سموم هوام و تحقين بدان جهت سحج امعا و طلاى آن