كبد و طحال و استسقا در به دو حال و صنف دوم نيز جهت رفع بياض قوى الفعل و سريع الاثر و لهذا آن را عشبة العجول نامند *
* طراغثون *
بفتح طا و را و الف و ضم غين معجمه و ضم ثاء مثلثه و سكون واو و نون
* ماهيت ان
شيخ ابن بيطار نوشته كه اين نبات را رازى ذكر نموده و قوسي ناميده و كفته بعضى مردم آن را قوسي نامند و نبات آن شبيه بشاخي است و برك آن شبيه ببرك نباتي كه زعفران ثمر آنست و سر شاخ آن بزرك و بر طرف آن ثمرى سياه رنك و آن نبات را مىخورند و رازى كفته حشيشي است كه در ميان كندم مىرويد و آن را مثلث مىنامند و صاحب فلاحت كفته كه شاخى است كوتاه بسيار سبز كاه با برك نازك باريك طولاني مىباشد و كاه بىبرك و عروق آن طولاني غليظ اغبر و پوست آن نيز غليظ و بر سر شاخ آن ثمرى شبيه بجوز القطن و در ميان آن تخمها و آن را مىخورند و لذيذ و خوشبو است و بيخ آن شيرين و آن را با شاخ آن مىخورند
* افعال و خواص آن
اكتحال آن جهت منع كثرت دموع عين و خائيدن و خوردن آن نيكو كنندهء بوى دهان است
* طراغين *
بفتح طا و را و الف و كسر غين معجمه و سكون ياء مثناة تحتانيه و نون و بعضى آن را طرغاين و بعضى سقونيوس نامند
* ماهيت ان
نباتي است كوچك بر روى زمين به قدر يك شبر و زياده و كمتر از ان و بىبرك و بر شاخهاى آن ثمر به قدر دانهء كندم و شبيه بحب انكور كوچكي و اطراف آن نيز و كثير العدد
* طبيعت ان
كرم و خشك و سرد و خشك نيز كفتهاند و با قوت قابضه
* افعال و خواص ان
آشاميدن ده دانهء آن با شراب جهت اسهال و سيلان رطوبات رحم مزمنين نافع و بعضى مردم آن را كوبيده و حبوب و اقراص ساخته عند الحاجت استعمال مىنمايند *
* طراغيون *
بفتح طا و را و الف و كسر غين معجمه و ضم ياء مثناة تحتانيهء مشدده و سكون واو و نون لغت يوناني است بمعني شبيه به بيش جهت آنكه رايحهء برك آن در خريف مانند بيش مىباشد
* ماهيت ان
دو قسم است يكى بزرك و برك و ساق آن مانند اسقولو قندريون و با اندك زغبي و صمغ آن مانند صمغ عربي و در جزيرهء اقريطش بسيار بهم مىرسد و دوم كوچكتر از ان و در سواحل دريا بهم مىرسد و بيبرك و بسيار بلند نمىشود و بر شاخهاى آن دانهاى سرخ بسيار به قدر كندمي و هر دو سر آن باريك
* طبيعت ان
در سوم كرم و خشك
* افعال و خواص ان
يك مثقال از هر دو نوع آن با شراب مفتت حصاة و مدر حيض و مخرج جنين شربا و حمولا و ضماد آن جاذب خار و پيكان از بدن و كوچك آن قابض و جهت حبس اسهال و سيلان حيض و باقي سيلانات شربا و از دانهء آن تا ده دانه نافع است *
* طرخون *
بضم طا و بفتح نيز آمده و سكون را و ضم خاء معجمه و سكون واو و نون معرب ترخاني فارسي است و بسرياني طرخوني و برومي اورسيطون و بيوناني ميور سينه نامند
* ماهيت ان
نباتى است معروف در بلاد ايران خصوص در فارس و در شيراز كثير الوجود و مانند سبزيهاى ديكر از نعناع و پودنه و جرجير كه تره تيزك و مانند اينها با نان و پنير و غيره مىخورند و برى و بستاني مىباشد و نبات آن هم از تخم و هم از قلم شاخ آن بهم مىرسد و در طعم آن حدت و قبوضت و عفوصت و اندك حلاوتي است و خائيدن آن ناشتا بتنهائي فى الجمله خدارتي در زبان بهم مىرساند و لهذا بعضى مردم پيش از آشاميدن مطبوخات مسهلهء بشعه مىخايند طعم آنها خوب محسوس نمىكردد و طعم برك نورسته بيل ترش هندى كه بهندى كت بيل و كويتهه نيز نامند فى الجمله شبيه بدان است و ليكن حدت و لطافت ندارد و در كثافت و عفوصت بسيار بر اين غالب و بيخ برى آن عاقر قرحا است و اهل فلاحت كويند كه چون تخم اسفند را در سركهء كهنه بخيسانند تا مزاج كيرد پس بكارند طرخون مىكردد و نيز اكر در ميان ترب كذاشته بكارند طرخون مىرويد و بهترين آن بستاني تر و تازهء آنست
* طبيعت ان
در سوم كرم و خشك