آبهاى ايستاده كه آفتاب بر آنها نتابد مانند غديرها و آب جويها و حوضها تكون مىيابد و سه قسم مىباشد آنچه مستدير و از هم متفرق است مسمى بخراز الما و طحلب ليفى است و آنچه مانند ريشها متصل بهم و بر لب جويها بسيار مىباشد غزل الماء نامند و آنچه متراكم مانند نمد باشد خروع الضفادع كويند و در آبهاى ايستاده تكون مىيابد بهترين آن آنست كه در آب شيرين تكون مىيابد
* طبيعت ان
در دوم سرد و تر و با قوت قابضه و قبض نهرى آن زياده از بحرى است
* افعال و خواص آن
ضماد آن به تنهائى و يا با آرد جو جهت حبس الدم از هر موضعى كه باشد و باد سرخ و تحليل اورام حاره و تپهاى حاره و نقرس و قيلا و فتق اطفال و چون در روغن زيتون بجوشانند در تليين عصب قوى الاثر و چون در روغن زيتون بجوشانند و بلع نمايند و آب كرم بالاى آن بنوشند و قئ كنند در اخراج زلوى در كلوى چسپيده مجرب و آشاميدن خشك آن حابس اسهال مرارى و آشاميدن نوع دوم آن مقدار يك درم با سه چهار دانه فلفل و قليلى تنباكوى خشك كه همه را با آب غليان نرم سوده حب بسته صبح ناشتا فرو برند جهت طحال حادث از كثرت خوردن بقول نافع تا كه دفع كردد و هرچه بر روى سنكهاى دريا متكون شود بسيار قابض طلاى آن حابس سيلان خون اعضا است *
* فصل الطاء مع الخاء المعجمة *
* طخشيقون *
بفتح طا و سكون خا و كسر شين معجمه و سكون ياء مثناة تحتانيه و ضم قاف و سكون واو و نون طفشيقون نيز نامند بمعنى قوسى است
* ماهيت ان
دواى سمى است از جملهء يتوعات كه در بلاد ارمن پيكان را به آن آب مىدهند زخم آن كشنده مىباشد برك و نبات آن شبيه ببرك كبر و پرشير و بغايت تند
* افعال و خواص ان
ضماد آن جهت قوبا نافع و كويند حلتيت بادزهر آنست شربا و ضماد كردن بر موضع جراحت آن
* فصل الطاء مع الراء المهملة *
* طراثيث *
بفتح طا و را و الف و كسر ثاء مثلثه و سكون ياء مثناة تحتانيه و ثاء مثلثه بمعنى زب الارض و زب الرياح است و زب بمعنى ذكر است
* ماهيت ان
نباتيست خشبي شبيه بفطر و در زمين فرو رفته و سرخ و سفيد مىباشد و كياه آن مانند برك پيچيده و منبت آن بيشتر نخودزارها و زير درختان و سرخ آن شيرين طعم و قابض و ماكول و سفيد آن تلخ و غير ماكول
* طبيعت ان
در سوم سرد و خشك
* افعال و خواص آن
بسيار قابض و قاطع و حابس اسهال و سيلان خون و عرق و مقوى كبد و معده و دابغ و رافع استرخاى آن و جهت اعيا و ردع مواد حاره و تحليل صلابات و تقويت مفاصل مسترخيه شربا و ضمادا و چون با شير بز تازه دوشيده طبخ دهند و يا با دوغ ماست كاو بياشامند جهت استرخاى معده و كبد نافع مضر رئه مصلح آن شكر و مخشن جلد و مصلح آن بزر قطونا مقدار شربت آن تا دو درم بدل آن ثلث وزن آن عفص و دو ثلث آن قرظ و نصف وزن آن قشر بيض محرق و عشر وزن آن و بقولى به وزن آن صمغ عربي است و اقاقيا نيز به وزن آن كفتهاند
* طراشنه *
بفتح طا و را و الف و شين معجمه و فتح نون و ها و آن را جعفريه و عشبة العجول نامند
* ماهيت ان
غافقى كفته نبات آن دو نوع مىباشد يكى برك آن شبيه ببرك شلغم برى و از ان نازكتر و مشقق و مجعد و در سبزى شبيه ببرك كلم و بران غبارى سفيد رنك و ساق آن تا قريب بيك قامت و بر بالاى آن شعبهاى كوچك و بر اطراف آنها كلهاى زردمانند كل طباق يا كل كاسنى و بيخ آن سفيد با شعبهاى بسيار و صنف دوم نيز شبيه بدان و سبزى آن مائل بزردى و ساق آن از ان كوتاهتر و باريكتر و شاخها و شعبهاى آن زياده منبت آن اجام و مواضع رطبه
* طبيعت ان
كرم و خشك
* افعال و خواص صنف اول آن
اكتحال عصارهء آن رافع بياض عين و در ان امر قوى الفعل و آشاميدن عصير نبات آن دافع نفخ و ضعف