تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠
جهت درد دندان و نكاهداشتن آن در دهان جهت قلاع سفيد آن و ضماد آن خشك كنندهء دانهء بواسير مقدار شربت آن تا يك مثقال بدل آن چهار دانك وزن آن كمون و نيم وزن آن ابهل و كويند بدل آن به وزن آن سنبل و نيم وزن ساذج و كويند ابهل و مقل مساوى آن مضر رئه مصلح آن عسل است *

* طاليقون *

بفتح طا و الف و كسر لام و سكون ياء مثناة تحتانيه و ضم قاف و سكون واو و نون لغت يوناني است و به عربى صفر و بفارسي مس است و روى عبارت از انست جهت آنكه در معدن مس بهم مىرسد بدون صناعت بشرى

* ماهيت ان

مصنوع و غير مصنوع مىباشد غير مصنوع آن مسي است زردرنك شبيه ببرنج مصنوع مركب از مس و روح توتيا و از تافتن به آتش و كوفتن بمطرقه سياه نمىشود و بخلاف سائر اقسام مس و مصنوع آن مسي است كه مكرر كداخته در بول كاو كه در ان اشنان سبز جوشانيده باشند ريزند و چون قدرى رصاص اضافهء آن كنند آن را نحاس صيني نامند و كويند جسديست مصنوع از اجساد سبعه كه طلا و نقره و مس و آهن و سرب و قلعي و روح توتيا كه بفارسي هفت جوش و بهندى كانسه نامند

* طبيعت ان

در آخر سوم كرم و خشك

* افعال و خواص آن

با قوت سميت و چون منقاشي از ان سازند و موى را از ان بكشند ديكر برنيايد و چون قلابه از ان سازند هيچ ماهي از ان خلاص نشود و چون كرم كرده در آب اندازند هيچ حيوانى از ان آب نخورد و چون از ان آئينه سازند و در خانهء تاريك صاحب لقوه دائم در ان نظر كند رفع علت آن شود

* طاؤوس *

بفتح طا و الف و دو واو اول مضموم و دوم ساكن و سين مهمله بهندى مور نامند

* ماهيت ان

طائريست معروف خوشرنك بالوان مختلفه و براق و دم آن بسيار بلند و چترى چون بردارد بلند كند و آواز آن شبيه بآواز كربه و نر آن بزركتر از مادهء آن و خوش‌رنك و خوش‌منظرتر از مادهء آن و دم مادهء آن كوچكتر و مادهء آن در سالي يك بار تخم كذارد

* طبيعت كوشت ان

در آخر دوم كرم و خشك

* افعال و خواص آن

بغايت صلب و غليظ و بطئ الهضم و مولد خلط غليظ كثيف و كويند مقوى معده است و آشاميدن عرق اسفيدباج آن جهت درد پهلو و ذات الجنب مفيد و خوردن كوشت و پيه آن مقوى باه و مرقهء لحم آنكه با سداب پخته باشند جهت درد معده بارد و قولنج و رياح غليظه و درد مفاصل و بدستور نطول آن و طلاى پيه آن بر كمر و ذكر و مقعده محرك باه و طلاى پيه كداختهء آن با آب و سداب و عسل جهت قولنج و درد معده و طلاى خون آن با انزروت و ملح جهت قروح خبيثه كه بيم اكله باشد و طلاى سركين آن با قوت جلاء بسيار و جهت ثآليل و رفع جميع آثار و طلاى استخوان سوختهء آن جهت كلف و تغير رنك برص مفيد و آشاميدن زهرهء آن به قدر دو دانك به تنهائى و يا با سكنجبين و آب كرم جهت حبس اسهال و ذوسنطارياى مزمن و طلاى آن با سركه جهت كزيدن هوام و قروح و رفع آثار و با انزروت جهت قلع بياض و ذرور سوختهء آن ملحم جراحات و سنون آن مقوى دندان و جالي آن و كويند چون دنبالهء آن را در كوزه كرده بسوزانند از صد مثقال آن قريب يك مثقال فلزى شبيه به طلا بهم مىرسد و اكتحال آن در رفع بياض عين و امراض آن از مجربات است و كوشت آن بسيار كرم مصلح آن ابازير و كفته‌اند مصلح آن همچنين كوشت هر حيواني كه صلب و ثقيل باشد آنست كه بعد از ذبح سنكي سنكين به قدر ثقل آن حيوان بر پاهاى آن بندند و معلق بياويزند يك روز يا دو روز تا سه روز پس پاك نموده شسته با سركه مهرا طبخ دهند و با روغن تناول نمايند و بايد كه غير صاحبان قوت معده و مرتاضان نخورند و كويند كه از خواص آنست كه چون طعام مسموم را بيند برقص و فرياد آيد و نظر كردن آن بر طعام مسموم باعث كسر قوت سميت آنست

* فصل الطاء مع الباء الموحدة *